محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to move on foot by taking steps without running
to travel to a place on foot rather than using a vehicle
walk to the station یعنی پیاده تا ایستگاه رفتن؛ در فعل go لزوماً نمیفهمیم که وسیلهٔ نقلیه استفاده شده یا نه.
to take an animal, especially a dog, for a walk
اینجا walk فعل گذرایی است که مفعول آن سگ یا حیوان دیگر است؛ این ساختار را نباید در زبانهای دیگر با «راه رفتنِ حیوان» بهطور تحتاللفظی ساخت.
walk یعنی با قدمهای معمولی راه رفتن یا مسیری را پیاده طی کردن. وقتی میگوییم walk to school، یعنی مسیر مدرسه را پیاده میرویم، نه اینکه با وسیلهٔ نقلیه برویم.
to move on foot by taking steps without running
to travel to a place on foot rather than using a vehicle
walk to the station یعنی پیاده تا ایستگاه رفتن؛ در فعل go لزوماً نمیفهمیم که وسیلهٔ نقلیه استفاده شده یا نه.
to take an animal, especially a dog, for a walk
اینجا walk فعل گذرایی است که مفعول آن سگ یا حیوان دیگر است؛ این ساختار را نباید در زبانهای دیگر با «راه رفتنِ حیوان» بهطور تحتاللفظی ساخت.
بچه دارد راه رفتن یاد میگیرد.
با پا قدم برداشتن و راه رفتنما هر عصر در پارک راه میرویم.
با پا قدم برداشتن و راه رفتنلطفاً روی زمین خیس آرام راه برو.
با پا قدم برداشتن و راه رفتنامروز صبح پیاده تا ایستگاه رفتم.
طی کردن مسیر پیادهمیتوانیم از اینجا پیاده برویم آنجا؟
طی کردن مسیر پیادهبعد از صبحانه سگم را برای گردش بیرون میبرم.
حیوان خانگی را برای گردش بیرون بردناو قبل از کار سگ را برای گردش بیرون برد.
حیوان خانگی را برای گردش بیرون بردنMy sister walks to school.
خواهرم پیاده به مدرسه میرود.
Let's go for a walk after lunch.
بیا بعد از ناهار برویم قدم بزنیم.
We walked home together.
ما با هم پیاده به خانه برگشتیم.
Walk slowly near the stairs.
نزدیک پلهها آهسته راه برو.
He walks the dog every morning.
او هر صبح سگ را برای گردش میبرد.