محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
در حال بارگذاری…
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
متوجه صدایی شدن، چه اتفاقی آن را شنیده باشیم و چه به آن توجه کرده باشیم
از راه حرف دیگران یا دریافت خبر از چیزی آگاه شدن
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«شنیدن» یعنی صدایی به گوشمان برسد. وقتی میگوییم «خبری شنیدم» هم منظور این است که از چیزی باخبر شدهایم.
متوجه صدایی شدن، چه اتفاقی آن را شنیده باشیم و چه به آن توجه کرده باشیم
از راه حرف دیگران یا دریافت خبر از چیزی آگاه شدن
صدای خنده از اتاق بغلی میآمد.
دریافت کردن صدا با گوشصدای من به گوشت میرسد؟
دریافت کردن صدا با گوشدیشب صدای باران به گوشم میرسید.
دریافت کردن صدا با گوشخبر اسبابکشیتان به گوشم رسید.
خبری شنیدن یا از اتفاقی باخبر شدنفهمیدم قبول شدهای.
خبری شنیدن یا از اتفاقی باخبر شدنصدای تو را از پشت در شنیدم.
از پشت در صدایت را شنیدم.
خبر خوبی شنیدم.
یک خبر خوش به گوشم رسید.
این را از مادرم شنیدم.
مادرم این را به من گفت.
ببخشید، خوب نشنیدم.
ببخشید، صدایت واضح نبود.
این اسم را قبلاً شنیدهام.
قبلاً اسمش به گوشم خورده.