برای مفعول معین از «را» استفاده میشود؛ دوست داشتن لزوماً نیاز داشتن نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
از طعم خوراک یا نوشیدنی خوشآمدن
برای مفعول معین از «را» استفاده میشود؛ دوست داشتن لزوماً نیاز داشتن نیست.
احساس خوبی به مکانی یا حالوهوای آن داشتن
برای مکان، احساس سلیقهای یا دلبستگی بیان میشود.
یک فعالیت را دوست داشتن و از انجامش لذتبردن
«دوست دارم + فعل التزامی» مثل دوست دارم بخوانم، یا مصدر اسمی با «را»، هر دو ممکناند.
از شخصیت یا حضور کسی خوشآمدن، بدون الزام به عشق
دوست داشتن میتواند هم دوستانه باشد هم عاشقانه؛ با قید «بهعنوان دوست» یا زمینه روشن میشود. اسپانیایی gustar را همیشه اینجا معادل نگذارید.
از شنیدن موسیقی یا دیدن اثر هنری لذتبردن
پسندیدن نوعی کتاب یا ژانر ادبی
«دوست داشتن» اینجا ترجیح ادبی است، نه دلبستگی عاطفی به شخص.
خوشآمدن از ویژگیهای هوا
«هوای خنک را دوست دارم» دربارهٔ سلیقهٔ شخصی است و به توانایی تحمل سرما ربطی ندارد.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگ
در بیان سلیقهٔ رنگ، «دوست دارم» طبیعی است؛ «عاشق هستم» شدت بیشتری میدهد.
علاقه داشتن به یک نوع حیوان
علاقه داشتن به ورزش یا تماشای آن
«دوست داشتنِ تماشای ورزش» با «توانایی بازیکردنِ آن» یکی نیست.
پسندیدن فیلم یا مستند
«خوشمان آمد» در مثال دوم همان پسندیدنِ تجربهٔ تماشا در گذشته است.
خوشآمدن از فکر یا پیشنهاد
«این فکر را دوست دارم» در گفتوگوی طبیعی یعنی پیشنهاد برایم جذاب است، نه لزوماً اینکه موافقت نهایی کردهام.
پسندیدن شیوهٔ پوشش یا پوشاک
دوست داشتنِ یک سبک لباس به معنی داشتن یا خریدن آن نیست.
علاقه داشتن به جنبهای از کار یا یادگیری
«دوست دارم کار کنم» بیان علاقه است؛ از نظر معنا با «باید کار کنم» فرق دارد.
لذتبردن از زمانی از شبانهروز
این کاربرد دربارهٔ لذتبردن از زمان است؛ نه بیان ساعت یا برنامهٔ روزانه.
بیان تمایل به رخدادن یا انجامدادن کاری، نه صرفاً پسندیدن آن
در «دوست دارم بدانم/بروم» جملهٔ پیرو معمولاً التزامی است و معنی «مایلم» میدهد؛ همواره معادل like + اسم نیست.
چای بیشکر را دوست دارم.
چای بیشکر را دوست دارم.
این شهر را خیلی دوست دارم.
این شهر را خیلی دوست دارم.
من کتابخواندن را دوست دارم.
من کتابخواندن را دوست دارم.
همکار جدیدم را دوست دارم.
همکار جدیدم را دوست دارم.
این آهنگ را دوست داری؟
این آهنگ را دوست داری؟
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
کتهای ساده را دوست دارم.
کتهای ساده را دوست دارم.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
صبحهای آرام خانه را دوست دارم.
صبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
دوست دارم روزی به شیراز سفر کنم.
دوست دارم روزی به شیراز سفر کنم.
دوست داشتن فعل مرکب فارسی برای پسندیدن خوراک، مکان، فعالیت، آدمها و هنر است؛ میتواند علاقهٔ دوستانه و گاه محبت عمیق را هم برساند. شکلهای صرفی با «دوست» کامل ثبت میشوند.
از طعم خوراک یا نوشیدنی خوشآمدن
برای مفعول معین از «را» استفاده میشود؛ دوست داشتن لزوماً نیاز داشتن نیست.
احساس خوبی به مکانی یا حالوهوای آن داشتن
برای مکان، احساس سلیقهای یا دلبستگی بیان میشود.
یک فعالیت را دوست داشتن و از انجامش لذتبردن
«دوست دارم + فعل التزامی» مثل دوست دارم بخوانم، یا مصدر اسمی با «را»، هر دو ممکناند.
از شخصیت یا حضور کسی خوشآمدن، بدون الزام به عشق
دوست داشتن میتواند هم دوستانه باشد هم عاشقانه؛ با قید «بهعنوان دوست» یا زمینه روشن میشود. اسپانیایی gustar را همیشه اینجا معادل نگذارید.
از شنیدن موسیقی یا دیدن اثر هنری لذتبردن
پسندیدن نوعی کتاب یا ژانر ادبی
«دوست داشتن» اینجا ترجیح ادبی است، نه دلبستگی عاطفی به شخص.
خوشآمدن از ویژگیهای هوا
«هوای خنک را دوست دارم» دربارهٔ سلیقهٔ شخصی است و به توانایی تحمل سرما ربطی ندارد.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگ
در بیان سلیقهٔ رنگ، «دوست دارم» طبیعی است؛ «عاشق هستم» شدت بیشتری میدهد.
علاقه داشتن به یک نوع حیوان
علاقه داشتن به ورزش یا تماشای آن
«دوست داشتنِ تماشای ورزش» با «توانایی بازیکردنِ آن» یکی نیست.
پسندیدن فیلم یا مستند
«خوشمان آمد» در مثال دوم همان پسندیدنِ تجربهٔ تماشا در گذشته است.
خوشآمدن از فکر یا پیشنهاد
«این فکر را دوست دارم» در گفتوگوی طبیعی یعنی پیشنهاد برایم جذاب است، نه لزوماً اینکه موافقت نهایی کردهام.
پسندیدن شیوهٔ پوشش یا پوشاک
دوست داشتنِ یک سبک لباس به معنی داشتن یا خریدن آن نیست.
علاقه داشتن به جنبهای از کار یا یادگیری
«دوست دارم کار کنم» بیان علاقه است؛ از نظر معنا با «باید کار کنم» فرق دارد.
لذتبردن از زمانی از شبانهروز
این کاربرد دربارهٔ لذتبردن از زمان است؛ نه بیان ساعت یا برنامهٔ روزانه.
بیان تمایل به رخدادن یا انجامدادن کاری، نه صرفاً پسندیدن آن
در «دوست دارم بدانم/بروم» جملهٔ پیرو معمولاً التزامی است و معنی «مایلم» میدهد؛ همواره معادل like + اسم نیست.
چای بدون شکر را دوست دارم.
دوست داشتن خوراک یا نوشیدنیاو غذای تند را دوست دارد.
دوست داشتن خوراک یا نوشیدنیاین سوپ را دوست داری؟
دوست داشتن خوراک یا نوشیدنیاین محلهٔ آرام را دوست دارم.
دوست داشتن مکان یا محیطاو کتابخانهٔ کوچک نزدیک خانهاش را دوست داشت.
دوست داشتن مکان یا محیطما این شهر را خیلی دوست داریم.
دوست داشتن مکان یا محیطدوست دارم پیش از خواب کتاب بخوانم.
لذتبردن از انجام فعالیتاو صبحها شناکردن را دوست دارد.
لذتبردن از انجام فعالیتآنها همیشه پیادهروی کنار رودخانه را دوست داشتهاند.
لذتبردن از انجام فعالیتهمکار جدیدم را دوست دارم؛ خیلی مهربان است.
علاقهٔ دوستانه به شخصبچههایم معلمشان را خیلی دوست دارند.
علاقهٔ دوستانه به شخصاز همان دیدار اول همسایهمان را دوست داشتم.
علاقهٔ دوستانه به شخصاین آهنگ را بهخاطر ملودیاش دوست دارم.
دوست داشتن موسیقی یا هنرخواهرم موسیقی جَز را دوست دارد.
دوست داشتن موسیقی یا هنرکنسرت دیشب را دوست داشتی؟
دوست داشتن موسیقی یا هنررمانهای پلیسی را دوست دارم.
پسندیدن کتاب و ژانر ادبیاو کتابهای تصویردار را دوست دارد.
پسندیدن کتاب و ژانر ادبیروزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
پسندیدن نوعی آبوهوااو بعدازظهرهای بارانی را دوست دارد.
پسندیدن نوعی آبوهوارنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگخواهرم دیوارهای سبز را دوست دارد.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگمن گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
دوست داشتن حیوانات یا گونهای از آنهادخترم سگهای کوچک را دوست دارد.
دوست داشتن حیوانات یا گونهای از آنهابسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
پسندیدن ورزش یا ورزشکردناو دوست دارد آخر هفتهها فوتبال تماشا کند.
پسندیدن ورزش یا ورزشکردنفیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
پسندیدن فیلم، ژانر یا مستنداز آن مستند خوشمان آمد.
پسندیدن فیلم، ژانر یا مستنداز پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
پسندیدن فکر یا پیشنهادمعلممان طرح کلاس را پسندید.
پسندیدن فکر یا پیشنهادکتهای ساده را دوست دارم.
پسندیدن سبک لباساو کفشهای رنگارنگ را دوست دارد.
پسندیدن سبک لباسدوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
لذتبردن از کار تیمی یا یادگیری در کاراو یادگرفتن کارهای جدید در محل کار را دوست دارد.
لذتبردن از کار تیمی یا یادگیری در کارصبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
پسندیدن زمان خاصی از روزبرادرم شبهای آرام را دوست دارد.
پسندیدن زمان خاصی از روزدوست دارم روزی به شیراز سفر کنم.
بیان آرزو یا تمایل با «دوست دارم»دوست دارم بدانم چرا برنامه تغییر کرد.
بیان آرزو یا تمایل با «دوست دارم»چای بیشکر را دوست دارم.
چای بیشکر را دوست دارم.
این شهر را خیلی دوست دارم.
این شهر را خیلی دوست دارم.
من کتابخواندن را دوست دارم.
من کتابخواندن را دوست دارم.
همکار جدیدم را دوست دارم.
همکار جدیدم را دوست دارم.
این آهنگ را دوست داری؟
این آهنگ را دوست داری؟
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
کتهای ساده را دوست دارم.
کتهای ساده را دوست دارم.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
صبحهای آرام خانه را دوست دارم.
صبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
دوست دارم روزی به شیراز سفر کنم.
دوست دارم روزی به شیراز سفر کنم.