در enseigner le français à quelqu'un، موضوع آموزشی مفعول مستقیم و فرد دریافتکننده با à میآید.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
faire acquérir des connaissances en expliquant une matière à quelqu'un
در enseigner le français à quelqu'un، موضوع آموزشی مفعول مستقیم و فرد دریافتکننده با à میآید.
expliquer et transmettre la pratique d'une activité
exercer le métier d'enseignant
برای بیان شغل معلمی، enseigner بهتنهایی هم میآید؛ برگزاری کلاس با یاد گرفتنِ شخص مقابل یکی نیست.
enseigner در فرانسوی یعنی درس، زبان یا مهارتی را به دیگران آموزش دادن و میتواند شغل معلمی را هم توصیف کند. apprendre نیز در ساختار apprendre quelque chose à quelqu'un معنی آموزش دادن دارد، اما وقتی بدون گیرندهٔ آموزش میآید اغلب معنی یاد گرفتن میدهد.
faire acquérir des connaissances en expliquant une matière à quelqu'un
در enseigner le français à quelqu'un، موضوع آموزشی مفعول مستقیم و فرد دریافتکننده با à میآید.
expliquer et transmettre la pratique d'une activité
exercer le métier d'enseignant
برای بیان شغل معلمی، enseigner بهتنهایی هم میآید؛ برگزاری کلاس با یاد گرفتنِ شخص مقابل یکی نیست.
او به بچهها زبان فرانسوی آموزش میدهد.
به فرد یا گروهی یک درس یا رشته را آموزش دادنبرادرم ریاضی تدریس میکند.
به فرد یا گروهی یک درس یا رشته را آموزش دادنما در این مدرسه انگلیسی تدریس میکنیم.
به فرد یا گروهی یک درس یا رشته را آموزش دادناو به دانشآموزان کمسن موسیقی آموزش میدهد.
یک روش یا مهارت را آموزش دادناو اصول اولیهٔ طراحی را به ما آموزش میدهد.
یک روش یا مهارت را آموزش دادنمن در یک مدرسهٔ متوسطه تدریس میکنم.
بهعنوان معلم یا مدرس فعالیت کردناو ده سال است در دانشگاه تدریس میکند.
بهعنوان معلم یا مدرس فعالیت کردنElle enseigne le français.
او فرانسوی تدریس میکند.
J'enseigne à des enfants.
من به کودکان آموزش میدهم.
Mon amie enseigne à l'université.
دوستم در دانشگاه تدریس میکند.
Nous enseignons les mathématiques.
ما ریاضی تدریس میکنیم.
Il enseigne les bases du dessin.
او اصول اولیهٔ طراحی را آموزش میدهد.