study a subject دربارهٔ فعالیت درس خواندن است؛ learn نتیجهٔ آموختن را پررنگ میکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to spend time learning about a subject, often through books or classes
study a subject دربارهٔ فعالیت درس خواندن است؛ learn نتیجهٔ آموختن را پررنگ میکند.
to read, practise and review material in preparation for a test
برای امتحان میگوییم study for an exam؛ در انگلیسی بریتانیایی revise for an exam هم رایج است.
to examine something carefully to understand it
این معنی دربارهٔ بررسی دقیق است؛ «درس خواندن» فارسی یا «lernen» آلمانی در این جملهها معادل مستقیم نیست.
study یعنی برای یاد گرفتن یک درس یا موضوع وقت گذاشتن؛ مثلاً با خواندن کتاب، تمرین یا آماده شدن برای امتحان. این فعل همچنین میتواند دربارهٔ بررسی دقیق چیزی به کار رود؛ study کردن همیشه به معنای واقعاً یاد گرفتن یا قبول شدن نیست.
to spend time learning about a subject, often through books or classes
study a subject دربارهٔ فعالیت درس خواندن است؛ learn نتیجهٔ آموختن را پررنگ میکند.
to read, practise and review material in preparation for a test
برای امتحان میگوییم study for an exam؛ در انگلیسی بریتانیایی revise for an exam هم رایج است.
to examine something carefully to understand it
این معنی دربارهٔ بررسی دقیق است؛ «درس خواندن» فارسی یا «lernen» آلمانی در این جملهها معادل مستقیم نیست.
من هر عصر انگلیسی میخوانم.
درس خواندن و روی موضوعی آموزش دیدناو در دانشگاه تاریخ میخواند.
درس خواندن و روی موضوعی آموزش دیدنامروز داریم فصل جدیدی را میخوانیم.
درس خواندن و روی موضوعی آموزش دیدنباید برای امتحان فردا درس بخوانم.
برای امتحان درس خواندن و مرور کردناو دیشب دو ساعت درس خواند.
برای امتحان درس خواندن و مرور کردنگروه قبل از حرکت نقشه را با دقت بررسی کرد.
چیزی را با دقت بررسی یا مطالعه کردندانشمندان بررسی میکنند این پرندهها چگونه مهاجرت میکنند.
چیزی را با دقت بررسی یا مطالعه کردنMy sister studies English at school.
خواهرم در مدرسه زبان انگلیسی میخواند.
We need to study for the exam.
باید برای امتحان درس بخوانیم.
He studies at a university in Berlin.
او در دانشگاهی در برلین تحصیل میکند.
She studied hard all weekend.
او تمام آخر هفته با جدیت درس خواند.
Let's study the map together.
بیا نقشه را با هم با دقت بررسی کنیم.