محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
با قدمهای سریعتر از راه رفتن حرکت کردن
با دویدن خود را به شخص یا مکانی رساندن
تلفظ تقریبی فارسی معیار
«دویدن» یعنی با قدمهای سریعتر از راه رفتن حرکت کردن. در فارسی از این فعل هم برای ورزش و هم برای عجله کردن تا مقصد استفاده میکنیم؛ صرفش با دو بن «دو» و «دوید» ساخته میشود.
با قدمهای سریعتر از راه رفتن حرکت کردن
با دویدن خود را به شخص یا مکانی رساندن
صبحها کنار رودخانه میدوم.
تند حرکت کردن با قدمهای دوبچهها در حیاط در حال دویدن هستند.
تند حرکت کردن با قدمهای دوروی این سطح خیس با سرعت حرکت نکن.
تند حرکت کردن با قدمهای دودویدم تا به اتوبوس برسم.
برای رسیدن به کسی یا جایی دویدناو با دویدن خودش را به در خانه رساند.
برای رسیدن به کسی یا جایی دویدناو در مسابقه خیلی تند دوید.
او در مسابقه با سرعت زیادی دوید.
من هر روز بیست دقیقه میدوم.
من روزی بیست دقیقه برای ورزش میدوم.
کودک به سمت پدرش دوید.
کودک دوید تا خودش را به پدرش برساند.
برای رسیدن به اتوبوس دویدیم.
دویدیم که اتوبوس را از دست ندهیم.
دو دور زمین دویدیم.
دو بار دور زمین را با دویدن طی کردیم.