محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
با چشم از وجود یا شکل چیزی آگاه شدن
با کسی روبهرو شدن یا برای ملاقات او رفتن
هنگام خواب تصویری یا ماجرایی را تجربه کردن
برای «خواب دیدن» نباید در همهٔ زبانها همان فعلِ دیدن با چشم را به کار ببریم؛ مثلاً در انگلیسی میگوییم dream.
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«دیدن» هم برای دیدن با چشم به کار میرود و هم برای ملاقات کردن کسی. در عبارتهایی مثل «خواب دیدن» معنی آن با یک نگاه ساده فرق دارد.
با چشم از وجود یا شکل چیزی آگاه شدن
با کسی روبهرو شدن یا برای ملاقات او رفتن
هنگام خواب تصویری یا ماجرایی را تجربه کردن
برای «خواب دیدن» نباید در همهٔ زبانها همان فعلِ دیدن با چشم را به کار ببریم؛ مثلاً در انگلیسی میگوییم dream.
درختها از پنجره پیدا هستند.
کسی یا چیزی را با چشم دیدندیروز چشمم به یک پرندهٔ کوچک افتاد.
کسی یا چیزی را با چشم دیدنفردا با دوستم قرار دارم.
کسی را دیدن یا به ملاقاتش رفتناین هفته مادربزرگم را ملاقات نکردم.
کسی را دیدن یا به ملاقاتش رفتندیشب خواب عجیبی به سراغم آمد.
در عبارت «خواب دیدن»: رؤیا دیدندر خواب دیدم دوباره در مدرسه هستم.
در عبارت «خواب دیدن»: رؤیا دیدنمیخواهم برادرم را ببینم.
میخواهم به دیدن برادرم بروم.
دیشب فیلم دیدیم.
دیشب با هم فیلم تماشا کردیم.
خواب دیدم پرواز میکنم.
در خواب انگار داشتم پرواز میکردم.
خودم دیدم چه شد.
با چشم خودم آن اتفاق را دیدم.