hacer algo و realizar una tarea در بسیاری از کارهای روزمره نزدیکاند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
realizar una acción, una actividad o una tarea
hacer algo و realizar una tarea در بسیاری از کارهای روزمره نزدیکاند.
realizar los deberes o las tareas escolares
در اسپانیا deberes و در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین tarea(s) رایج است.
realizar tareas domésticas
hacer las tareas de casa گستردهتر از فقط تمیزکردن خانه است.
realizar una tarea de una manera determinada
hacerlo bien یعنی کاری را درست/خوب انجام دادن؛ همیشه با estar bien جایگزین نیست.
crear un objeto con materiales
برای ساخت شیء، hacer با fabricar یا crear همپوشانی دارد اما همهجا یکسان نیست.
producir una película o un vídeo
hacer una película یعنی تولید اثر؛ grabar بیشتر روی ضبطکردن تمرکز دارد.
preparar algo para comer
در فارسی «درست کردن غذا» طبیعی است، نه «ساختن غذا».
elaborar u organizar un plan
hacer planes در معنی برنامهریختن به کار میرود؛ با «ساختن» فارسی برابر نیست.
producir ruido
hacer ruido ترکیب ثابت است؛ «سروصدا ساختن» ترجمهٔ فارسی طبیعی نیست.
causar una emoción en alguien
hacer feliz a alguien میتواند معادل make someone happy باشد؛ ساختار با مصدر causative هم ممکن است.
hacer algo para ayudar a otra persona
hacer un favor تعبیر طبیعی است؛ نباید آن را به معنی ساخت شیء گرفت.
realizar negocios o actividades comerciales
hacer negocios ترکیب رایجِ فعالیت تجاری است.
investigar un tema de manera sistemática
hacer una investigación رایج است؛ investigar نیز فعل مستقل و مستقیمتر است.
realizar ejercicio físico
hacer ejercicio برای ورزش است؛ hacer un ejercicio ممکن است تمرین کتاب باشد.
lavar la ropa como tarea doméstica
hacer la colada در اسپانیا رایج است؛ در آمریکای لاتین lavar la ropa اغلب معمولتر است.
actuar de manera beneficiosa para otras personas
hacer el bien به انجام کار نیک اشاره دارد؛ hacerlo bien یعنی کاری را خوب انجام دادن.
hacer cuentas o cálculos
hacer cuentas برای حسابوکتاب است؛ با hacer un plan متفاوت است.
causar que alguien realice una acción con hacer que + subjuntivo
در hacer que + فعل التزامی، معنی واداشتن/سبب شدن دارد؛ این کاربرد با hacer una cosa فرق میکند.
esforzarse mediante la construcción hacer un esfuerzo
hacer un esfuerzo و esforzarse در این بافت نزدیکاند؛ تلاش را به معنی ساخت شیء ترجمه نکن.
avanzar o mejorar mediante hacer progresos
hacer progresos درست است؛ progresar هم فعل طبیعی مستقلی است.
establecer amistades con hacer amigos
hacer amigos یعنی دوست پیدا کردن، نه ساختن افراد؛ amigos اسم جمع است.
prometer algo con hacer una promesa
hacer una promesa ممکن است، اما prometer نیز در گفتار طبیعی و رایج است.
dejar espacio libre con hacer sitio
hacer sitio هممعنی جا باز کردن است؛ hacer una habitación معنی دیگری دارد.
formar una frase con palabras
hacer una frase در تکلیف زبانی طبیعی است؛ construir una frase هم گفته میشود.
reconciliarse mediante hacer las paces
hacer las paces ساخت ثابت آشتیکردن است؛ در فارسی «صلح ساختن» طبیعی نیست.
tomar una fotografía mediante hacer una foto
hacer una foto در اسپانیایی طبیعی است؛ EN make a photo معمولاً معادل استاندارد آن نیست.
Primero hago los deberes y luego descanso.
اول تکالیفم را انجام میدهم و بعد استراحت میکنم.
Haz este ejercicio en clase.
این تمرین را سر کلاس انجام بده.
Hoy hacemos las tareas domésticas.
امروز کارهای خانه را انجام میدهیم.
Lo hiciste muy bien.
آن را خیلی خوب انجام دادی.
Haremos todo lo posible para ayudar.
برای کمک هر کاری از دستمان بربیاید انجام میدهیم.
Hicimos flores de papel para decorar.
برای تزیین گل کاغذی ساختیم.
Quieren hacer una película corta.
میخواهند یک فیلم کوتاه بسازند.
Hoy hago la cena para todos.
امروز برای همه شام درست میکنم.
Hagamos un plan para mañana.
بیا برای فردا برنامه بریزیم.
No hagas ruido durante la clase.
سر کلاس سروصدا نکن.
¿Puedes hacerme un favor?
میتوانی لطفی در حقم بکنی؟
No hacemos negocios con esa empresa.
با آن شرکت معامله نمیکنیم.
Hicimos una investigación sobre la lectura.
دربارهٔ خواندن پژوهشی انجام دادیم.
Mi hermana hace ejercicio por la mañana.
خواهرم صبحها ورزش میکند.
Hoy me toca hacer la colada.
امروز نوبت من است لباسها را بشویم.
Es importante hacer el bien.
کار خیر انجام دادن مهم است.
Vamos a hacer cuentas antes de viajar.
بیا پیش از سفر حسابوکتاب کنیم.
Quiero hacer algo por mis vecinos.
میخواهم کاری برای همسایههایم انجام دهم.
Haz un esfuerzo por llegar a tiempo.
تلاش کن بهموقع برسی.
Estoy haciendo progresos en francés.
دارم در زبان فرانسوی پیشرفت میکنم.
Hizo amigos en su nueva ciudad.
او در شهر جدیدش دوست پیدا کرد.
Le hice una promesa a mi madre.
به مادرم قولی دادم.
Haz sitio para mi hermana.
برای خواهرم جا باز کن.
Por fin hicieron las paces.
بالاخره آشتی کردند.
Haz una frase con ese verbo.
با آن فعل جمله بساز.
¿Puedes hacer una foto del grupo?
میتوانی از گروه عکس بگیری؟
Hice una lista de compras.
فهرست خرید تهیه کردم.
Tengo que hacer una llamada.
باید تماس تلفنی بگیرم.
Quiero hacer una pregunta.
میخواهم سؤالی بپرسم.
Vamos a hacer una pausa de diez minutos.
بیایید ده دقیقه استراحت کنیم.
Hago la cama todas las mañanas.
هر صبح تختم را مرتب میکنم.
Hicimos una reserva para dos personas.
برای دو نفر رزرو کردیم.
Mi abuela hizo un pastel de manzana.
مادربزرگم کیک سیب درست کرد.
Ese regalo hizo que Ana sonriera.
آن هدیه باعث شد آنا لبخند بزند.
آوانویسی بر پایهٔ تلفظ رایج آمریکای لاتین است؛ در بسیاری از گونههای اسپانیای اسپانیا /aˈθeɾ/ شنیده میشود.
hacer در اسپانیایی هم برای «انجام دادن» کار و هم برای «ساختن/درستکردن» شیء، غذا، فیلم و طرح به کار میرود. معنیهای do و make در همین یک سرواژه جداگانه بررسی شدهاند؛ هر ترکیب نیازمند معادل بافتی است. کاربردهای سببی hacer que و گرفتن عکس (hacer una foto) نیز در همین مدخل، با معادلهای بافتی، بررسی میشوند.
realizar una acción, una actividad o una tarea
hacer algo و realizar una tarea در بسیاری از کارهای روزمره نزدیکاند.
realizar los deberes o las tareas escolares
در اسپانیا deberes و در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین tarea(s) رایج است.
realizar tareas domésticas
hacer las tareas de casa گستردهتر از فقط تمیزکردن خانه است.
realizar una tarea de una manera determinada
hacerlo bien یعنی کاری را درست/خوب انجام دادن؛ همیشه با estar bien جایگزین نیست.
crear un objeto con materiales
برای ساخت شیء، hacer با fabricar یا crear همپوشانی دارد اما همهجا یکسان نیست.
producir una película o un vídeo
hacer una película یعنی تولید اثر؛ grabar بیشتر روی ضبطکردن تمرکز دارد.
preparar algo para comer
در فارسی «درست کردن غذا» طبیعی است، نه «ساختن غذا».
elaborar u organizar un plan
hacer planes در معنی برنامهریختن به کار میرود؛ با «ساختن» فارسی برابر نیست.
producir ruido
hacer ruido ترکیب ثابت است؛ «سروصدا ساختن» ترجمهٔ فارسی طبیعی نیست.
causar una emoción en alguien
hacer feliz a alguien میتواند معادل make someone happy باشد؛ ساختار با مصدر causative هم ممکن است.
hacer algo para ayudar a otra persona
hacer un favor تعبیر طبیعی است؛ نباید آن را به معنی ساخت شیء گرفت.
realizar negocios o actividades comerciales
hacer negocios ترکیب رایجِ فعالیت تجاری است.
investigar un tema de manera sistemática
hacer una investigación رایج است؛ investigar نیز فعل مستقل و مستقیمتر است.
realizar ejercicio físico
hacer ejercicio برای ورزش است؛ hacer un ejercicio ممکن است تمرین کتاب باشد.
lavar la ropa como tarea doméstica
hacer la colada در اسپانیا رایج است؛ در آمریکای لاتین lavar la ropa اغلب معمولتر است.
actuar de manera beneficiosa para otras personas
hacer el bien به انجام کار نیک اشاره دارد؛ hacerlo bien یعنی کاری را خوب انجام دادن.
hacer cuentas o cálculos
hacer cuentas برای حسابوکتاب است؛ با hacer un plan متفاوت است.
causar que alguien realice una acción con hacer que + subjuntivo
در hacer que + فعل التزامی، معنی واداشتن/سبب شدن دارد؛ این کاربرد با hacer una cosa فرق میکند.
esforzarse mediante la construcción hacer un esfuerzo
hacer un esfuerzo و esforzarse در این بافت نزدیکاند؛ تلاش را به معنی ساخت شیء ترجمه نکن.
avanzar o mejorar mediante hacer progresos
hacer progresos درست است؛ progresar هم فعل طبیعی مستقلی است.
establecer amistades con hacer amigos
hacer amigos یعنی دوست پیدا کردن، نه ساختن افراد؛ amigos اسم جمع است.
prometer algo con hacer una promesa
hacer una promesa ممکن است، اما prometer نیز در گفتار طبیعی و رایج است.
dejar espacio libre con hacer sitio
hacer sitio هممعنی جا باز کردن است؛ hacer una habitación معنی دیگری دارد.
formar una frase con palabras
hacer una frase در تکلیف زبانی طبیعی است؛ construir una frase هم گفته میشود.
reconciliarse mediante hacer las paces
hacer las paces ساخت ثابت آشتیکردن است؛ در فارسی «صلح ساختن» طبیعی نیست.
tomar una fotografía mediante hacer una foto
hacer una foto در اسپانیایی طبیعی است؛ EN make a photo معمولاً معادل استاندارد آن نیست.
الان چه کار میکنی؟
انجام دادن کار یا اقدامیآخرین تمرین کتاب را انجام میدهم.
انجام دادن کار یا اقدامیما دقیقاً کاری را که معلم خواست انجام دادیم.
انجام دادن کار یا اقدامیبعد از شام تکالیفم را انجام میدهم.
انجام دادن تکالیف مدرسهتکلیف ریاضی را انجام دادهای؟
انجام دادن تکالیف مدرسهاو پیش از بیرون رفتن همهٔ تکالیفش را انجام داد.
انجام دادن تکالیف مدرسهشنبهها کارهای خانه را انجام میدهم.
انجام دادن کارهای خانهما کارهای خانه را با هم انجام دادیم.
انجام دادن کارهای خانهبرادرم پیش از صبحانه چند کار خانه را انجام میدهد.
انجام دادن کارهای خانهاین پروژه را خوب انجام دادی.
کاری را خوب یا بد انجام دادناو کارش را با دقت انجام میدهد.
کاری را خوب یا بد انجام دادنآن کار را خوب انجام ندادم.
کاری را خوب یا بد انجام دادنبرای کلاس گلهای کاغذی ساختیم.
درستکردن یک شیء از مواد اولیهدخترم با مقوا اسباببازی درست میکند.
درستکردن یک شیء از مواد اولیهاین مجسمهٔ کوچک چوبی را چه کسی ساخت؟
درستکردن یک شیء از مواد اولیهآنها دربارهٔ روستا یک فیلم کوتاه ساختند.
ساختن فیلم یا ویدئومیخواهم سال آینده یک مستند بسازم.
ساختن فیلم یا ویدئوداریم برای کلاس ویدئویی میسازیم.
ساختن فیلم یا ویدئوامروز من شام درست میکنم.
درستکردن غذاپدرم برای همه سوپ درست کرد.
درستکردن غذاصبحانه را با هم درست کنیم؟
درستکردن غذابیا برای آخر هفته برنامه بریزیم.
برنامه یا طرح تنظیمکردنپیش از حرکت برنامهٔ سادهای تنظیم کردیم.
برنامه یا طرح تنظیمکردنآنها برای سفر برنامهریزی میکنند.
برنامه یا طرح تنظیمکردنلطفاً اینقدر سروصدا نکن.
سروصدا ایجادکردندستگاه صدای عجیبی ایجاد کرد.
سروصدا ایجادکردنبچهها در حیاط سروصدا میکردند.
سروصدا ایجادکردنپیامت خوشحالم کرد.
باعث خوشحالی یا حالتی در شخص شدنآن آهنگ خوشحالش میکند.
باعث خوشحالی یا حالتی در شخص شدنخبر خوب خوشحالمان کرد.
باعث خوشحالی یا حالتی در شخص شدنمیشود لطف کنی و به آنا زنگ بزنی؟
در حق کسی لطفی کردنبرادرم لطف بزرگی در حقم کرد.
در حق کسی لطفی کردنبا شرکتهای کوچک معامله داریم.
کسبوکار یا معامله تجاری انجام دادننمیخواهم با آنها معامله کنم.
کسبوکار یا معامله تجاری انجام دادندربارهٔ آب پژوهشی انجام دادیم.
دربارهٔ موضوعی تحقیق کردنبرای دانشگاه مشغول انجام پژوهش است.
دربارهٔ موضوعی تحقیق کردنهفتهای سه بار ورزش میکنم.
ورزش یا تمرین بدنی کردنبعد از پیادهروی تمرینهای سبکی انجام دادیم.
ورزش یا تمرین بدنی کردنشنبهها لباس میشویم.
لباسها را شستن؛ بهویژه در اسپانیاامروز باید لباسها را بشوییم.
لباسها را شستن؛ بهویژه در اسپانیاانجمن تلاش میکند کار خیر انجام دهد.
کار خیر یا خوبی انجام دادنمیخواهم کار خوبی برای محلهام انجام دهم.
کار خیر یا خوبی انجام دادنپیش از خرید خودرو محاسبات را انجام دادیم.
حساب و محاسبه انجام دادنحسابها را یک بار دیگر انجام بده.
حساب و محاسبه انجام دادنخبر باعث شد همه نظرشان را عوض کنند.
باعثشدن که کسی کاری انجام دهدمعلم وادارمان کرد جمله را تکرار کنیم.
باعثشدن که کسی کاری انجام دهداو تلاش کرد بهموقع برسد.
کوشش کردن برای رسیدن به هدفباید برای صرفهجویی در آب تلاش کنیم.
کوشش کردن برای رسیدن به هدفاو در زبان اسپانیایی دارد پیشرفت میکند.
در یادگیری یا کاری پیشرفت کردناین هفته پیشرفت کمی داشتیم.
در یادگیری یا کاری پیشرفت کردناو در دانشگاه دوستان تازهای پیدا کرد.
دوست تازه پیدا کردندر این دوره دوست پیدا کردن آسان است.
دوست تازه پیدا کردنبه خواهرم قولی دادم.
قول یا وعدهای دادنقولی نده که نتوانی به آن عمل کنی.
قول یا وعدهای دادنبرای یک صندلی دیگر جا باز کن.
برای کسی یا چیزی جا باز کردنسر میز برای مهمانها جا باز کردیم.
برای کسی یا چیزی جا باز کردنبا واژهٔ aunque یک جمله بساز.
با واژهها جمله ساختندر کلاس جملههای کوتاه ساختیم.
با واژهها جمله ساختندیروز دعوا کردند اما امروز آشتی کردند.
پس از دعوا آشتیکردنمیخواهم با خواهرم آشتی کنم.
پس از دعوا آشتیکردنمیتوانی جلوی موزه از من عکس بگیری؟
عکس گرفتن با دوربیندر سفر عکسهای زیادی گرفتیم.
عکس گرفتن با دوربینPrimero hago los deberes y luego descanso.
اول تکالیفم را انجام میدهم و بعد استراحت میکنم.
Haz este ejercicio en clase.
این تمرین را سر کلاس انجام بده.
Hoy hacemos las tareas domésticas.
امروز کارهای خانه را انجام میدهیم.
Lo hiciste muy bien.
آن را خیلی خوب انجام دادی.
Haremos todo lo posible para ayudar.
برای کمک هر کاری از دستمان بربیاید انجام میدهیم.
Hicimos flores de papel para decorar.
برای تزیین گل کاغذی ساختیم.
Quieren hacer una película corta.
میخواهند یک فیلم کوتاه بسازند.
Hoy hago la cena para todos.
امروز برای همه شام درست میکنم.
Hagamos un plan para mañana.
بیا برای فردا برنامه بریزیم.
No hagas ruido durante la clase.
سر کلاس سروصدا نکن.
¿Puedes hacerme un favor?
میتوانی لطفی در حقم بکنی؟
No hacemos negocios con esa empresa.
با آن شرکت معامله نمیکنیم.
Hicimos una investigación sobre la lectura.
دربارهٔ خواندن پژوهشی انجام دادیم.
Mi hermana hace ejercicio por la mañana.
خواهرم صبحها ورزش میکند.
Hoy me toca hacer la colada.
امروز نوبت من است لباسها را بشویم.
Es importante hacer el bien.
کار خیر انجام دادن مهم است.
Vamos a hacer cuentas antes de viajar.
بیا پیش از سفر حسابوکتاب کنیم.
Quiero hacer algo por mis vecinos.
میخواهم کاری برای همسایههایم انجام دهم.
Haz un esfuerzo por llegar a tiempo.
تلاش کن بهموقع برسی.
Estoy haciendo progresos en francés.
دارم در زبان فرانسوی پیشرفت میکنم.
Hizo amigos en su nueva ciudad.
او در شهر جدیدش دوست پیدا کرد.
Le hice una promesa a mi madre.
به مادرم قولی دادم.
Haz sitio para mi hermana.
برای خواهرم جا باز کن.
Por fin hicieron las paces.
بالاخره آشتی کردند.
Haz una frase con ese verbo.
با آن فعل جمله بساز.
¿Puedes hacer una foto del grupo?
میتوانی از گروه عکس بگیری؟
Hice una lista de compras.
فهرست خرید تهیه کردم.
Tengo que hacer una llamada.
باید تماس تلفنی بگیرم.
Quiero hacer una pregunta.
میخواهم سؤالی بپرسم.
Vamos a hacer una pausa de diez minutos.
بیایید ده دقیقه استراحت کنیم.
Hago la cama todas las mañanas.
هر صبح تختم را مرتب میکنم.
Hicimos una reserva para dos personas.
برای دو نفر رزرو کردیم.
Mi abuela hizo un pastel de manzana.
مادربزرگم کیک سیب درست کرد.
Ese regalo hizo que Ana sonriera.
آن هدیه باعث شد آنا لبخند بزند.