like + خوراک یعنی خوشآمدن از طعم؛ نیاز یا سفارش دادن نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to enjoy the taste of food or drink
like + خوراک یعنی خوشآمدن از طعم؛ نیاز یا سفارش دادن نیست.
to feel positive about a place or its atmosphere
like a place با like a person تفاوت احساسی دارد.
to enjoy doing an activity, regularly or generally
like + -ing برای لذت/عادت و like to + فعل برای ترجیح یا عادت نیز به کار میرود.
to feel friendly fondness or approval for someone, without necessarily being in love
I like you ممکن است بسته به بافت علاقهٔ دوستانه یا عاشقانه باشد؛ Spanish gustar a alguien غالباً کشش عاطفی/رمانتیک میرساند.
to enjoy music, a performance or a work of art
similar to or resembling something or someone
like در look like یا sound like حرف اضافهٔ «مانند» است؛ هیچ ارتباط معنایی مستقیمی با gustar/aimer/mögen/sevmek به معنی دوست داشتن ندارد.
an online expression of approval, especially a click on a like button
like بهعنوان اسم در فضای شبکههای اجتماعی واکنش ثبتشدهٔ پسند است؛ با فعل to like و حرف اضافهٔ like فرق دارد.
to politely express a wish, offer, or request using would like
would like + اسم یا would like to + فعل یک ساخت مؤدبانهٔ میل است؛ با «پسندیدن» ساده فرق دارد. آلمانی möchte از mögen ولی با معنی میل ساخته شده، نه ترجمهٔ مستقیم دوست داشتن.
to enjoy a kind of book or literary genre
در این کاربرد like سلیقهٔ ادبی را بیان میکند، نه تصمیم به خرید کتاب.
to enjoy certain weather conditions
از وضعیت هوا خوشآمدن به معنی پیشبینی هوا یا «شبیه بودن» نیست.
to have a preference for a color or palette
like دربارهٔ رنگ، سلیقهٔ بصری را بیان میکند و با look like (= شبیه بودن) فرق دارد.
to be fond of a kind of animal
در اینجا like علاقهٔ عمومی به نوعی حیوان است، نه لزوماً وابستگی عمیق به حیوان خانگیِ خاص.
to enjoy a sport as a participant or spectator
like + sport noun سلیقه را نشان میدهد؛ like watching برای لذتبردن از تماشا است.
to enjoy films with certain subjects or styles
liked در جملهٔ دوم قضاوت دربارهٔ تجربهٔ تماشای یک مستند در گذشته است.
to approve of an idea because it appeals to you
like an idea یعنی از پیشنهادی استقبال کردن؛ به معنی قطعیبودن موافقت یا تعهد به اجرای آن نیست.
to prefer a clothing style or item
like دربارهٔ لباس، سلیقه در ظاهر و سبک است؛ با like به معنی «مثلِ» اشتباه نشود.
to enjoy particular aspects of working
like + -ing برای لذتبردن از انجام کار رایج است؛ معنی اجبار به کار کردن ندارد.
to enjoy a particular time of day
like در این بافت ترجیح شخصی به زمان و حالوهوای آن را نشان میدهد.
to want something or want to do something at a particular moment
feel like + اسم یا فعلِ -ing به معنی «دلم میخواهد/هوس کردهام» است؛ با like به معنی پسندیدن همیشگی یکی نیست.
an informal filler or approximation marker used in spontaneous speech
like محاورهای در این جایگاه تکیهکلام است و در فارسی لزوماً واژهبهواژه ترجمه نمیشود؛ در نوشتار رسمی حذف میشود.
to introduce a person's reaction or quotation informally with be like
be like + نقلقول در انگلیسی محاورهای تقریباً معادل «گفت/واکنشش این بود» است، نه «شبیه بودن».
I like tea without sugar.
چای بدون شکر را دوست دارم.
I really like this city.
این شهر را واقعاً دوست دارم.
I like reading on the train.
کتابخواندن در قطار را دوست دارم.
I like my new colleague.
همکار جدیدم را دوست دارم.
Do you like this song?
این آهنگ را دوست داری؟
I like detective novels.
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
I like cool autumn days.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
I like soft shades of blue.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
I like cats, but my father likes birds.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
I like basketball more than volleyball.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
I like films based on true stories.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
I like your idea of meeting earlier.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
I like simple jackets.
کتهای ساده را دوست دارم.
I like working in a small team.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
I like quiet mornings at home.
صبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
I feel like having soup tonight.
امشب هوس سوپ کردهام.
It was, like, the longest meeting ever.
جلسه انگار تمامشدنی نبود.
She was like, 'Let's leave now.'
او گفت: «الان بریم.»
like به معنی خوشآمدن از خوراک، مکان، فعالیت، آدمها و هنر است. نقشهای غیرفعلی مثل like (= شبیه) و like در شبکههای اجتماعی، و ساخت مؤدبانهٔ would like جدا از این معنی ثبت میشوند.
to enjoy the taste of food or drink
like + خوراک یعنی خوشآمدن از طعم؛ نیاز یا سفارش دادن نیست.
to feel positive about a place or its atmosphere
like a place با like a person تفاوت احساسی دارد.
to enjoy doing an activity, regularly or generally
like + -ing برای لذت/عادت و like to + فعل برای ترجیح یا عادت نیز به کار میرود.
to feel friendly fondness or approval for someone, without necessarily being in love
I like you ممکن است بسته به بافت علاقهٔ دوستانه یا عاشقانه باشد؛ Spanish gustar a alguien غالباً کشش عاطفی/رمانتیک میرساند.
to enjoy music, a performance or a work of art
similar to or resembling something or someone
like در look like یا sound like حرف اضافهٔ «مانند» است؛ هیچ ارتباط معنایی مستقیمی با gustar/aimer/mögen/sevmek به معنی دوست داشتن ندارد.
an online expression of approval, especially a click on a like button
like بهعنوان اسم در فضای شبکههای اجتماعی واکنش ثبتشدهٔ پسند است؛ با فعل to like و حرف اضافهٔ like فرق دارد.
to politely express a wish, offer, or request using would like
would like + اسم یا would like to + فعل یک ساخت مؤدبانهٔ میل است؛ با «پسندیدن» ساده فرق دارد. آلمانی möchte از mögen ولی با معنی میل ساخته شده، نه ترجمهٔ مستقیم دوست داشتن.
to enjoy a kind of book or literary genre
در این کاربرد like سلیقهٔ ادبی را بیان میکند، نه تصمیم به خرید کتاب.
to enjoy certain weather conditions
از وضعیت هوا خوشآمدن به معنی پیشبینی هوا یا «شبیه بودن» نیست.
to have a preference for a color or palette
like دربارهٔ رنگ، سلیقهٔ بصری را بیان میکند و با look like (= شبیه بودن) فرق دارد.
to be fond of a kind of animal
در اینجا like علاقهٔ عمومی به نوعی حیوان است، نه لزوماً وابستگی عمیق به حیوان خانگیِ خاص.
to enjoy a sport as a participant or spectator
like + sport noun سلیقه را نشان میدهد؛ like watching برای لذتبردن از تماشا است.
to enjoy films with certain subjects or styles
liked در جملهٔ دوم قضاوت دربارهٔ تجربهٔ تماشای یک مستند در گذشته است.
to approve of an idea because it appeals to you
like an idea یعنی از پیشنهادی استقبال کردن؛ به معنی قطعیبودن موافقت یا تعهد به اجرای آن نیست.
to prefer a clothing style or item
like دربارهٔ لباس، سلیقه در ظاهر و سبک است؛ با like به معنی «مثلِ» اشتباه نشود.
to enjoy particular aspects of working
like + -ing برای لذتبردن از انجام کار رایج است؛ معنی اجبار به کار کردن ندارد.
to enjoy a particular time of day
like در این بافت ترجیح شخصی به زمان و حالوهوای آن را نشان میدهد.
to want something or want to do something at a particular moment
feel like + اسم یا فعلِ -ing به معنی «دلم میخواهد/هوس کردهام» است؛ با like به معنی پسندیدن همیشگی یکی نیست.
an informal filler or approximation marker used in spontaneous speech
like محاورهای در این جایگاه تکیهکلام است و در فارسی لزوماً واژهبهواژه ترجمه نمیشود؛ در نوشتار رسمی حذف میشود.
to introduce a person's reaction or quotation informally with be like
be like + نقلقول در انگلیسی محاورهای تقریباً معادل «گفت/واکنشش این بود» است، نه «شبیه بودن».
چای بدون شکر را دوست دارم.
پسندیدن خوراک یا نوشیدنیاو غذاهای تند را دوست دارد.
پسندیدن خوراک یا نوشیدنیاین سوپ را دوست داری؟
پسندیدن خوراک یا نوشیدنیاین محلهٔ آرام را دوست دارم.
دوست داشتن مکان یا محیطاو کتابخانهٔ کوچک نزدیک خانهاش را دوست داشت.
دوست داشتن مکان یا محیطما واقعاً این شهر را دوست داریم.
دوست داشتن مکان یا محیطدوست دارم پیش از خواب کتاب بخوانم.
لذتبردن از یک فعالیتاو شناکردن در صبح را دوست دارد.
لذتبردن از یک فعالیتآنها همیشه پیادهروی کنار رودخانه را دوست داشتهاند.
لذتبردن از یک فعالیتهمکار جدیدم را دوست دارم؛ خیلی مهربان است.
از کسی خوشآمدن بهصورت دوستانهبچههایم معلمشان را خیلی دوست دارند.
از کسی خوشآمدن بهصورت دوستانهاز همان دیدار اول از همسایهمان خوشم آمد.
از کسی خوشآمدن بهصورت دوستانهاین آهنگ را بهخاطر ملودیاش دوست دارم.
پسندیدن موسیقی یا اثر هنریخواهرم موسیقی جَز را دوست دارد.
پسندیدن موسیقی یا اثر هنریکنسرت دیشب را دوست داشتی؟
پسندیدن موسیقی یا اثر هنریاین کیف شبیه کیف من است.
مانند یا شبیه (نقش غیرِفعلی)صدایش شبیه صدای مادرش است.
مانند یا شبیه (نقش غیرِفعلی)این شهر حس خانه را دارد.
مانند یا شبیه (نقش غیرِفعلی)عکسش صد تا لایک گرفت.
پسند یا لایک در شبکهٔ اجتماعی (اسم)هر لایک به این صفحهٔ کوچک کمک میکند به افراد بیشتری برسد.
پسند یا لایک در شبکهٔ اجتماعی (اسم)او آن پست را لایک کرد.
پسند یا لایک در شبکهٔ اجتماعی (اسم)یک فنجان چای میخواستم، لطفاً.
مایل بودن یا درخواست مؤدبانه با would likeمایلی به ما ملحق شوی؟
مایل بودن یا درخواست مؤدبانه با would likeاو مایل است اطلاعات بیشتری دربارهٔ دوره بداند.
مایل بودن یا درخواست مؤدبانه با would likeرمانهای پلیسی را دوست دارم.
پسندیدن کتاب و ژانر ادبیاو کتابهای تصویردار را دوست دارد.
پسندیدن کتاب و ژانر ادبیروزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
پسندیدن نوعی آبوهوااو بعدازظهرهای بارانی را دوست دارد.
پسندیدن نوعی آبوهوارنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگخواهرم دیوارهای سبز را دوست دارد.
پسندیدن رنگ یا ترکیب رنگمن گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
دوست داشتن حیوانات یا گونهای از آنهادخترم سگهای کوچک را دوست دارد.
دوست داشتن حیوانات یا گونهای از آنهابسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
پسندیدن ورزش یا ورزشکردناو دوست دارد آخر هفتهها فوتبال تماشا کند.
پسندیدن ورزش یا ورزشکردنفیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
پسندیدن فیلم، ژانر یا مستنداز آن مستند خوشمان آمد.
پسندیدن فیلم، ژانر یا مستنداز پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
پسندیدن فکر یا پیشنهادمعلممان طرح کلاس را پسندید.
پسندیدن فکر یا پیشنهادکتهای ساده را دوست دارم.
پسندیدن سبک لباساو کفشهای رنگارنگ را دوست دارد.
پسندیدن سبک لباسدوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
لذتبردن از کار تیمی یا یادگیری در کاراو یادگرفتن کارهای جدید در محل کار را دوست دارد.
لذتبردن از کار تیمی یا یادگیری در کارصبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
پسندیدن زمان خاصی از روزبرادرم شبهای آرام را دوست دارد.
پسندیدن زمان خاصی از روزامشب هوس سوپ کردهام.
هوس کردن یا میل داشتن در لحظهدلت میخواهد کمی قدم بزنی؟
هوس کردن یا میل داشتن در لحظهجلسه انگار تمامشدنی نبود.
پرکنندهٔ مکث در گفتار محاورهایواقعاً خیلی استرس داشتم.
پرکنندهٔ مکث در گفتار محاورهایاو گفت: «الان بریم.»
نقل واکنش یا گفته در گفتار غیررسمیمن هم گفتم: «جدی میگی؟»
نقل واکنش یا گفته در گفتار غیررسمیI like tea without sugar.
چای بدون شکر را دوست دارم.
I really like this city.
این شهر را واقعاً دوست دارم.
I like reading on the train.
کتابخواندن در قطار را دوست دارم.
I like my new colleague.
همکار جدیدم را دوست دارم.
Do you like this song?
این آهنگ را دوست داری؟
I like detective novels.
رمانهای پلیسی را دوست دارم.
I like cool autumn days.
روزهای خنک پاییزی را دوست دارم.
I like soft shades of blue.
رنگهای آبی ملایم را دوست دارم.
I like cats, but my father likes birds.
من گربهها را دوست دارم، اما پدرم پرندهها را دوست دارد.
I like basketball more than volleyball.
بسکتبال را بیشتر از والیبال دوست دارم.
I like films based on true stories.
فیلمهایی را که بر اساس داستان واقعی ساخته شدهاند دوست دارم.
I like your idea of meeting earlier.
از پیشنهادت برای زودتر دیدن هم خوشم میآید.
I like simple jackets.
کتهای ساده را دوست دارم.
I like working in a small team.
دوست دارم در تیم کوچکی کار کنم.
I like quiet mornings at home.
صبحهای آرام در خانه را دوست دارم.
I feel like having soup tonight.
امشب هوس سوپ کردهام.
It was, like, the longest meeting ever.
جلسه انگار تمامشدنی نبود.
She was like, 'Let's leave now.'
او گفت: «الان بریم.»