محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to become aware of a sound through your ears
to learn information because someone tells you
در «I heard that ...» معمولاً منظور این است که خبری به گوشمان رسیده، نه اینکه دربارهٔ نوع خاصی از صدا حرف بزنیم.
بهترتیب تلفظ بریتانیایی و آمریکایی
hear یعنی صدایی به گوشمان برسد؛ حتی وقتی قصد گوش دادن نداریم. برای شنیدن خبر یا باخبر شدن از اتفاقی هم از آن استفاده میکنیم.
to become aware of a sound through your ears
to learn information because someone tells you
در «I heard that ...» معمولاً منظور این است که خبری به گوشمان رسیده، نه اینکه دربارهٔ نوع خاصی از صدا حرف بزنیم.
صدای موسیقی را میشنوی؟
شنیدن صدای کسی یا چیزیبیرون صدای عجیبی شنیدم.
شنیدن صدای کسی یا چیزیصدایت را نمیشنوم؛ لطفاً بلندتر حرف بزن.
شنیدن صدای کسی یا چیزیخبر خوب را شنیدی؟
خبری شنیدن یا از اتفاقی باخبر شدنشنیدم مینا کار جدیدی پیدا کرده.
خبری شنیدن یا از اتفاقی باخبر شدنI heard a noise in the kitchen.
از آشپزخانه صدایی شنیدم.
Have you heard from Sara?
از سارا خبری داری؟
I heard about your new job.
خبر کار جدیدت را شنیدم.
I heard that the shop is closing.
شنیدم مغازه قرار است تعطیل شود.
Sorry, I can't hear you well.
ببخشید، صدایت را خوب نمیشنوم.