machen در محاوره رایج است؛ erledigen بیشتر روی سرانجامرساندن کار تأکید دارد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
eine Aufgabe oder eine Handlung ausführen
machen در محاوره رایج است؛ erledigen بیشتر روی سرانجامرساندن کار تأکید دارد.
die Hausaufgaben erledigen
Hausaufgaben machen طبیعی است؛ با یک Hausarbeit دانشگاهی که ممکن است معنی دیگری داشته باشد فرق دارد.
Hausarbeit und alltägliche Aufgaben im Haushalt erledigen
در بافت خانه Hausarbeit کارهای خانه است؛ در بافت دانشگاه میتواند مقالهٔ درسی باشد.
eine Aufgabe gut, schlecht oder sorgfältig erledigen
etwas gut machen کیفیت انجام کار را میرساند؛ mir geht es gut دربارهٔ حال شخص است.
etwas aus Materialien herstellen
machen برای کاردستی طبیعی است، ولی تولید صنعتی با herstellen و ساختن بنا با bauen دقیقتر بیان میشود.
einen Film oder ein Video produzieren
einen Film machen در گفتار به تولید فیلم اشاره دارد؛ drehen میتواند روی فیلمبرداری تأکید کند.
ein Essen zubereiten
Essen machen گفتاری است؛ zubereiten رسمیتر و دقیقتر است.
einen Plan erstellen oder vorbereiten
einen Plan machen طبیعی است؛ planen فعل دقیقتر برای برنامهریزی است.
Lärm oder Geräusche verursachen
Lärm machen کاربرد ثابت است، نه معادل ساختن شیء.
einen Fehler begehen
einen Fehler machen ترکیب طبیعی است و در اسپانیایی به hacer un error ترجمه نمیشود.
bei jemandem einen bestimmten Gefühlszustand bewirken
jemanden glücklich machen با make someone happy برابر است؛ فارسی «خوشحال کردن» میخواهد.
mit jemandem geschäftlich handeln
Geschäfte machen مفهوم تجاری دارد؛ کار روزانهٔ خانه نیست.
körperliche Übungen ausführen
Übungen machen در ورزش و درس هر دو ممکن است؛ بافت مشخص میکند.
das schmutzige Geschirr abwaschen
den Abwasch machen گفتاری و طبیعی است؛ Geschirr spülen نیز رایج است.
sich verbessern und Fortschritte machen
Fortschritte machen عبارت طبیعی برای پیشرفت است؛ einen Fortschritt machen گاهی ممکن است اما جمع رایجتر است.
einen Unterschied bewirken, einen Unterschied machen
einen Unterschied machen به معنی تفاوت ایجادکردن است؛ لحن محاورهای است و «بساز» ترجمه نمیشود.
Platz für jemanden oder etwas schaffen mit Platz machen
Platz machen معمولاً با für + Akkusativ میآید؛ با einen Platz machen تحتاللفظی متفاوت است.
jemanden beeindrucken mit Eindruck auf jemanden machen
einen guten Eindruck machen درست است؛ برای بیان گیرنده معمولاً auf + Akkusativ میآید.
ein Foto aufnehmen, ein Foto machen
ein Foto machen طبیعی است؛ ترجمهٔ انگلیسی معمولاً take a photo است، نه make a photo.
Ich muss heute Hausaufgaben machen.
امروز باید تکالیف مدرسه را انجام بدهم.
Mach diese Übung noch einmal.
این تمرین را یک بار دیگر انجام بده.
Wir machen am Wochenende Hausarbeit.
آخر هفته کارهای خانه را انجام میدهیم.
Er macht seine Arbeit wirklich gut.
او واقعاً کارش را خوب انجام میدهد.
Bitte mach die Aufgabe rechtzeitig.
لطفاً کار را بهموقع انجام بده.
Wir machen Papierblumen für das Fest.
برای جشن گل کاغذی میسازیم.
Sie möchte einen Film machen.
او میخواهد فیلمی بسازد.
Ich mache heute das Abendessen.
امروز من شام درست میکنم.
Wir machen einen Plan für morgen.
برای فردا برنامه میریزیم.
Ich habe einen kleinen Fehler gemacht.
یک اشتباه کوچک کردم.
Wir machen Geschäfte mit kleinen Firmen.
با شرکتهای کوچک معامله داریم.
Ich mache jeden Morgen leichte Übungen.
هر صبح تمرینهای سبکی انجام میدهم.
Heute mache ich den Abwasch.
امروز من ظرفها را میشویم.
Wir machen morgen einen Test.
فردا آزمون داریم.
Wir machen eine kurze Pause.
کمی استراحت میکنیم.
Du hast alles richtig gemacht.
همهچیز را درست انجام دادی.
Ich mache gerade die zweite Aufgabe.
الان تمرین دوم را انجام میدهم.
Wir machen das zusammen.
این کار را با هم انجام میدهیم.
Du machst große Fortschritte beim Lesen.
تو در خواندن پیشرفت زیادی میکنی.
Sie hat einen guten Eindruck gemacht.
او تأثیر خوبی گذاشت.
Mach bitte Platz für den Kinderwagen.
لطفاً برای کالسکه جا باز کن.
Das macht einen großen Unterschied.
این تفاوت زیادی ایجاد میکند.
Kannst du ein Foto von uns machen?
میتوانی از ما عکس بگیری؟
Ich mache eine Liste für den Einkauf.
برای خرید فهرست تهیه میکنم.
Mach dein Bett vor dem Frühstück.
پیش از صبحانه تختت را مرتب کن.
Ich mache uns einen Kaffee.
برایمان قهوه درست میکنم.
Darf ich einen Vorschlag machen?
میتوانم پیشنهادی بدهم؟
Ihre Worte haben mir Mut gemacht.
حرفهای او به من دلگرمی داد.
Wir machen im Sommer eine Reise.
تابستان به سفر میرویم.
Mach dir keine Sorgen um mich.
نگران من نباش.
Ich muss einen Termin beim Arzt machen.
باید از پزشک وقت بگیرم.
Ich mache das Fenster sauber.
دارم پنجره را تمیز میکنم.
machen برای انجام وظیفه و نیز درستکردن شیء، فیلم و غذا، طرحریزی، ایجاد صدا، اشتباهکردن و اثرگذاشتن بر احساس به کار میرود. هر دو مفهوم do و make در همین یک مدخل تفکیک شدهاند. برای ein Foto machen در انگلیسی take a photo میگوییم؛ دیگر ترکیبها نیز باید مستقل بررسی شوند.
eine Aufgabe oder eine Handlung ausführen
machen در محاوره رایج است؛ erledigen بیشتر روی سرانجامرساندن کار تأکید دارد.
die Hausaufgaben erledigen
Hausaufgaben machen طبیعی است؛ با یک Hausarbeit دانشگاهی که ممکن است معنی دیگری داشته باشد فرق دارد.
Hausarbeit und alltägliche Aufgaben im Haushalt erledigen
در بافت خانه Hausarbeit کارهای خانه است؛ در بافت دانشگاه میتواند مقالهٔ درسی باشد.
eine Aufgabe gut, schlecht oder sorgfältig erledigen
etwas gut machen کیفیت انجام کار را میرساند؛ mir geht es gut دربارهٔ حال شخص است.
etwas aus Materialien herstellen
machen برای کاردستی طبیعی است، ولی تولید صنعتی با herstellen و ساختن بنا با bauen دقیقتر بیان میشود.
einen Film oder ein Video produzieren
einen Film machen در گفتار به تولید فیلم اشاره دارد؛ drehen میتواند روی فیلمبرداری تأکید کند.
ein Essen zubereiten
Essen machen گفتاری است؛ zubereiten رسمیتر و دقیقتر است.
einen Plan erstellen oder vorbereiten
einen Plan machen طبیعی است؛ planen فعل دقیقتر برای برنامهریزی است.
Lärm oder Geräusche verursachen
Lärm machen کاربرد ثابت است، نه معادل ساختن شیء.
einen Fehler begehen
einen Fehler machen ترکیب طبیعی است و در اسپانیایی به hacer un error ترجمه نمیشود.
bei jemandem einen bestimmten Gefühlszustand bewirken
jemanden glücklich machen با make someone happy برابر است؛ فارسی «خوشحال کردن» میخواهد.
mit jemandem geschäftlich handeln
Geschäfte machen مفهوم تجاری دارد؛ کار روزانهٔ خانه نیست.
körperliche Übungen ausführen
Übungen machen در ورزش و درس هر دو ممکن است؛ بافت مشخص میکند.
das schmutzige Geschirr abwaschen
den Abwasch machen گفتاری و طبیعی است؛ Geschirr spülen نیز رایج است.
sich verbessern und Fortschritte machen
Fortschritte machen عبارت طبیعی برای پیشرفت است؛ einen Fortschritt machen گاهی ممکن است اما جمع رایجتر است.
einen Unterschied bewirken, einen Unterschied machen
einen Unterschied machen به معنی تفاوت ایجادکردن است؛ لحن محاورهای است و «بساز» ترجمه نمیشود.
Platz für jemanden oder etwas schaffen mit Platz machen
Platz machen معمولاً با für + Akkusativ میآید؛ با einen Platz machen تحتاللفظی متفاوت است.
jemanden beeindrucken mit Eindruck auf jemanden machen
einen guten Eindruck machen درست است؛ برای بیان گیرنده معمولاً auf + Akkusativ میآید.
ein Foto aufnehmen, ein Foto machen
ein Foto machen طبیعی است؛ ترجمهٔ انگلیسی معمولاً take a photo است، نه make a photo.
الان چه کار میکنی؟
انجام دادن یک کار یا اقدامآخرین تمرین کتاب را انجام میدهم.
انجام دادن یک کار یا اقدامما دقیقاً کاری را که معلم خواست انجام دادیم.
انجام دادن یک کار یا اقدامبعد از شام تکالیفم را انجام میدهم.
انجام دادن تکالیف مدرسهتکلیف ریاضی را انجام دادهای؟
انجام دادن تکالیف مدرسهاو پیش از بازی همهٔ تکالیفش را انجام داد.
انجام دادن تکالیف مدرسهشنبهها کارهای خانه را انجام میدهم.
انجام دادن کارهای خانهما کارهای خانه را با هم انجام دادیم.
انجام دادن کارهای خانهاو پیش از صبحانه چند کار خانه را انجام میدهد.
انجام دادن کارهای خانهاین کار را خوب انجام دادی.
کاری را با کیفیت مشخص انجام دادناو کارش را با دقت انجام میدهد.
کاری را با کیفیت مشخص انجام دادناین تمرین را خیلی خوب انجام ندادم.
کاری را با کیفیت مشخص انجام دادنبرای کلاس گل کاغذی ساختیم.
درستکردن یک شیءدخترم با مقوا آدمک درست میکند.
درستکردن یک شیءاین اسباببازی چوبی را چه کسی ساخته است؟
درستکردن یک شیءآنها دربارهٔ روستا فیلم کوتاهی ساختند.
فیلم یا ویدئو ساختنمیخواهم سال آینده یک مستند بسازم.
فیلم یا ویدئو ساختنما برای کلاسمان ویدئویی میسازیم.
فیلم یا ویدئو ساختنامروز من شام درست میکنم.
غذا درستکردناو برای مادربزرگش سوپ درست کرد.
غذا درستکردنصبحانه را با هم درست کنیم؟
غذا درستکردنبیا برای آخر هفته برنامه بریزیم.
برنامه تنظیمکردنپیش از سفر برنامهٔ سادهای تنظیم کردیم.
برنامه تنظیمکردنآنها الان برای سفر برنامهریزی میکنند.
برنامه تنظیمکردنلطفاً اینقدر سروصدا نکن.
سروصدا ایجادکردندستگاه صدای عجیبی ایجاد کرد.
سروصدا ایجادکردنبچهها بیرون سروصدا میکنند.
سروصدا ایجادکردندر سؤال آخر اشتباه کردم.
اشتباهکردنهمه گاهی اشتباه میکنند.
اشتباهکردناو در آزمون اشتباهی نکرد.
اشتباهکردنپیامت خوشحالم کرد.
باعث احساس کسی شدنآن آهنگ او را غمگین میکند.
باعث احساس کسی شدنخبر خوب همه را خوشحال کرد.
باعث احساس کسی شدنبا شرکتهای کوچک معامله داریم.
با کسی تجارت یا معامله انجام دادننمیخواهد با آن شرکت معامله کند.
با کسی تجارت یا معامله انجام دادنهر صبح تمرینهای سبکی انجام میدهم.
تمرین بدنی انجام دادنپیش از تمرین چند حرکت ورزشی انجام میدهیم.
تمرین بدنی انجام دادنبعد از غذا ظرفها را میشویم.
ظرفهای کثیف را شستنمیتوانی امروز ظرفها را بشویی؟
ظرفهای کثیف را شستناو در خواندن پیشرفت زیادی میکند.
در مهارت یا کار پیشرفت کردناین هفته تقریباً پیشرفتی نداشتیم.
در مهارت یا کار پیشرفت کردنیک اشتباه کوچک میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
تفاوت یا تأثیری ایجاد کردنبرای من فرقی نمیکند.
تفاوت یا تأثیری ایجاد کردنلطفاً برای بچهها جا باز کن.
جا باز کردن تا کسی یا چیزی قرار بگیردبرای کتابهای جدید جا باز کردیم.
جا باز کردن تا کسی یا چیزی قرار بگیرداو در مصاحبهٔ شغلی تأثیر خوبی گذاشت.
تأثیر یا برداشت مشخصی بر کسی گذاشتنسخنرانی تأثیر زیادی روی ما گذاشت.
تأثیر یا برداشت مشخصی بر کسی گذاشتنمیتوانی از ما عکس بگیری؟
عکس گرفتندر تعطیلات عکسهای زیادی گرفتیم.
عکس گرفتنIch muss heute Hausaufgaben machen.
امروز باید تکالیف مدرسه را انجام بدهم.
Mach diese Übung noch einmal.
این تمرین را یک بار دیگر انجام بده.
Wir machen am Wochenende Hausarbeit.
آخر هفته کارهای خانه را انجام میدهیم.
Er macht seine Arbeit wirklich gut.
او واقعاً کارش را خوب انجام میدهد.
Bitte mach die Aufgabe rechtzeitig.
لطفاً کار را بهموقع انجام بده.
Wir machen Papierblumen für das Fest.
برای جشن گل کاغذی میسازیم.
Sie möchte einen Film machen.
او میخواهد فیلمی بسازد.
Ich mache heute das Abendessen.
امروز من شام درست میکنم.
Wir machen einen Plan für morgen.
برای فردا برنامه میریزیم.
Ich habe einen kleinen Fehler gemacht.
یک اشتباه کوچک کردم.
Wir machen Geschäfte mit kleinen Firmen.
با شرکتهای کوچک معامله داریم.
Ich mache jeden Morgen leichte Übungen.
هر صبح تمرینهای سبکی انجام میدهم.
Heute mache ich den Abwasch.
امروز من ظرفها را میشویم.
Wir machen morgen einen Test.
فردا آزمون داریم.
Wir machen eine kurze Pause.
کمی استراحت میکنیم.
Du hast alles richtig gemacht.
همهچیز را درست انجام دادی.
Ich mache gerade die zweite Aufgabe.
الان تمرین دوم را انجام میدهم.
Wir machen das zusammen.
این کار را با هم انجام میدهیم.
Du machst große Fortschritte beim Lesen.
تو در خواندن پیشرفت زیادی میکنی.
Sie hat einen guten Eindruck gemacht.
او تأثیر خوبی گذاشت.
Mach bitte Platz für den Kinderwagen.
لطفاً برای کالسکه جا باز کن.
Das macht einen großen Unterschied.
این تفاوت زیادی ایجاد میکند.
Kannst du ein Foto von uns machen?
میتوانی از ما عکس بگیری؟
Ich mache eine Liste für den Einkauf.
برای خرید فهرست تهیه میکنم.
Mach dein Bett vor dem Frühstück.
پیش از صبحانه تختت را مرتب کن.
Ich mache uns einen Kaffee.
برایمان قهوه درست میکنم.
Darf ich einen Vorschlag machen?
میتوانم پیشنهادی بدهم؟
Ihre Worte haben mir Mut gemacht.
حرفهای او به من دلگرمی داد.
Wir machen im Sommer eine Reise.
تابستان به سفر میرویم.
Mach dir keine Sorgen um mich.
نگران من نباش.
Ich muss einen Termin beim Arzt machen.
باید از پزشک وقت بگیرم.
Ich mache das Fenster sauber.
دارم پنجره را تمیز میکنم.