«انجام دادن» روی اجرای کار تمرکز دارد، نه تولید محصول جدید.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
کاری را عملیکردن یا به پایان رساندن
«انجام دادن» روی اجرای کار تمرکز دارد، نه تولید محصول جدید.
تکالیف تعیینشدهٔ آموزشی را انجام دادن
«تکلیف انجام دادن» در فارسی طبیعی است؛ «تکلیف ساختن» هممعنی نیست.
رسیدگی به کارهای معمول خانه
برای فعالیت مشخصتر میتوان فعل دقیقتری مثل «شستن» یا «تمیزکردن» آورد.
درست، خوب، بد یا با دقت اجراکردن یک کار
«خوب انجام دادن» دربارهٔ کیفیت کار است، نه صرفاً «خوب بودن» حال فرد.
کاری پژوهشی را به اجرا رساندن
«تحقیق انجام دادن» رسمیتر از «تحقیق کردن» است ولی طبیعی و درست است.
به اجرای حرکتهای ورزشی پرداختن
«ورزش کردن» رایجتر است؛ «تمرین بدنی انجام دادن» هم با خود این سرواژه طبیعی است.
کاری انجام دادن که برای دیگران سودمند باشد
«کار خیر انجام دادن» طبیعی است؛ با «خوب انجام دادن کار» تفاوت دارد.
محاسبهای را اجرا کردن یا حسابوکتاب کردن
«محاسبه انجام دادن» رسمی است؛ «حساب کردن» در گفتار روزمره طبیعیتر است.
تکلیفم را دیشب انجام دادم.
تکلیفم را دیشب انجام دادم.
جمعه کارهای خانه را انجام میدهیم.
جمعه کارهای خانه را انجام میدهیم.
این تمرین را دوباره انجام بده.
این تمرین را دوباره انجام بده.
لطفاً این کار را با دقت انجام بده.
لطفاً این کار را با دقت انجام بده.
او کار را بهموقع انجام داد.
او کار را بهموقع انجام داد.
برای دانشگاه تحقیقی انجام دادم.
برای دانشگاه تحقیقی انجام دادم.
صبحها تمرین بدنی انجام میدهم.
صبحها تمرین بدنی انجام میدهم.
محاسبه را دوباره انجام دادم.
محاسبه را دوباره انجام دادم.
دیروز کار خیری انجام دادیم.
دیروز کار خیری انجام دادیم.
این آزمایش را در کلاس انجام دادیم.
این آزمایش را در کلاس انجام دادیم.
کاری را که معلم خواست انجام دادم.
کاری را که معلم خواست انجام دادم.
باید آن بخش را دوباره انجام بدهیم.
باید آن بخش را دوباره انجام بدهیم.
این کار را بهتنهایی انجام داد.
این کار را بهتنهایی انجام داد.
«انجام دادن» یعنی به انجام رساندنِ کار، وظیفه، تمرین یا فعالیت. برای ساختن چیزی تازه معمولاً «ساختن» مناسبتر است؛ به همین دلیل مفهوم do را با make یکی نمیکنیم.
کاری را عملیکردن یا به پایان رساندن
«انجام دادن» روی اجرای کار تمرکز دارد، نه تولید محصول جدید.
تکالیف تعیینشدهٔ آموزشی را انجام دادن
«تکلیف انجام دادن» در فارسی طبیعی است؛ «تکلیف ساختن» هممعنی نیست.
رسیدگی به کارهای معمول خانه
برای فعالیت مشخصتر میتوان فعل دقیقتری مثل «شستن» یا «تمیزکردن» آورد.
درست، خوب، بد یا با دقت اجراکردن یک کار
«خوب انجام دادن» دربارهٔ کیفیت کار است، نه صرفاً «خوب بودن» حال فرد.
کاری پژوهشی را به اجرا رساندن
«تحقیق انجام دادن» رسمیتر از «تحقیق کردن» است ولی طبیعی و درست است.
به اجرای حرکتهای ورزشی پرداختن
«ورزش کردن» رایجتر است؛ «تمرین بدنی انجام دادن» هم با خود این سرواژه طبیعی است.
کاری انجام دادن که برای دیگران سودمند باشد
«کار خیر انجام دادن» طبیعی است؛ با «خوب انجام دادن کار» تفاوت دارد.
الان چه کاری انجام میدهی؟
به انجام رساندن یک کار یا دستوردارم آخرین تمرین کتاب را انجام میدهم.
به انجام رساندن یک کار یا دستورما دقیقاً کاری را که معلم خواست انجام دادیم.
به انجام رساندن یک کار یا دستوربعد از شام تکالیفم را انجام میدهم.
انجام دادن تکالیف درسیتکلیف ریاضی را انجام دادهای؟
انجام دادن تکالیف درسیاو پیش از بازی همهٔ تکالیفش را انجام داد.
انجام دادن تکالیف درسیشنبهها کارهای خانه را انجام میدهم.
انجام دادن کارهای خانهما کارهای خانه را با هم انجام دادیم.
انجام دادن کارهای خانهاو پیش از صبحانه چند کار خانه را انجام میدهد.
انجام دادن کارهای خانهاین پروژه را خوب انجام دادی.
کاری را با کیفیت معین انجام دادناو کارش را با دقت انجام میدهد.
کاری را با کیفیت معین انجام دادنمن آن تمرین را خیلی خوب انجام ندادم.
کاری را با کیفیت معین انجام دادنبرای پایاننامهام تحقیقی انجام دادم.
تحقیق یا پژوهشی را انجام دادنآنها دربارهٔ آموزش زبان پژوهش انجام میدهند.
تحقیق یا پژوهشی را انجام دادنهر روز تمرینهای کششی انجام میدهم.
تمرین بدنی انجام دادنامروز چند تمرین سبک انجام دادیم.
تمرین بدنی انجام دادناو هر هفته کار خیری انجام میدهد.
کار خیر یا سودمندی انجام دادنبیایید کاری مفید برای محله انجام دهیم.
کار خیر یا سودمندی انجام دادنپیش از خرید خانه چند محاسبه انجام دادیم.
محاسبه یا حسابی انجام دادناین محاسبه را دوباره انجام بده.
محاسبه یا حسابی انجام دادنتکلیفم را دیشب انجام دادم.
تکلیفم را دیشب انجام دادم.
جمعه کارهای خانه را انجام میدهیم.
جمعه کارهای خانه را انجام میدهیم.
این تمرین را دوباره انجام بده.
این تمرین را دوباره انجام بده.
لطفاً این کار را با دقت انجام بده.
لطفاً این کار را با دقت انجام بده.
او کار را بهموقع انجام داد.
او کار را بهموقع انجام داد.
برای دانشگاه تحقیقی انجام دادم.
برای دانشگاه تحقیقی انجام دادم.
صبحها تمرین بدنی انجام میدهم.
صبحها تمرین بدنی انجام میدهم.
محاسبه را دوباره انجام دادم.
محاسبه را دوباره انجام دادم.
دیروز کار خیری انجام دادیم.
دیروز کار خیری انجام دادیم.
این آزمایش را در کلاس انجام دادیم.
این آزمایش را در کلاس انجام دادیم.
کاری را که معلم خواست انجام دادم.
کاری را که معلم خواست انجام دادم.
باید آن بخش را دوباره انجام بدهیم.
باید آن بخش را دوباره انجام بدهیم.
این کار را بهتنهایی انجام داد.
این کار را بهتنهایی انجام داد.