واژهٔ فارسیصحبت کردن
/sohˈbæt kæɾˈdæn/فعل
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«صحبت کردن» یعنی با زبان حرف زدن یا با کسی گفتوگو داشتن. برای توصیف توانایی حرف زدن به یک زبان هم به کار میرود.
معنی صحبت کردن در فارسی
با کسی حرف زدن یا گفتوگو کردنبا گفتار، حرف یا فکرمان را به دیگری رساندن
به زبانی حرف زدن؛ توانایی صحبت کردن به آن زباناز یک زبان برای گفتوگو استفاده کردن
در جمله
مثالهای صحبت کردن در فارسی
میخواهم چند دقیقه با تو صحبت کنم.میخواهم چند دقیقه با تو حرف بزنم.
با کسی حرف زدن یا گفتوگو کردن دیروز با مدیر مدرسه صحبت کردیم.دیروز با مدیر مدرسه گفتوگو کردیم.
با کسی حرف زدن یا گفتوگو کردن لطفاً کمی آرامتر صحبت کن.لطفاً کمی آرامتر حرف بزن.
با کسی حرف زدن یا گفتوگو کردن دربارهٔ برنامهٔ فردا صحبت کردیم.دربارهٔ کارهایی که فردا داریم حرف زدیم.
با کسی حرف زدن یا گفتوگو کردن او به ترکی صحبت میکند.او ترکی حرف میزند.
به زبانی حرف زدن؛ توانایی صحبت کردن به آن زبان میتوانی انگلیسی صحبت کنی؟انگلیسی بلدی؟
به زبانی حرف زدن؛ توانایی صحبت کردن به آن زبان ما در خانه فارسی صحبت میکنیم.ما در خانه فارسی حرف میزنیم.
به زبانی حرف زدن؛ توانایی صحبت کردن به آن زبان کاربرد روزمره
عبارتهای رایج با صحبت کردن
با کسی صحبت کردنحرف زدن با یک نفربا دوستم صحبت کردم.
با دوستم حرف زدم.
دربارهٔ چیزی صحبت کردندر مورد موضوعی حرف زدندربارهٔ سفر صحبت کنیم.
در مورد سفر حرف بزنیم.
تلفنی صحبت کردنبا تلفن حرف زدندارم تلفنی صحبت میکنم.
دارم با تلفن حرف میزنم.
آرام صحبت کردنبا صدای کم یا آهسته حرف زدنلطفاً آرام صحبت کنید.
لطفاً آهسته حرف بزنید.
به زبانی صحبت کردناستفاده از یک زبان برای گفتوگواو به آلمانی صحبت میکند.
او آلمانی حرف میزند.