ساختن در این کاربرد با درستکردن و تولیدکردن نزدیک است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
بهوجودآوردن شیء تازه از مواد اولیه یا قطعات
ساختن در این کاربرد با درستکردن و تولیدکردن نزدیک است.
ساختن فیلم، مستند یا اثر تصویری
فیلم ساختن به تولید اثر اشاره میکند؛ «فیلمبرداری کردن» فقط یکی از مراحل آن است.
برپا کردن خانه، پل یا سازهٔ فیزیکی
از خود روایت یا بهانهای ساختن که با واقعیت لزوماً مطابقت ندارد
«داستان ساختن» در اینجا به معنی جعل روایت است؛ با ساختن شیء فیزیکی فرق دارد.
با کنار هم قراردادن واژهها جمله ساختن
جمله ساختن در تمرین زبانآموزی طبیعی است؛ با ساختن ساختمان یک معنی نیست.
سازگاری پیداکردن با شخص یا شرایط؛ کاربرد اصطلاحی ساختن با
«با شرایط سخت ساختن» یا «با کسی ساختن» معنی سازگارشدن دارد، نه چیزی تولیدکردن؛ لحن گفتاری آن را حفظ کن.
برای پروژه ماکت یک خانه را ساختیم.
برای پروژه ماکت یک خانه را ساختیم.
او با دوستانش فیلم کوتاهی ساخت.
او با دوستانش فیلم کوتاهی ساخت.
آنها در این محله خانهای ساختند.
آنها در این محله خانهای ساختند.
این جعبه را از چوب ساختیم.
این جعبه را از چوب ساختیم.
پدربزرگ برای نوهاش اسباببازی ساخت.
پدربزرگ برای نوهاش اسباببازی ساخت.
برای توضیح غیبتش داستانی ساخت.
برای توضیح غیبتش داستانی ساخت.
برای دیر رسیدنش بهانه ساخت.
برای دیر رسیدنش بهانه ساخت.
با واژهٔ جدید جمله بساز.
با واژهٔ جدید جمله بساز.
از این دو جزء واژهٔ تازهای ساختند.
از این دو جزء واژهٔ تازهای ساختند.
کمکم با شرایط جدید ساختیم.
کمکم با شرایط جدید ساختیم.
آن دو سالها با هم ساختند.
آن دو سالها با هم ساختند.
او برای فیلم آهنگ ساخت.
او برای فیلم آهنگ ساخت.
دانشآموزان وسیلهای ساده ساختند.
دانشآموزان وسیلهای ساده ساختند.
هنرمند از گل مجسمه ساخت.
هنرمند از گل مجسمه ساخت.
گروه ما فیلم کوتاهی ساخت.
گروه ما فیلم کوتاهی ساخت.
«ساختن» برای تولید شیء، فیلم، سازه و حتی جمله به کار میرود؛ «با شرایط ساختن» به معنی کنار آمدن است. بسیاری از ترکیبهای make انگلیسی مانند «تصمیم گرفتن»، «پول درآوردن» و «اشتباه کردن» در فارسی با فعل دیگری بیان میشوند.
بهوجودآوردن شیء تازه از مواد اولیه یا قطعات
ساختن در این کاربرد با درستکردن و تولیدکردن نزدیک است.
ساختن فیلم، مستند یا اثر تصویری
فیلم ساختن به تولید اثر اشاره میکند؛ «فیلمبرداری کردن» فقط یکی از مراحل آن است.
برپا کردن خانه، پل یا سازهٔ فیزیکی
از خود روایت یا بهانهای ساختن که با واقعیت لزوماً مطابقت ندارد
«داستان ساختن» در اینجا به معنی جعل روایت است؛ با ساختن شیء فیزیکی فرق دارد.
با کنار هم قراردادن واژهها جمله ساختن
جمله ساختن در تمرین زبانآموزی طبیعی است؛ با ساختن ساختمان یک معنی نیست.
سازگاری پیداکردن با شخص یا شرایط؛ کاربرد اصطلاحی ساختن با
«با شرایط سخت ساختن» یا «با کسی ساختن» معنی سازگارشدن دارد، نه چیزی تولیدکردن؛ لحن گفتاری آن را حفظ کن.
خواهرم با کاغذ رنگی گل ساخت.
از مواد یا اجزا چیزی ساختنبرای نمایشگاه مدرسه یک ماکت کوچک ساختیم.
از مواد یا اجزا چیزی ساختناین اسباببازی چوبی را چه کسی ساخته است؟
از مواد یا اجزا چیزی ساختنآنها دربارهٔ روستا فیلم کوتاهی ساختند.
تولیدکردن فیلم یا اثر هنریمیخواهم سال آینده یک مستند بسازم.
تولیدکردن فیلم یا اثر هنریما برای کلاسمان ویدئویی ساختیم.
تولیدکردن فیلم یا اثر هنریپدرم سالها پیش این خانه را ساخت.
ساختن ساختمان یا سازهدر روستا یک پل تازه میسازند.
ساختن ساختمان یا سازهآنها تصمیم دارند اینجا مدرسهای بسازند.
ساختن ساختمان یا سازهبرای پنهانکردن اشتباهش داستانی ساخت.
داستان یا بهانهای ساختگی سرهم کردنلازم نیست دربارهٔ غیبتت بهانه بسازی.
داستان یا بهانهای ساختگی سرهم کردنبا واژهٔ «اگرچه» جمله بساز.
واژهها را برای تشکیل جمله کنار هم گذاشتندانشآموزان با فعل جدید چند جمله ساختند.
واژهها را برای تشکیل جمله کنار هم گذاشتنبالاخره با شرایط جدید ساخت.
با شخص یا وضعیت دشوار کنار آمدناین دو نفر با وجود اختلافها با هم میسازند.
با شخص یا وضعیت دشوار کنار آمدنبرای پروژه ماکت یک خانه را ساختیم.
برای پروژه ماکت یک خانه را ساختیم.
او با دوستانش فیلم کوتاهی ساخت.
او با دوستانش فیلم کوتاهی ساخت.
آنها در این محله خانهای ساختند.
آنها در این محله خانهای ساختند.
این جعبه را از چوب ساختیم.
این جعبه را از چوب ساختیم.
پدربزرگ برای نوهاش اسباببازی ساخت.
پدربزرگ برای نوهاش اسباببازی ساخت.
برای توضیح غیبتش داستانی ساخت.
برای توضیح غیبتش داستانی ساخت.
برای دیر رسیدنش بهانه ساخت.
برای دیر رسیدنش بهانه ساخت.
با واژهٔ جدید جمله بساز.
با واژهٔ جدید جمله بساز.
از این دو جزء واژهٔ تازهای ساختند.
از این دو جزء واژهٔ تازهای ساختند.
کمکم با شرایط جدید ساختیم.
کمکم با شرایط جدید ساختیم.
آن دو سالها با هم ساختند.
آن دو سالها با هم ساختند.
او برای فیلم آهنگ ساخت.
او برای فیلم آهنگ ساخت.
دانشآموزان وسیلهای ساده ساختند.
دانشآموزان وسیلهای ساده ساختند.
هنرمند از گل مجسمه ساخت.
هنرمند از گل مجسمه ساخت.
گروه ما فیلم کوتاهی ساخت.
گروه ما فیلم کوتاهی ساخت.