محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to use your voice to say words and communicate with someone
to be able to use a particular language when talking
برای بیان توانایی زبانی میگوییم «speak English». فعل talk را معمولاً اینطور با نام زبان به کار نمیبریم.
در انگلیسی، speak یعنی حرف زدن یا با کسی صحبت کردن. برای گفتن اینکه چه زبانی بلدیم نیز از همین فعل استفاده میکنیم.
to use your voice to say words and communicate with someone
to be able to use a particular language when talking
برای بیان توانایی زبانی میگوییم «speak English». فعل talk را معمولاً اینطور با نام زبان به کار نمیبریم.
میتوانم یک دقیقه با تو صحبت کنم؟
با کسی صحبت کردن؛ حرف زدناو بعد از کلاس با معلم صحبت کرد.
با کسی صحبت کردن؛ حرف زدنلطفاً آهستهتر صحبت کن.
با کسی صحبت کردن؛ حرف زدنچند هفته است با هم حرف نزدهایم.
با کسی صحبت کردن؛ حرف زدنانگلیسی بلدی؟
به زبانی صحبت کردن؛ توانایی استفاده از آن زبانخواهرم به سه زبان صحبت میکند.
به زبانی صحبت کردن؛ توانایی استفاده از آن زبانمن کمی اسپانیایی بلدم.
به زبانی صحبت کردن؛ توانایی استفاده از آن زبانI need to speak to Sara.
باید با سارا صحبت کنم.
He speaks English at work.
او سر کار انگلیسی صحبت میکند.
Could you speak more slowly?
میشه کمی آهستهتر حرف بزنی؟
She is nervous about speaking in public.
او از صحبت کردن در جمع استرس میگیرد.
We spoke about our plans.
دربارهٔ برنامههایمان صحبت کردیم.