lernen für + Prüfung یعنی برای امتحان درس خواندن؛ صرف خود فعل lernen تغییری در حرف اضافهٔ آن ایجاد نمیکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
sich durch Lesen, Üben oder Wiederholen auf Unterricht oder Prüfungen vorbereiten
lernen für + Prüfung یعنی برای امتحان درس خواندن؛ صرف خود فعل lernen تغییری در حرف اضافهٔ آن ایجاد نمیکند.
sich Wissen oder eine Fähigkeit aneignen
lernen هم برای درس خواندن و تمرین، هم برای یاد گرفتنِ واقعی به کار میرود: «Ich lerne für die Prüfung» با «Ich lerne schwimmen» معنی یکسانی ندارد.
einen Beruf oder ein Handwerk erlernen
این کاربرد دربارهٔ مهارتآموزی است. برای تحصیل دانشگاهی در رشتهای مثل پزشکی، معمولاً studieren میگویند، نه lernen.
lernen در آلمانی هم برای درس خواندن و آماده شدن برای امتحان کاربرد دارد، هم برای «یاد گرفتن» زبان، مهارت یا اطلاعات. به همین دلیل Alike برای دو مفهوم study و learn فقط یک مدخل آلمانیِ lernen نگه میدارد.
sich durch Lesen, Üben oder Wiederholen auf Unterricht oder Prüfungen vorbereiten
lernen für + Prüfung یعنی برای امتحان درس خواندن؛ صرف خود فعل lernen تغییری در حرف اضافهٔ آن ایجاد نمیکند.
sich Wissen oder eine Fähigkeit aneignen
lernen هم برای درس خواندن و تمرین، هم برای یاد گرفتنِ واقعی به کار میرود: «Ich lerne für die Prüfung» با «Ich lerne schwimmen» معنی یکسانی ندارد.
einen Beruf oder ein Handwerk erlernen
این کاربرد دربارهٔ مهارتآموزی است. برای تحصیل دانشگاهی در رشتهای مثل پزشکی، معمولاً studieren میگویند، نه lernen.
امروز برای امتحان ریاضی درس میخوانم.
برای درس یا امتحان مطالعه و تمرین کردنما با هم در کتابخانه درس میخوانیم.
برای درس یا امتحان مطالعه و تمرین کردناو هر شب دو ساعت درس میخواند.
برای درس یا امتحان مطالعه و تمرین کردنمن کلمههای تازه یاد میگیرم.
چیزی را یاد گرفتن یا مهارتی آموختنبچه دارد شنا کردن یاد میگیرد.
چیزی را یاد گرفتن یا مهارتی آموختنما از این اشتباه چیزهای زیادی یاد گرفتیم.
چیزی را یاد گرفتن یا مهارتی آموختناو دارد حرفهٔ نانوایی را یاد میگیرد.
یک حرفه یا پیشه را آموختناو در یک کارگاه یک حرفهٔ دستی یاد گرفته است.
یک حرفه یا پیشه را آموختنIch lerne für die Prüfung.
من برای امتحان درس میخوانم.
Wir lernen am Wochenende zusammen.
آخر هفته با هم درس میخوانیم.
Mein Bruder lernt Deutsch.
برادرم دارد آلمانی یاد میگیرد.
Ich lerne jeden Tag neue Wörter.
هر روز کلمههای تازه یاد میگیرم.
Man kann aus Fehlern lernen.
آدم میتواند از اشتباههایش درس بگیرد.