واژهٔ فارسیگفتن
/ɡofˈtæn/فعل
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«گفتن» یعنی حرف، جمله یا پیامی را به زبان آوردن. وقتی میگوییم «به او گفتم»، معمولاً منظورمان رساندن یک حرف یا خبر به اوست.
معنی گفتن در فارسی
حرف یا جملهای را بیان کردن؛ چیزی را به کسی خبر دادنکلمهها را بر زبان آوردن یا اطلاعاتی را با گفتار به دیگری رساندن
در جمله
مثالهای گفتن در فارسی
بهش گفتم دیر میرسم.خبرش کردم که دیر میرسم.
چی گفتی؟ خوب نشنیدم.چی گفتی؟ صدایت را درست نشنیدم.
مادرم گفت فردا میآید.مادرم خبر داد که فردا میآید.
حقیقت را به دوستم گفتم.راستش را به دوستم گفتم.
او گفت: «بعداً برمیگردم».گفت بعداً برمیگردد.
گفتند کلاس فردا تعطیل است.خبر دادند که فردا کلاس نداریم.
کاربرد روزمره
عبارتهای رایج با گفتن
حقیقت را گفتنراستش را بیان کردنحقیقت را به او بگو.
ماجرا را از او پنهان نکن.
چیزی به کسی گفتناطلاع دادن یا حرفی را به کسی رساندناین را به خواهرت بگو.
این خبر را به خواهرت هم بده.
دوباره گفتنتکرار کردن حرفلطفاً یک بار دیگر بگو.
میشود دوباره تکرار کنی؟
سلام گفتنسلام کردنوقتی رسیدی سلام بگو.
وقتی وارد شدی سلام کن.
به زبان آوردنچیزی را گفتنحرفی نزد و چیزی نگفت.
حتی یک کلمه هم به زبان نیاورد.