محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
از یک مکان به مکان دیگر حرکت کردن، پیاده یا با وسیلهٔ نقلیه
از جایی که در آن هستیم خارج شدن
در «باید بروم» مهم نیست مقصد کجاست؛ جمله میگوید وقتِ ترک کردن آنجاست.
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«رفتن» یعنی حرکت کردن از جایی به جای دیگر. در فارسی گاهی فقط میگوییم «باید بروم» و لازم نیست مقصد را مشخص کنیم.
از یک مکان به مکان دیگر حرکت کردن، پیاده یا با وسیلهٔ نقلیه
از جایی که در آن هستیم خارج شدن
در «باید بروم» مهم نیست مقصد کجاست؛ جمله میگوید وقتِ ترک کردن آنجاست.
هر روز با مترو به محل کار میروم.
حرکت کردن به سمت جایی دیگرفردا به دیدن مادربزرگ میرویم.
حرکت کردن به سمت جایی دیگردیر شده و باید از اینجا بروم.
ترک کردن یک جا؛ راه افتادنفعلاً نرو؛ میخواهم با تو صحبت کنم.
ترک کردن یک جا؛ راه افتادنوقتشه بریم خانه.
وقت برگشتن به خانه است.
او صبح زود سر کار میرود.
او صبح زود به محل کارش میرود.
تا پارک پیاده برویم؟
دوست داری تا پارک قدمزنان برویم؟
اگر آمادهای، راه بیفتیم.
اگر آمادهای، برویم.