محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
acquérir une connaissance par l'étude, la pratique ou l'expérience
acquérir la capacité de faire quelque chose
برای آموختنِ یک مهارت از apprendre à + مصدر استفاده میشود: apprendre à conduire.
recevoir une information nouvelle ou découvrir un fait
در apprendre une nouvelle منظور یاد گرفتنِ یک درس نیست؛ معادل طبیعی فارسی اغلب «باخبر شدن» است.
transmettre à quelqu'un une connaissance ou une compétence
وقتی بعد از apprendre شخصِ یادگیرنده با à یا ضمیر غیرمستقیم میآید، فاعل میتواند «آموزشدهنده» باشد. این کاربرد دربارهٔ آموزش دادنِ مطلب به فرد دیگری است، نه یاد گرفتنِ آن توسط گوینده.
apprendre در فرانسوی هم برای یاد گرفتن یک زبان یا مهارت استفاده میشود، هم برای باخبر شدن از یک خبر. نکتهٔ مهم این است که در ترکیب «apprendre quelque chose à quelqu'un» میتواند به معنی «چیزی به کسی یاد دادن» باشد؛ این معنی باید جدا از یاد گرفتن نمایش داده شود.
acquérir une connaissance par l'étude, la pratique ou l'expérience
acquérir la capacité de faire quelque chose
برای آموختنِ یک مهارت از apprendre à + مصدر استفاده میشود: apprendre à conduire.
recevoir une information nouvelle ou découvrir un fait
در apprendre une nouvelle منظور یاد گرفتنِ یک درس نیست؛ معادل طبیعی فارسی اغلب «باخبر شدن» است.
transmettre à quelqu'un une connaissance ou une compétence
وقتی بعد از apprendre شخصِ یادگیرنده با à یا ضمیر غیرمستقیم میآید، فاعل میتواند «آموزشدهنده» باشد. این کاربرد دربارهٔ آموزش دادنِ مطلب به فرد دیگری است، نه یاد گرفتنِ آن توسط گوینده.
شش ماه است که فرانسوی یاد میگیرم.
دانش یا زبانی را یاد گرفتنبچهها واژههای تازه یاد میگیرند.
دانش یا زبانی را یاد گرفتنما در مدرسه چیزهای زیادی یاد گرفتیم.
دانش یا زبانی را یاد گرفتنمیخواهم شنا یاد بگیرم.
مهارتی را یاد گرفتناو دارد رانندگی یاد میگیرد.
مهارتی را یاد گرفتنامروز صبح از آن خبر باخبر شدم.
از خبر یا واقعهای باخبر شدنفهمیدیم که قطار لغو شده است.
از خبر یا واقعهای باخبر شدنپدرم به من دوچرخهسواری یاد داد.
چیزی را به کسی یاد دادناو به فرزندانش فرانسوی یاد میدهد.
چیزی را به کسی یاد دادنJe veux apprendre le français.
میخواهم فرانسوی یاد بگیرم.
Il apprend à cuisiner.
او دارد آشپزی یاد میگیرد.
Nous apprenons ce poème par cœur.
داریم این شعر را از بر میکنیم.
J'ai appris la nouvelle hier.
دیروز از آن خبر باخبر شدم.
Elle apprend une chanson à son fils.
او به پسرش یک ترانه یاد میدهد.