محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
adquirir conocimientos mediante el estudio, la experiencia o la práctica
adquirir la capacidad de realizar una actividad
aprender a nadar و aprender a conducir: قبل از مصدر دوم معمولاً a میآید.
memorizar algo, especialmente en la forma pronominal aprenderse
در aprenderse un poema، ضمیر بخشی از ساختار فعل برای حفظ کردن متن است؛ نباید به فعل سادهٔ «یاد گرفتن» به معنای عمومی محدود شود.
aprender یعنی یاد گرفتنِ دانش، زبان، واژه یا مهارتی تازه. برای اشاره به فعالیت مطالعه میتوان از estudiar استفاده کرد؛ و برای یاد گرفتن انجام کاری از aprender a + مصدر. در بعضی جملهها aprenderse به معنای چیزی را از بر کردن به کار میرود.
adquirir conocimientos mediante el estudio, la experiencia o la práctica
adquirir la capacidad de realizar una actividad
aprender a nadar و aprender a conducir: قبل از مصدر دوم معمولاً a میآید.
memorizar algo, especialmente en la forma pronominal aprenderse
در aprenderse un poema، ضمیر بخشی از ساختار فعل برای حفظ کردن متن است؛ نباید به فعل سادهٔ «یاد گرفتن» به معنای عمومی محدود شود.
دارم اسپانیایی یاد میگیرم.
دانش یا زبانی را یاد گرفتندر هر کلاس واژههای جدید یاد میگیریم.
دانش یا زبانی را یاد گرفتناو از پدربزرگش چیزهای زیادی یاد گرفت.
دانش یا زبانی را یاد گرفتنمیخواهم شنا یاد بگیرم.
انجام دادن یک مهارت را یاد گرفتنخواهرم پارسال رانندگی یاد گرفت.
انجام دادن یک مهارت را یاد گرفتنباید این شعر را حفظ کنم.
مطلبی را حفظ کردن یا از بر یاد گرفتناو همهٔ اسمها را از بر کرد.
مطلبی را حفظ کردن یا از بر یاد گرفتنMi amigo aprende español en casa.
دوستم در خانه اسپانیایی یاد میگیرد.
Quiero aprender a cocinar.
میخواهم آشپزی یاد بگیرم.
Aprendemos de nuestros errores.
از اشتباههایمان درس میگیریم.
Los niños aprenden palabras nuevas.
بچهها واژههای تازه یاد میگیرند.
Tiene que aprenderse un poema para mañana.
باید برای فردا یک شعر را حفظ کند.