amar a alguien مفعول شخصی با a دارد؛ te amo ضمیر مستقیم است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
sentir amor profundo por una persona
amar a alguien مفعول شخصی با a دارد؛ te amo ضمیر مستقیم است.
sentir gran cariño y amor por la familia
در گفتار روزمره querer mucho a menudo طبیعیتر از amar است؛ amar لحن پررنگ و عمیق دارد.
sentir gran pasión por una actividad
amar + infinitivo برای شور شدید ممکن است، گرچه encantar یا apasionar در بعضی گفتارها طبیعیتر است.
sentir un afecto intenso por un lugar o entorno natural
amar una ciudad / la naturaleza دلبستگی شدید را بیان میکند؛ در گفتار me encanta هم رایج است.
sentir amor profundo y estable por la pareja
در amar a una persona حرف اضافهٔ a برای مفعول جاندار میآید؛ la ama ضمیر مفعولی زن را نشان میدهد.
seguir amando a alguien pese a la distancia
aunque + subjuntivo (vivamos) فرض یا وضعیتِ مورد تأکید را بیان میکند؛ la amo مفعول مستقیم دارد.
amar a alguien sin exigir que cambie
amar sin condiciones توصیف شدت و نوع رابطه است و به معنی پذیرش آسیبدیدن نیست.
expresar amor profundo mediante gestos de cuidado
lo در se lo demuestra به محبت یا واقعیت عشق برمیگردد؛ amar همچنان فعلِ عاطفه است.
sentir un cariño muy profundo por una mascota
amar a una mascota شدت عاطفی بیشتری از gustar los perros (= علاقهٔ کلی به سگها) دارد.
sentir una gran pasión por una actividad artística
amar + infinitivo برای علاقهٔ بسیار شدید و گاه لحن ادبی کاربرد دارد؛ gustar در علاقهٔ معمولی رایجتر است.
sentir gran pasión por la literatura
amar + infinitivo در چنین بافتی لحن پرشور دارد؛ برای پسندیدن ساده معمولاً gustar بهکار میرود.
sentir un amor intenso por aspectos de la naturaleza
amar طبیعت در اسپانیایی کاربرد پرشور و گاه ادبی دارد؛ با gustar el bosque از نظر شدت فرق دارد.
sentir pasión por enseñar y ver aprender a otros
amar + مصدر در بیان دلبستگی به آموزش ممکن است؛ سطح عاطفی آن از gustar enseñar قویتر است.
sentir un apego muy fuerte a un hogar cargado de recuerdos
amar un lugar در بافت خاطره و هویت احساس قوی دارد؛ gustar یک خانه از نظر ظاهر ضعیفتر است.
amarse mutuamente con respeto
se aman ساخت متقابل است؛ با amar a alguien در ساخت مفعول مستقیم تفاوت دستوری دارد.
Amo profundamente a mi pareja.
عاشق شریک زندگیام هستم.
Amo a mi familia.
خانوادهام را خیلی دوست دارم.
Ella ama la música.
او عاشق موسیقی است.
Amo mi ciudad natal.
عاشق زادگاهم هستم.
Amamos el mar.
عاشق دریا هستیم.
Amo a mi pareja, incluso en los días difíciles.
حتی در روزهای سخت هم عاشق شریک زندگیام هستم.
La amo aunque vivamos en países distintos.
عاشقش هستم، با اینکه در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم.
Ella lo ama sin intentar cambiarlo.
او بدون اینکه بخواهد تغییرش بدهد عاشق اوست.
Él la ama y se lo demuestra preparando la cena.
او عاشق اوست و با پختن شام آن را نشان میدهد.
Amo a mi perro; lleva años conmigo.
عاشق سگم هستم؛ سالهاست کنارم بوده است.
Amo pintar con acuarelas.
عاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
Amo descubrir poemas olvidados.
عاشق پیدا کردن شعرهای فراموششده هستم.
Amo el silencio de los bosques de montaña.
عاشق سکوت جنگلهای کوهستانی هستم.
Amo enseñar a leer a otras personas.
عاشق یاددادن خواندن به دیگران هستم.
Amo la casa donde crecí.
عاشق خانهای هستم که در آن بزرگ شدم.
Se aman y respetan las decisiones del otro.
آنها عاشق هماند و به انتخابهای یکدیگر احترام میگذارند.
amar در اسپانیایی فعل منظمی برای عشق و محبت عمیق به شخص یا دلبستگی شدید به چیز و فعالیت است. te amo غالباً بیان شدید و مستقیم عشق است؛ querer بهویژه در گفتار خانوادگی رایجتر است.
sentir amor profundo por una persona
amar a alguien مفعول شخصی با a دارد؛ te amo ضمیر مستقیم است.
sentir gran cariño y amor por la familia
در گفتار روزمره querer mucho a menudo طبیعیتر از amar است؛ amar لحن پررنگ و عمیق دارد.
sentir gran pasión por una actividad
amar + infinitivo برای شور شدید ممکن است، گرچه encantar یا apasionar در بعضی گفتارها طبیعیتر است.
sentir un afecto intenso por un lugar o entorno natural
amar una ciudad / la naturaleza دلبستگی شدید را بیان میکند؛ در گفتار me encanta هم رایج است.
sentir amor profundo y estable por la pareja
در amar a una persona حرف اضافهٔ a برای مفعول جاندار میآید؛ la ama ضمیر مفعولی زن را نشان میدهد.
seguir amando a alguien pese a la distancia
aunque + subjuntivo (vivamos) فرض یا وضعیتِ مورد تأکید را بیان میکند؛ la amo مفعول مستقیم دارد.
amar a alguien sin exigir que cambie
amar sin condiciones توصیف شدت و نوع رابطه است و به معنی پذیرش آسیبدیدن نیست.
expresar amor profundo mediante gestos de cuidado
lo در se lo demuestra به محبت یا واقعیت عشق برمیگردد؛ amar همچنان فعلِ عاطفه است.
sentir un cariño muy profundo por una mascota
amar a una mascota شدت عاطفی بیشتری از gustar los perros (= علاقهٔ کلی به سگها) دارد.
sentir una gran pasión por una actividad artística
amar + infinitivo برای علاقهٔ بسیار شدید و گاه لحن ادبی کاربرد دارد؛ gustar در علاقهٔ معمولی رایجتر است.
sentir gran pasión por la literatura
amar + infinitivo در چنین بافتی لحن پرشور دارد؛ برای پسندیدن ساده معمولاً gustar بهکار میرود.
sentir un amor intenso por aspectos de la naturaleza
amar طبیعت در اسپانیایی کاربرد پرشور و گاه ادبی دارد؛ با gustar el bosque از نظر شدت فرق دارد.
sentir pasión por enseñar y ver aprender a otros
amar + مصدر در بیان دلبستگی به آموزش ممکن است؛ سطح عاطفی آن از gustar enseñar قویتر است.
sentir un apego muy fuerte a un hogar cargado de recuerdos
amar un lugar در بافت خاطره و هویت احساس قوی دارد؛ gustar یک خانه از نظر ظاهر ضعیفتر است.
دوستت دارم و میخواهم با تو زندگی مشترکی بسازم.
عشق عمیق و عاشقانه به شخصاو از دوران دانشگاه عاشقش بوده است.
عشق عمیق و عاشقانه به شخصآنها بعد از سالها هنوز عاشق هماند.
عشق عمیق و عاشقانه به شخصپدربزرگ و مادربزرگم را خیلی دوست دارم.
محبت عمیق به اعضای خانوادهاو دخترش را از هر چیزی بیشتر دوست دارد.
محبت عمیق به اعضای خانوادهحتی وقتی همیشه همنظر نیستیم، خانوادهمان را دوست داریم.
محبت عمیق به اعضای خانوادهمن عاشق پیانو زدن هستم.
علاقه و شور بسیار زیاد به فعالیتاو عاشق یادگرفتن زبانهای تازه است.
علاقه و شور بسیار زیاد به فعالیتآنها عاشق کوهپیماییاند.
علاقه و شور بسیار زیاد به فعالیتعاشق شبهای این شهرم.
دلبستگی زیاد به مکان یا طبیعتاو عاشق زادگاهش و کوچههای قدیمی آن است.
دلبستگی زیاد به مکان یا طبیعتما همیشه عاشق دریا بودهایم.
دلبستگی زیاد به مکان یا طبیعتحتی در روزهای سخت هم عاشق شریک زندگیام هستم.
عشق پایدار به شریک زندگیاو بهخاطر مهربانیاش عاشق اوست.
عشق پایدار به شریک زندگیعاشقش هستم، با اینکه در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم.
عشق و دلبستگی با وجود دوریبا وجود دوری، آن دو عاشق هماند.
عشق و دلبستگی با وجود دوریاو بدون اینکه بخواهد تغییرش بدهد عاشق اوست.
عشق بدون شرط و تلاش برای تغییر دیگریحتی وقتی اختلافنظر داریم، عاشقت هستم.
عشق بدون شرط و تلاش برای تغییر دیگریاو عاشق اوست و با پختن شام آن را نشان میدهد.
نشاندادن عشق در رفتار و توجه روزمرهعاشقت هستم و وقتی نیاز داری حرف بزنی، به تو گوش میدهم.
نشاندادن عشق در رفتار و توجه روزمرهعاشق سگم هستم؛ سالهاست کنارم بوده است.
دلبستگی عمیق به حیوان خانگیاو عاشق گربهٔ سالخوردهاش است.
دلبستگی عمیق به حیوان خانگیعاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
علاقهٔ شورمندانه به آفرینش هنریاو عاشق بلندخواندن شعر است.
علاقهٔ شورمندانه به آفرینش هنریعاشق پیدا کردن شعرهای فراموششده هستم.
شیفتگی عمیق به ادبیات و مطالعهاو عاشق دوبارهخواندن رمان محبوبش است.
شیفتگی عمیق به ادبیات و مطالعهعاشق سکوت جنگلهای کوهستانی هستم.
عشق عمیق به جلوههای طبیعتاو عاشق بوی خاک پس از باران است.
عشق عمیق به جلوههای طبیعتعاشق یاددادن خواندن به دیگران هستم.
عشق و شور نسبت به آموزش و یادگیری دیگراناو عاشق دیدن پیشرفت شاگردانش است.
عشق و شور نسبت به آموزش و یادگیری دیگرانعاشق خانهای هستم که در آن بزرگ شدم.
دلبستگی شدید به خانه یا مکان خاطرهانگیزآنها عاشق باغ قدیمیای هستند که مادربزرگشان ساخته بود.
دلبستگی شدید به خانه یا مکان خاطرهانگیزآنها عاشق هماند و به انتخابهای یکدیگر احترام میگذارند.
عشق دوطرفه همراه با احترامبعد از یک سال سخت، هنوز عاشق هم هستند.
عشق دوطرفه همراه با احترامAmo profundamente a mi pareja.
عاشق شریک زندگیام هستم.
Amo a mi familia.
خانوادهام را خیلی دوست دارم.
Ella ama la música.
او عاشق موسیقی است.
Amo mi ciudad natal.
عاشق زادگاهم هستم.
Amamos el mar.
عاشق دریا هستیم.
Amo a mi pareja, incluso en los días difíciles.
حتی در روزهای سخت هم عاشق شریک زندگیام هستم.
La amo aunque vivamos en países distintos.
عاشقش هستم، با اینکه در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم.
Ella lo ama sin intentar cambiarlo.
او بدون اینکه بخواهد تغییرش بدهد عاشق اوست.
Él la ama y se lo demuestra preparando la cena.
او عاشق اوست و با پختن شام آن را نشان میدهد.
Amo a mi perro; lleva años conmigo.
عاشق سگم هستم؛ سالهاست کنارم بوده است.
Amo pintar con acuarelas.
عاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
Amo descubrir poemas olvidados.
عاشق پیدا کردن شعرهای فراموششده هستم.
Amo el silencio de los bosques de montaña.
عاشق سکوت جنگلهای کوهستانی هستم.
Amo enseñar a leer a otras personas.
عاشق یاددادن خواندن به دیگران هستم.
Amo la casa donde crecí.
عاشق خانهای هستم که در آن بزرگ شدم.
Se aman y respetan las decisiones del otro.
آنها عاشق هماند و به انتخابهای یکدیگر احترام میگذارند.