محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to move or travel from one place to another
to leave a place
در «I have to go» لازم نیست مقصد را بگوییم؛ فقط میفهمیم گوینده میخواهد برود.
to happen or develop in a particular way
بهترتیب تلفظ بریتانیایی و آمریکایی
go بیشتر برای رفتن از جایی به جای دیگر به کار میرود. گاهی هم فقط یعنی «باید بروم» یا دربارهٔ خوب و بد پیش رفتن یک اتفاق است.
to move or travel from one place to another
to leave a place
در «I have to go» لازم نیست مقصد را بگوییم؛ فقط میفهمیم گوینده میخواهد برود.
to happen or develop in a particular way
من با اتوبوس سر کار میروم.
رفتن به جایی یا حرکت به سمت مقصددیروز رفتیم پارک.
رفتن به جایی یا حرکت به سمت مقصدکجا میروی؟
رفتن به جایی یا حرکت به سمت مقصددیر شده؛ باید بروم.
رفتن از یک مکان؛ ترک کردن آنجاهنوز نرو.
رفتن از یک مکان؛ ترک کردن آنجاامتحانت چطور پیش رفت؟
پیش رفتن یا برگزار شدن یک کار و اتفاقهمهچیز خوب پیش رفت.
پیش رفتن یا برگزار شدن یک کار و اتفاقLet's go home.
بیا برویم خانه.
She goes to school every day.
او هر روز به مدرسه میرود.
We usually go by train.
ما معمولاً با قطار میرویم.
Do you want to go for a walk?
میخواهی برویم پیادهروی؟
We went out after dinner.
بعد از شام بیرون رفتیم.