aimer + مفعول مستقیم، بدون حرف اضافهٔ de، برای غذا و نوشیدنی کاربردی است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
prendre plaisir à manger ou boire quelque chose
aimer + مفعول مستقیم، بدون حرف اضافهٔ de، برای غذا و نوشیدنی کاربردی است.
apprécier un lieu ou son atmosphère
در پسند مکان، aimer دربارهٔ احساس خوب و دلبستگی است.
aimer pratiquer une activité
aimer + مصدر بدون de و à معمولتر است؛ aimer à مصدر رسمیتر و خاص است.
avoir de la sympathie ou de l'affection amicale pour quelqu'un
aimer bien برای علاقهٔ دوستانه روشنتر از je t'aime است؛ je t'aime معمولاً عشق قوی به شخص را بیان میکند.
apprécier une chanson, un spectacle ou une œuvre
aimer une œuvre هنر را میپسندد؛ لزوماً میل به خریدن یا داشتن آن نیست.
éprouver un amour profond, familial ou romantique pour quelqu'un
aimer profondément ses proches et sa famille
در فرانسوی aimer famille طبیعی است؛ فارسی پیشفرض «خیلی دوست داشتن» است، نه عاشق بودن.
aimer une activité avec une grande passion
aimer + مصدر با قید شدت میتواند علاقهٔ شدید/LOVE را برساند؛ آن را با پسند معمولی LIKE یکی نگیرید.
aimer très profondément un lieu ou la nature
دوست داشتن عمیق مکان غیررمانتیک است؛ قید شدت از پسند ملایم جدا میکند.
éprouver du plaisir à lire un genre de livres
aimer با نام کتاب و ژانر مفعول مستقیم میگیرد و در اینجا معنای پسندیدن دارد.
apprécier un certain temps ou climat
aimer les journées fraîches دربارهٔ پسندیدن هواست و بار عاطفی عشق ندارد.
apprécier une couleur ou une nuance
aimer + nom de couleur یعنی پسندیدن یک رنگ، نه دوست داشتن یک فرد.
avoir de la sympathie pour une espèce animale
aimer les chats به معنی علاقهٔ کلی به گربههاست، نه لزوماً عشق شدید.
aimer pratiquer ou regarder un sport
aimer + infinitif برای فعالیتی مثل تماشای فوتبال طبیعی است.
apprécier un type de film ou un documentaire
aimer un film دربارهٔ پسندیدن اثر هنری است، نه دلبستگی عاشقانه.
trouver une idée intéressante ou plaisante
aimer une idée به معنی پسندیدن پیشنهاد است؛ در این بافت ربطی به عشق ندارد.
apprécier un style vestimentaire
در فرانسه aimer مستقیماً به اسم لباس وصل میشود: aimer les vestes.
éprouver du plaisir à travailler ou apprendre
بعد از aimer میتوان مصدر مستقیم آورد: aimer travailler، aimer apprendre.
apprécier un moment de la journée
جمع les matins برای علاقهٔ همیشگی به صبحها استفاده شده است.
préférer une chose ou une action à une autre
aimer mieux یک ساخت تثبیتشده در معنی préférer است؛ از aimer = دوست داشتن معمولی دقیقتر و مقایسهایتر است.
éprouver un amour durable envers son partenaire
aimer در رابطهٔ عاشقانه معنی love میدهد؛ aimer bien mon collègue لزوماً چنین معنایی ندارد.
continuer à aimer quelqu'un malgré la distance
s'aimer ساخت دوطرفهٔ فعل aimer است؛ فاصلهٔ مکانی معنای عشق را عوض نمیکند.
aimer quelqu'un sans chercher à le changer
aimer quelqu'un در این بافت عشق عمیق است، نه صرفاً aimer bien.
exprimer un amour profond par des gestes quotidiens
در il l'aime، ضمیر l' مفعول aimer است؛ le lui montre عبارت مستقلی برای نشاندادن آن است.
éprouver un attachement très fort envers un animal familier
aimer profondément نشانهٔ شدت عاطفی است و با aimer les chiens (= سگها را دوست داشتن) تفاوت دارد.
éprouver une passion forte pour une pratique artistique
aimer passionnément شدت را روشن میکند؛ aimer + infinitif برای کار هنری طبیعی است.
aimer passionnément la littérature et les lectures répétées
aimer passionnément بر شدت دلبستگی به ادبیات تأکید دارد؛ مصدر découvrir متمم است.
éprouver un attachement profond à la nature
aimer برای عناصر طبیعت بهصورت استعاری و پرشور بهکار میرود؛ شدت را با profondément نشان دادهایم.
éprouver une passion pour l'enseignement
در فرانسوی apprendre à quelqu'un à lire میتواند معنی «آموزش خواندن» داشته باشد؛ enseigner هم جایگزین است.
ressentir un attachement profond pour la maison de son enfance
aimer برای مکان خاطرهانگیز میتواند عاطفهٔ عمیق را نشان دهد؛ قید profondément در مثال اول شدت را آشکار میکند.
s'aimer réciproquement avec respect
s'aimer با ضمیر بازتابیِ جمع میتواند رابطهٔ متقابل را نشان دهد؛ با aimer bien فرق دارد.
J'aime le thé sans sucre.
چای بدون شکر را دوست دارم.
J'aime beaucoup cette ville.
این شهر را خیلی دوست دارم.
J'aime lire le soir.
شبها کتابخواندن را دوست دارم.
J'aime bien mon collègue.
همکارم را بهعنوان دوست میپسندم.
Tu aimes cette chanson ?
این آهنگ را دوست داری؟
J'aime profondément mon partenaire.
عاشق شریک زندگیام هستم.
J'aime beaucoup ma famille.
خانوادهام را خیلی دوست دارم.
J'aime énormément jouer de la musique.
عاشق نواختن موسیقی هستم.
J'aime énormément ma ville natale.
عاشق زادگاهم هستم.
J'aime la mer plus que tout.
بیش از هر چیز عاشق دریا هستم.
J'aime les romans policiers.
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
J'aime les journées fraîches d'automne.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
J'aime les tons bleus doux.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
J'aime les chats, mais mon père aime les oiseaux.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
J'aime davantage le basket que le volley.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
J'aime les films inspirés d'histoires vraies.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
J'aime ton idée de nous retrouver plus tôt.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
J'aime les vestes simples.
کتهای ساده را دوست دارم.
J'aime travailler dans une petite équipe.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
J'aime les matins calmes à la maison.
صبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
J'aime mieux partir tôt.
ترجیح میدهم زود بروم.
J'aime mon partenaire, même dans les moments difficiles.
حتی در روزهای سخت هم عاشق شریک زندگیام هستم.
Je l'aime même si nous vivons dans des pays différents.
عاشقش هستم، با اینکه در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم.
Elle l'aime sans chercher à le changer.
او بدون اینکه بخواهد تغییرش بدهد عاشق اوست.
Il l'aime et le lui montre en préparant le dîner.
او عاشق اوست و با پختن شام آن را نشان میدهد.
J'aime profondément mon chien ; il est à mes côtés depuis des années.
عاشق سگم هستم؛ سالهاست کنارم بوده است.
J'aime passionnément peindre à l'aquarelle.
عاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
J'aime passionnément découvrir des poèmes oubliés.
عاشق پیدا کردن شعرهای فراموششده هستم.
J'aime profondément le silence des forêts de montagne.
عاشق سکوت جنگلهای کوهستانی هستم.
J'aime passionnément apprendre aux autres à lire.
عاشق یاددادن خواندن به دیگران هستم.
J'aime profondément la maison où j'ai grandi.
عاشق خانهای هستم که در آن بزرگ شدم.
Ils s'aiment et respectent les choix de l'autre.
آنها عاشق هماند و به انتخابهای یکدیگر احترام میگذارند.
aimer در فرانسوی هم برای پسندیدن غذا، هنر و فعالیتها و هم برای محبت یا عشق به انسان به کار میرود. شدت معنی را بافت و عبارت تعیین میکند.
prendre plaisir à manger ou boire quelque chose
aimer + مفعول مستقیم، بدون حرف اضافهٔ de، برای غذا و نوشیدنی کاربردی است.
apprécier un lieu ou son atmosphère
در پسند مکان، aimer دربارهٔ احساس خوب و دلبستگی است.
aimer pratiquer une activité
aimer + مصدر بدون de و à معمولتر است؛ aimer à مصدر رسمیتر و خاص است.
avoir de la sympathie ou de l'affection amicale pour quelqu'un
aimer bien برای علاقهٔ دوستانه روشنتر از je t'aime است؛ je t'aime معمولاً عشق قوی به شخص را بیان میکند.
apprécier une chanson, un spectacle ou une œuvre
aimer une œuvre هنر را میپسندد؛ لزوماً میل به خریدن یا داشتن آن نیست.
éprouver un amour profond, familial ou romantique pour quelqu'un
aimer profondément ses proches et sa famille
در فرانسوی aimer famille طبیعی است؛ فارسی پیشفرض «خیلی دوست داشتن» است، نه عاشق بودن.
aimer une activité avec une grande passion
aimer + مصدر با قید شدت میتواند علاقهٔ شدید/LOVE را برساند؛ آن را با پسند معمولی LIKE یکی نگیرید.
aimer très profondément un lieu ou la nature
دوست داشتن عمیق مکان غیررمانتیک است؛ قید شدت از پسند ملایم جدا میکند.
éprouver du plaisir à lire un genre de livres
aimer با نام کتاب و ژانر مفعول مستقیم میگیرد و در اینجا معنای پسندیدن دارد.
apprécier un certain temps ou climat
aimer les journées fraîches دربارهٔ پسندیدن هواست و بار عاطفی عشق ندارد.
apprécier une couleur ou une nuance
aimer + nom de couleur یعنی پسندیدن یک رنگ، نه دوست داشتن یک فرد.
avoir de la sympathie pour une espèce animale
aimer les chats به معنی علاقهٔ کلی به گربههاست، نه لزوماً عشق شدید.
aimer pratiquer ou regarder un sport
aimer + infinitif برای فعالیتی مثل تماشای فوتبال طبیعی است.
apprécier un type de film ou un documentaire
aimer un film دربارهٔ پسندیدن اثر هنری است، نه دلبستگی عاشقانه.
trouver une idée intéressante ou plaisante
aimer une idée به معنی پسندیدن پیشنهاد است؛ در این بافت ربطی به عشق ندارد.
apprécier un style vestimentaire
در فرانسه aimer مستقیماً به اسم لباس وصل میشود: aimer les vestes.
éprouver du plaisir à travailler ou apprendre
بعد از aimer میتوان مصدر مستقیم آورد: aimer travailler، aimer apprendre.
apprécier un moment de la journée
جمع les matins برای علاقهٔ همیشگی به صبحها استفاده شده است.
préférer une chose ou une action à une autre
aimer mieux یک ساخت تثبیتشده در معنی préférer است؛ از aimer = دوست داشتن معمولی دقیقتر و مقایسهایتر است.
éprouver un amour durable envers son partenaire
aimer در رابطهٔ عاشقانه معنی love میدهد؛ aimer bien mon collègue لزوماً چنین معنایی ندارد.
continuer à aimer quelqu'un malgré la distance
s'aimer ساخت دوطرفهٔ فعل aimer است؛ فاصلهٔ مکانی معنای عشق را عوض نمیکند.
aimer quelqu'un sans chercher à le changer
aimer quelqu'un در این بافت عشق عمیق است، نه صرفاً aimer bien.
exprimer un amour profond par des gestes quotidiens
در il l'aime، ضمیر l' مفعول aimer است؛ le lui montre عبارت مستقلی برای نشاندادن آن است.
éprouver un attachement très fort envers un animal familier
aimer profondément نشانهٔ شدت عاطفی است و با aimer les chiens (= سگها را دوست داشتن) تفاوت دارد.
éprouver une passion forte pour une pratique artistique
aimer passionnément شدت را روشن میکند؛ aimer + infinitif برای کار هنری طبیعی است.
aimer passionnément la littérature et les lectures répétées
aimer passionnément بر شدت دلبستگی به ادبیات تأکید دارد؛ مصدر découvrir متمم است.
éprouver un attachement profond à la nature
aimer برای عناصر طبیعت بهصورت استعاری و پرشور بهکار میرود؛ شدت را با profondément نشان دادهایم.
éprouver une passion pour l'enseignement
در فرانسوی apprendre à quelqu'un à lire میتواند معنی «آموزش خواندن» داشته باشد؛ enseigner هم جایگزین است.
ressentir un attachement profond pour la maison de son enfance
aimer برای مکان خاطرهانگیز میتواند عاطفهٔ عمیق را نشان دهد؛ قید profondément در مثال اول شدت را آشکار میکند.
چای بدون شکر را دوست دارم.
پسندیدن خوراک یا نوشیدنیاو غذاهای تند را دوست دارد.
پسندیدن خوراک یا نوشیدنیاین سوپ را دوست داری؟
پسندیدن خوراک یا نوشیدنیاین محلهٔ آرام را دوست دارم.
دوست داشتن مکان یا محیطاو کتابخانهٔ کوچک نزدیک خانهاش را دوست داشت.
دوست داشتن مکان یا محیطما واقعاً این شهر را دوست داریم.
دوست داشتن مکان یا محیطدوست دارم پیش از خواب کتاب بخوانم.
لذتبردن از انجام فعالیتاو شناکردن در صبح را دوست دارد.
لذتبردن از انجام فعالیتآنها همیشه پیادهروی کنار رودخانه را دوست داشتهاند.
لذتبردن از انجام فعالیتهمکار جدیدم را دوست دارم؛ خیلی مهربان است.
دوست داشتن دوستانهٔ شخصبچههایم معلمشان را خیلی دوست دارند.
دوست داشتن دوستانهٔ شخصاز همان دیدار اول همسایهمان را دوست داشتم.
دوست داشتن دوستانهٔ شخصاین آهنگ را بهخاطر ملودیاش دوست دارم.
پسندیدن موسیقی یا اثر هنریخواهرم موسیقی جَز را دوست دارد.
پسندیدن موسیقی یا اثر هنریکنسرت دیشب را دوست داشتی؟
پسندیدن موسیقی یا اثر هنریاز ته دل دوستت دارم.
عشق عمیق یا محبت شدید به شخصاو شریک زندگیاش را عمیقاً دوست دارد.
عشق عمیق یا محبت شدید به شخصاین دو نفر ده سال است عاشق هماند.
عشق عمیق یا محبت شدید به شخصپدربزرگ و مادربزرگم را عمیقاً دوست دارم.
محبت عمیق خانوادگیاو فرزندانش را از هر چیزی بیشتر دوست دارد.
محبت عمیق خانوادگیحتی وقتی اختلافنظر داریم، خانوادهمان را دوست داریم.
محبت عمیق خانوادگیمن عاشق پیانو زدن هستم.
شور و اشتیاق شدید به فعالیتاو عاشق یادگرفتن زبانهای تازه است.
شور و اشتیاق شدید به فعالیتآنها بیش از هر چیز عاشق کوهپیماییاند.
شور و اشتیاق شدید به فعالیتمن عاشق شبهای این شهرم.
دلبستگی شدید به مکان و طبیعتاو عاشق زادگاهش و کوچههای قدیمی آن است.
دلبستگی شدید به مکان و طبیعتما همیشه عاشق دریا بودهایم.
دلبستگی شدید به مکان و طبیعترمانهای پلیسی را دوست دارم.
پسندیدن کتاب و ژانر ادبیاو کتابهای تصویردار را دوست دارد.
پسندیدن کتاب و ژانر ادبیروزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
پسندیدن نوعی آبوهوااو بعدازظهرهای بارانی را دوست دارد.
پسندیدن نوعی آبوهوارنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگخواهرم دیوارهای سبز را دوست دارد.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگمن گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
دوست داشتن حیوانات یا گونهای از آنهادخترم سگهای کوچک را دوست دارد.
دوست داشتن حیوانات یا گونهای از آنهابسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
پسندیدن ورزش یا ورزشکردناو دوست دارد آخر هفتهها فوتبال تماشا کند.
پسندیدن ورزش یا ورزشکردنفیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
پسندیدن فیلم، ژانر یا مستنداز آن مستند خوشمان آمد.
پسندیدن فیلم، ژانر یا مستنداز پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
پسندیدن فکر یا پیشنهادمعلممان طرح کلاس را پسندید.
پسندیدن فکر یا پیشنهادکتهای ساده را دوست دارم.
پسندیدن سبک لباساو کفشهای رنگارنگ را دوست دارد.
پسندیدن سبک لباسدوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
لذتبردن از کار تیمی یا یادگیری در کاراو یادگرفتن کارهای جدید در محل کار را دوست دارد.
لذتبردن از کار تیمی یا یادگیری در کارصبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
پسندیدن زمان خاصی از روزبرادرم شبهای آرام را دوست دارد.
پسندیدن زمان خاصی از روزترجیح میدهم زود بروم.
ترجیح دادن با aimer mieuxاو چای را به قهوه ترجیح میدهد.
ترجیح دادن با aimer mieuxحتی در روزهای سخت هم عاشق شریک زندگیام هستم.
عشق پایدار به شریک زندگیاو بهخاطر مهربانیاش عاشق اوست.
عشق پایدار به شریک زندگیعاشقش هستم، با اینکه در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم.
عشق و دلبستگی با وجود دوریبا وجود دوری، آن دو عاشق هماند.
عشق و دلبستگی با وجود دوریاو بدون اینکه بخواهد تغییرش بدهد عاشق اوست.
عشق بدون شرط و تلاش برای تغییر دیگریحتی وقتی اختلافنظر داریم، عاشقت هستم.
عشق بدون شرط و تلاش برای تغییر دیگریاو عاشق اوست و با پختن شام آن را نشان میدهد.
نشاندادن عشق در رفتار و توجه روزمرهعاشقت هستم و وقتی نیاز داری حرف بزنی، به تو گوش میدهم.
نشاندادن عشق در رفتار و توجه روزمرهعاشق سگم هستم؛ سالهاست کنارم بوده است.
دلبستگی عمیق به حیوان خانگیاو عاشق گربهٔ سالخوردهاش است.
دلبستگی عمیق به حیوان خانگیعاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
علاقهٔ شورمندانه به آفرینش هنریاو عاشق بلندخواندن شعر است.
علاقهٔ شورمندانه به آفرینش هنریعاشق پیدا کردن شعرهای فراموششده هستم.
شیفتگی عمیق به ادبیات و مطالعهاو عاشق دوبارهخواندن رمان محبوبش است.
شیفتگی عمیق به ادبیات و مطالعهعاشق سکوت جنگلهای کوهستانی هستم.
عشق عمیق به جلوههای طبیعتاو عاشق بوی خاک پس از باران است.
عشق عمیق به جلوههای طبیعتعاشق یاددادن خواندن به دیگران هستم.
عشق و شور نسبت به آموزش و یادگیری دیگراناو عاشق دیدن پیشرفت شاگردانش است.
عشق و شور نسبت به آموزش و یادگیری دیگرانعاشق خانهای هستم که در آن بزرگ شدم.
دلبستگی شدید به خانه یا مکان خاطرهانگیزآنها عاشق باغ قدیمیای هستند که مادربزرگشان ساخته بود.
دلبستگی شدید به خانه یا مکان خاطرهانگیزآنها عاشق هماند و به انتخابهای یکدیگر احترام میگذارند.
عشق دوطرفه همراه با احترامبعد از یک سال سخت، هنوز عاشق هم هستند.
عشق دوطرفه همراه با احترامJ'aime le thé sans sucre.
چای بدون شکر را دوست دارم.
J'aime beaucoup cette ville.
این شهر را خیلی دوست دارم.
J'aime lire le soir.
شبها کتابخواندن را دوست دارم.
J'aime bien mon collègue.
همکارم را بهعنوان دوست میپسندم.
Tu aimes cette chanson ?
این آهنگ را دوست داری؟
J'aime profondément mon partenaire.
عاشق شریک زندگیام هستم.
J'aime beaucoup ma famille.
خانوادهام را خیلی دوست دارم.
J'aime énormément jouer de la musique.
عاشق نواختن موسیقی هستم.
J'aime énormément ma ville natale.
عاشق زادگاهم هستم.
J'aime la mer plus que tout.
بیش از هر چیز عاشق دریا هستم.
J'aime les romans policiers.
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
J'aime les journées fraîches d'automne.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
J'aime les tons bleus doux.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
J'aime les chats, mais mon père aime les oiseaux.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
J'aime davantage le basket que le volley.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
J'aime les films inspirés d'histoires vraies.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
J'aime ton idée de nous retrouver plus tôt.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
J'aime les vestes simples.
کتهای ساده را دوست دارم.
J'aime travailler dans une petite équipe.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
J'aime les matins calmes à la maison.
صبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
J'aime mieux partir tôt.
ترجیح میدهم زود بروم.
J'aime mon partenaire, même dans les moments difficiles.
حتی در روزهای سخت هم عاشق شریک زندگیام هستم.
Je l'aime même si nous vivons dans des pays différents.
عاشقش هستم، با اینکه در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم.
Elle l'aime sans chercher à le changer.
او بدون اینکه بخواهد تغییرش بدهد عاشق اوست.
Il l'aime et le lui montre en préparant le dîner.
او عاشق اوست و با پختن شام آن را نشان میدهد.
J'aime profondément mon chien ; il est à mes côtés depuis des années.
عاشق سگم هستم؛ سالهاست کنارم بوده است.
J'aime passionnément peindre à l'aquarelle.
عاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
J'aime passionnément découvrir des poèmes oubliés.
عاشق پیدا کردن شعرهای فراموششده هستم.
J'aime profondément le silence des forêts de montagne.
عاشق سکوت جنگلهای کوهستانی هستم.
J'aime passionnément apprendre aux autres à lire.
عاشق یاددادن خواندن به دیگران هستم.
J'aime profondément la maison où j'ai grandi.
عاشق خانهای هستم که در آن بزرگ شدم.
Ils s'aiment et respectent les choix de l'autre.
آنها عاشق هماند و به انتخابهای یکدیگر احترام میگذارند.