محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to notice someone or something with your eyes
to meet or visit someone
در «see a doctor» منظور فقط دیدن پزشک با چشم نیست؛ یعنی برای معاینه یا مشورت پیش پزشک رفتن.
to understand or realize something
برای فهمیدن در لحظه معمولاً میگوییم «I see»؛ در این معنی شکل «I'm seeing» رایج نیست.
see معمولاً یعنی چیزی یا کسی را با چشم دیدن. در گفتوگو گاهی معنی «فهمیدن» یا «کسی را ملاقات کردن» هم میدهد.
to notice someone or something with your eyes
to meet or visit someone
در «see a doctor» منظور فقط دیدن پزشک با چشم نیست؛ یعنی برای معاینه یا مشورت پیش پزشک رفتن.
to understand or realize something
برای فهمیدن در لحظه معمولاً میگوییم «I see»؛ در این معنی شکل «I'm seeing» رایج نیست.
از اینجا کوهها را میبینی؟
دیدن با چشم؛ متوجه حضور چیزی شدننزدیک در یک گربه دیدم.
دیدن با چشم؛ متوجه حضور چیزی شدنبدون عینکم نمیتوانم خوب ببینم.
دیدن با چشم؛ متوجه حضور چیزی شدنفردا خواهرم را میبینم.
کسی را دیدن؛ به ملاقات او رفتنبهتر است به پزشک مراجعه کنی.
کسی را دیدن؛ به ملاقات او رفتنآهان، فهمیدم منظورت چیست.
فهمیدن؛ متوجه منظور کسی شدنمیفهمم چرا نگران هستی.
فهمیدن؛ متوجه منظور کسی شدنI'm going to see a friend.
میخواهم بروم یکی از دوستهایم را ببینم.
I need to see a doctor.
باید بروم پیش پزشک.
Bye! See you later.
خداحافظ! بعداً میبینمت.
We saw a good film last night.
دیشب یک فیلم خوب دیدیم.
I see. That makes sense.
فهمیدم. منطقیه.