محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
percevoir quelqu'un ou quelque chose par la vue
rencontrer quelqu'un ou lui rendre visite
comprendre une idée ou ce que quelqu'un veut dire
وقتی میگوییم «Je vois»، ممکن است منظور «متوجه شدم» باشد، نه اینکه چیزی را با چشم دیده باشیم.
در فرانسوی، voir برای دیدن چیزی یا کسی به کار میرود. برای گفتن «متوجه شدم» و دیدنِ دوستان هم کاربرد دارد.
percevoir quelqu'un ou quelque chose par la vue
rencontrer quelqu'un ou lui rendre visite
comprendre une idée ou ce que quelqu'un veut dire
وقتی میگوییم «Je vois»، ممکن است منظور «متوجه شدم» باشد، نه اینکه چیزی را با چشم دیده باشیم.
از پنجره دریا را میبینم.
دیدن چیزی یا کسی با چشمآن پرنده را میبینی؟
دیدن چیزی یا کسی با چشمدیروز همسایهام را دیدم.
دیدن چیزی یا کسی با چشمیکشنبه میروم مادربزرگم را ببینم.
کسی را دیدن؛ با او قرار داشتنفردا همدیگر را ببینیم؟
کسی را دیدن؛ با او قرار داشتنآهان، فهمیدم منظورت چیست.
در عبارت «je vois»: متوجه شدنباشه، حالا متوجه شدم.
در عبارت «je vois»: متوجه شدنJe vais voir un ami.
میروم یکی از دوستانم را ببینم.
On a vu un film hier.
دیروز یک فیلم دیدیم.
Tu vois la différence ?
تفاوتش را میبینی؟
On se voit lundi.
دوشنبه همدیگر را میبینیم.
D'accord, je vois.
باشه، فهمیدم.