محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to speak words or report what someone said
to give information in words, especially in written form
وقتی میگوییم «The sign says ...»، تابلو واقعاً حرف نمیزند؛ یعنی آن مطلب روی تابلو نوشته شده است.
say یعنی حرفی را به زبان آوردن یا گفتهٔ کسی را نقل کردن. برای بیان اینکه چیزی روی تابلو یا در پیام نوشته شده هم کاربرد دارد.
to speak words or report what someone said
to give information in words, especially in written form
وقتی میگوییم «The sign says ...»، تابلو واقعاً حرف نمیزند؛ یعنی آن مطلب روی تابلو نوشته شده است.
او گفت: «سلام!»
چیزی گفتن؛ حرف یا پیامی را بیان کردنچی گفتی؟
چیزی گفتن؛ حرف یا پیامی را بیان کردناو گفت خسته است.
چیزی گفتن؛ حرف یا پیامی را بیان کردنلطفاً دوباره بگو.
چیزی گفتن؛ حرف یا پیامی را بیان کردنروی تابلو چی نوشته؟
دربارهٔ نوشته یا پیام: چیزی نوشته بودندر پیام نوشته قطار تأخیر دارد.
دربارهٔ نوشته یا پیام: چیزی نوشته بودنSay hello to your brother for me.
از طرف من به برادرت سلام برسون.
Don't forget to say thank you.
یادت نره تشکر کنی.
Do you want to say something?
میخواهی چیزی بگویی؟
She said that she would call.
گفت زنگ میزند.
Could you say it again?
میشه دوباره بگی؟