محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
حرکت کردن روی پا با برداشتن قدمهای پیاپی
بخشی از مسیر را با قدم زدن و بدون استفاده از وسیلهٔ نقلیه پیمودن
در فارسی معمولاً برای تأکید بر نوع رفتن تا یک مقصد میگوییم «پیاده رفتن»؛ «رفتن» بهتنهایی نوع جابهجایی را روشن نمیکند.
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«راه رفتن» یعنی با پاها قدم برداشتن و حرکت کردن. وقتی دربارهٔ رسیدن به مقصد صحبت میکنیم، «پیاده رفتن» هم رایج است؛ این دو عبارت همیشه یکسان نیستند.
حرکت کردن روی پا با برداشتن قدمهای پیاپی
بخشی از مسیر را با قدم زدن و بدون استفاده از وسیلهٔ نقلیه پیمودن
در فارسی معمولاً برای تأکید بر نوع رفتن تا یک مقصد میگوییم «پیاده رفتن»؛ «رفتن» بهتنهایی نوع جابهجایی را روشن نمیکند.
کودک تازه راه رفتن را یاد گرفته است.
با پاها قدم برداشتنبعد از شام کمی پیادهروی میکنیم.
با پاها قدم برداشتناینجا آهسته حرکت کن.
با پاها قدم برداشتنمسیر خانه تا نانوایی را با پای خودم طی کردم.
پیاده مسیر یا مسافتی را رفتنمیتوانیم تا ایستگاه پیاده برویم.
پیاده مسیر یا مسافتی را رفتنروی زمین خیس آهسته راه برو.
روی زمین خیس با قدمهای آرام حرکت کن.
تا کتابخانه پیاده رفتیم.
بدون وسیله تا کتابخانه رفتیم.
کنار مادرم راه میرفتم.
همراه مادرم قدم میزدم.
عصرها در پارک راه میروم.
عصرها در پارک قدم میزنم.
بچه تازه راه افتاده است.
بچه تازه میتواند روی پاهایش راه برود.