محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
se déplacer à pied en faisant des pas
se rendre quelque part en marchant
برای صرفاً «به جایی رفتن»، فعل aller عمومیتر است؛ marcher بر حرکت با پا تأکید میکند.
fonctionner ou donner le résultat attendu
در «Ça marche !» هم بسته به موقعیت میتواند معنی «باشه، قبوله» بدهد؛ این معنی را با «راه رفتن» اشتباه نکن.
marcher در فرانسوی هم برای راه رفتن و پیاده مسیری را طی کردن است، هم در جملههایی مثل «Le téléphone marche» معنی «کار کردنِ دستگاه» میدهد. این دو معنی را باید جدا یاد گرفت.
se déplacer à pied en faisant des pas
se rendre quelque part en marchant
برای صرفاً «به جایی رفتن»، فعل aller عمومیتر است؛ marcher بر حرکت با پا تأکید میکند.
fonctionner ou donner le résultat attendu
در «Ça marche !» هم بسته به موقعیت میتواند معنی «باشه، قبوله» بدهد؛ این معنی را با «راه رفتن» اشتباه نکن.
او هر صبح سی دقیقه پیادهروی میکند.
راه رفتن و پیاده حرکت کردنبچه دارد راه رفتن را شروع میکند.
راه رفتن و پیاده حرکت کردنما در پارک راه میرویم.
راه رفتن و پیاده حرکت کردنمن پیاده تا ایستگاه قطار میروم.
پیاده تا مقصد رفتنمیتوانیم پیاده تا موزه برویم.
پیاده تا مقصد رفتنگوشی من دیگر کار نمیکند.
کار کردنِ دستگاه یا درست عمل کردنِ چیزیاین روش خوب جواب میدهد.
کار کردنِ دستگاه یا درست عمل کردنِ چیزیOn va marcher à pied jusqu'au centre.
میخواهیم پیاده تا مرکز شهر برویم.
Pourquoi marches-tu si vite ?
چرا اینقدر تند راه میروی؟
Ils marchent dans la rue.
آنها در خیابان راه میروند.
Je marche jusqu'à la gare.
من پیاده تا ایستگاه میروم.
D'accord, ça marche pour demain !
باشه، برای فردا قبوله!