«قهوه» در این بافت اسم نوشیدنی است و با خودِ دانه یا پودر یکی نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
نوشیدنی حاصل از آبگیری دانههای برشته و آسیابشدهٔ قهوه
«قهوه» در این بافت اسم نوشیدنی است و با خودِ دانه یا پودر یکی نیست.
یک وعده یا فنجان قهوه
برای شمارش از «یک فنجان قهوه» یا در سفارش از «دو قهوه» استفاده میشود.
قهوهای که با دمای بالا سرو میشود
داغبودن قهوه با غلظت یا کافئین آن یکی نیست.
قهوهای که سرد و معمولاً با یخ سرو میشود
«قهوهٔ یخی» لزوماً همان «کلد برو» با استخراج سرد نیست.
قهوهٔ ساده بدون شیر یا خامه
«قهوهٔ سیاه» رنگ و ترکیب نوشیدنی را میرساند، نه روش دمآوری را.
قهوهای که به آن شیر اضافه شده است
قهوه با شیر یک توصیف کلی است؛ با لاته یا کاپوچینو لزوماً یکی نیست.
قهوهای که با شکر یا شیرینکننده مزهدار شده است
شیرینبودن به مزه اشاره میکند، نه گونهٔ دانه.
قهوهای که بخش زیادی از کافئین آن گرفته شده است
«بدون کافئین» در نام تجاری لزوماً به معنای صفر مطلق نیست.
قهوهٔ غلیظی که با فشار تهیه میشود
اسپرسو نام یک روش و نوشیدنی مشخص است، نه نام همهٔ قهوهها.
دانههای گیاه قهوه که برای تهیهٔ نوشیدنی به کار میروند
دانهٔ قهوه با فنجان قهوهٔ آماده فرق دارد.
دانهٔ قهوه که به ذرات ریز آسیاب شده است
قهوهٔ آسیابشده مادهٔ اولیه است، نه نوشیدنی حاضر و آماده.
قهوهٔ فرآوریشدهای که سریع در آب حل میشود
قهوهٔ فوری با پودر دانهٔ خام یا آسیابشدهٔ معمولی یکی نیست.
آمادهکردن قهوه با آب و استخراج عطر و طعم
دمکردن قهوه با برشتهکردن دانهها فرق دارد.
بوی مشخص قهوه
عطر قهوه به بو اشاره دارد و لزوماً همان طعم نیست.
قهوه بهعنوان بخشی از عادت صبحگاهی
قهوهخانه؛ محل سنتی گردهمایی و نوشیدن چای و خوراک ساده
قهوهخانه در فرهنگ امروز ایران اغلب با کافهٔ مدرن اسپانیایی یا فرانسوی هممعنی نیست.
فال قهوه؛ تعبیر نقشهای باقیمانده از تفاله در فنجان
کاربرد فرهنگی/سرگرمی است و پیشبینی علمی یا ویژگی خودِ نوشیدنی نیست.
قهوهجوش؛ ظرف آمادهسازی قهوه
قهوهجوش وسیله است، نه نوشیدنی و نه عین قهوهساز برقی.
قهوهای که در کافه یا رستوران بهعنوان نوشیدنی سفارش داده میشود.
قهوه در نقش نوشیدنیِ سفارشدادهشده است؛ خودِ کافه مکان جداگانهای است.
قهوهای که در ظرف مناسب بیرونبر برای نوشیدن در جای دیگر عرضه میشود.
نوشیدنی در ظرف مناسب به مشتری داده میشود تا در جای دیگری بنوشد؛ با محل کافه یکی نیست.
قهوهای که در خانه آماده و نوشیده میشود.
قهوه در خانه آماده و نوشیده میشود؛ با روش خاص دمآوری مثل اسپرسو یا قهوهٔ فوری یکی نیست.
قهوهای که در محیط کار آماده یا نوشیده میشود.
به نوشیدن یا آمادهکردن قهوه در دفتر و محیط کار اشاره دارد؛ معنی تازهای برای خود واژه نیست.
قهوهای که هنگام دیدار دوستانه یا گفتوگو با دیگران نوشیده میشود.
نوشیدن قهوه بهانهٔ دیدار و گفتوگو است؛ الزاماً به معنی رفتن به کافه نیست.
قهوهای که دانههای آن به درجهٔ معینی از برشتگی رسیدهاند.
به میزان برشتهشدن دانهها اشاره میکند؛ تلخی و طعم نهایی فقط با درجهٔ برشتهکاری تعیین نمیشود.
قهوهای که با گذر آب از پودر قهوه در فیلتر تهیه میشود.
قهوه از بستر پودر و فیلتر عبور میکند؛ این روش با قهوهٔ فوری یا اسپرسو یکسان نیست.
قهوه از نظر طعم، میزان تلخی یا اسیدیتهٔ نوشیدنی.
ویژگی چشایی نوشیدنی را توصیف میکند؛ مزهٔ تلخ همیشه معادل قهوهٔ غلیظ نیست.
قهوه از نظر مقدار کافئینی که در نوشیدنی وجود دارد.
به مادهٔ کافئین موجود در نوشیدنی اشاره دارد؛ مقدار آن به نوع دانه و روش تهیه وابسته است.
قهوه بهعنوان نوشیدنی خریدنی که قیمت و هزینهٔ مصرف دارد.
قهوه بهعنوان نوشیدنی خریدنی مطرح است؛ این کاربرد با اصطلاح «قهوهخانه» یکی نیست.
قهوهای که برای نوشیدن بعدی در فلاسک نگهداری میشود.
قهوهای که بهطور اتفاقی از فنجان یا ظرف بیرون ریخته است.
به حادثهٔ ریختن نوشیدنی اشاره دارد؛ با سروکردن عمدی قهوه در فنجان تفاوت دارد.
اثری که پس از ریختن قهوه روی لباس، کاغذ یا سطح دیگر باقی میماند.
اثر رنگی بهجامانده از نوشیدنی است؛ لکهٔ قهوه با رنگ قهوهای بهعنوان نام رنگ یکسان نیست.
قهوهای که بهعنوان مادهٔ طعمدهنده در دسر یا شیرینی به کار میرود.
قهوه بهعنوان مادهٔ طعمدهنده در دسر به کار میرود؛ خودِ دسر با نوشیدنی قهوه یکی نیست.
یک فنجان قهوه برای مهمان آوردیم.
یک فنجان قهوه برای مهمان آوردیم.
او قهوهٔ تلخ را ترجیح میدهد.
او قهوهٔ تلخ را ترجیح میدهد.
قهوهٔ ترک را در قهوهجوش آماده کردیم.
قهوهٔ ترک را در قهوهجوش آماده کردیم.
دوستم برای سرگرمی فال قهوه گرفت.
دوستم برای سرگرمی فال قهوه گرفت.
بعد از بازار به قهوهخانهٔ سنتی رفتند.
بعد از بازار به قهوهخانهٔ سنتی رفتند.
«قهوه» برای نوشیدنی و نیز دانه و پودر آن به کار میرود؛ «یک فنجان» واحد شمارش است. قهوهٔ فوری، آسیابشده، اسپرسو و سرددم روشها و محصولات متفاوتاند. «قهوهخانه»، «قهوهجوش» و «فال قهوه» معنای مستقل و فرهنگی دارند.
نوشیدنی حاصل از آبگیری دانههای برشته و آسیابشدهٔ قهوه
«قهوه» در این بافت اسم نوشیدنی است و با خودِ دانه یا پودر یکی نیست.
یک وعده یا فنجان قهوه
برای شمارش از «یک فنجان قهوه» یا در سفارش از «دو قهوه» استفاده میشود.
قهوهای که با دمای بالا سرو میشود
داغبودن قهوه با غلظت یا کافئین آن یکی نیست.
قهوهای که سرد و معمولاً با یخ سرو میشود
«قهوهٔ یخی» لزوماً همان «کلد برو» با استخراج سرد نیست.
قهوهٔ ساده بدون شیر یا خامه
«قهوهٔ سیاه» رنگ و ترکیب نوشیدنی را میرساند، نه روش دمآوری را.
قهوهای که به آن شیر اضافه شده است
قهوه با شیر یک توصیف کلی است؛ با لاته یا کاپوچینو لزوماً یکی نیست.
قهوهای که با شکر یا شیرینکننده مزهدار شده است
شیرینبودن به مزه اشاره میکند، نه گونهٔ دانه.
قهوهای که بخش زیادی از کافئین آن گرفته شده است
«بدون کافئین» در نام تجاری لزوماً به معنای صفر مطلق نیست.
قهوهٔ غلیظی که با فشار تهیه میشود
اسپرسو نام یک روش و نوشیدنی مشخص است، نه نام همهٔ قهوهها.
دانههای گیاه قهوه که برای تهیهٔ نوشیدنی به کار میروند
دانهٔ قهوه با فنجان قهوهٔ آماده فرق دارد.
دانهٔ قهوه که به ذرات ریز آسیاب شده است
قهوهٔ آسیابشده مادهٔ اولیه است، نه نوشیدنی حاضر و آماده.
قهوهٔ فرآوریشدهای که سریع در آب حل میشود
قهوهٔ فوری با پودر دانهٔ خام یا آسیابشدهٔ معمولی یکی نیست.
آمادهکردن قهوه با آب و استخراج عطر و طعم
دمکردن قهوه با برشتهکردن دانهها فرق دارد.
بوی مشخص قهوه
عطر قهوه به بو اشاره دارد و لزوماً همان طعم نیست.
قهوه بهعنوان بخشی از عادت صبحگاهی
قهوهخانه؛ محل سنتی گردهمایی و نوشیدن چای و خوراک ساده
قهوهخانه در فرهنگ امروز ایران اغلب با کافهٔ مدرن اسپانیایی یا فرانسوی هممعنی نیست.
فال قهوه؛ تعبیر نقشهای باقیمانده از تفاله در فنجان
کاربرد فرهنگی/سرگرمی است و پیشبینی علمی یا ویژگی خودِ نوشیدنی نیست.
قهوهجوش؛ ظرف آمادهسازی قهوه
قهوهجوش وسیله است، نه نوشیدنی و نه عین قهوهساز برقی.
قهوهای که در کافه یا رستوران بهعنوان نوشیدنی سفارش داده میشود.
قهوه در نقش نوشیدنیِ سفارشدادهشده است؛ خودِ کافه مکان جداگانهای است.
قهوهای که در ظرف مناسب بیرونبر برای نوشیدن در جای دیگر عرضه میشود.
نوشیدنی در ظرف مناسب به مشتری داده میشود تا در جای دیگری بنوشد؛ با محل کافه یکی نیست.
قهوهای که در خانه آماده و نوشیده میشود.
قهوه در خانه آماده و نوشیده میشود؛ با روش خاص دمآوری مثل اسپرسو یا قهوهٔ فوری یکی نیست.
قهوهای که در محیط کار آماده یا نوشیده میشود.
به نوشیدن یا آمادهکردن قهوه در دفتر و محیط کار اشاره دارد؛ معنی تازهای برای خود واژه نیست.
قهوهای که هنگام دیدار دوستانه یا گفتوگو با دیگران نوشیده میشود.
نوشیدن قهوه بهانهٔ دیدار و گفتوگو است؛ الزاماً به معنی رفتن به کافه نیست.
قهوهای که دانههای آن به درجهٔ معینی از برشتگی رسیدهاند.
به میزان برشتهشدن دانهها اشاره میکند؛ تلخی و طعم نهایی فقط با درجهٔ برشتهکاری تعیین نمیشود.
قهوهای که با گذر آب از پودر قهوه در فیلتر تهیه میشود.
قهوه از بستر پودر و فیلتر عبور میکند؛ این روش با قهوهٔ فوری یا اسپرسو یکسان نیست.
قهوه از نظر طعم، میزان تلخی یا اسیدیتهٔ نوشیدنی.
ویژگی چشایی نوشیدنی را توصیف میکند؛ مزهٔ تلخ همیشه معادل قهوهٔ غلیظ نیست.
قهوه از نظر مقدار کافئینی که در نوشیدنی وجود دارد.
به مادهٔ کافئین موجود در نوشیدنی اشاره دارد؛ مقدار آن به نوع دانه و روش تهیه وابسته است.
قهوه بهعنوان نوشیدنی خریدنی که قیمت و هزینهٔ مصرف دارد.
قهوه بهعنوان نوشیدنی خریدنی مطرح است؛ این کاربرد با اصطلاح «قهوهخانه» یکی نیست.
قهوهای که برای نوشیدن بعدی در فلاسک نگهداری میشود.
قهوهای که بهطور اتفاقی از فنجان یا ظرف بیرون ریخته است.
به حادثهٔ ریختن نوشیدنی اشاره دارد؛ با سروکردن عمدی قهوه در فنجان تفاوت دارد.
اثری که پس از ریختن قهوه روی لباس، کاغذ یا سطح دیگر باقی میماند.
اثر رنگی بهجامانده از نوشیدنی است؛ لکهٔ قهوه با رنگ قهوهای بهعنوان نام رنگ یکسان نیست.
بعد از شام قهوه میخواهی؟
قهوه بهعنوان نوشیدنیاین قهوه کمی تلخ است.
قهوه بهعنوان نوشیدنیکنار دسر قهوه سرو کردند.
قهوه بهعنوان نوشیدنیبرای میزمان دو قهوه سفارش دادم.
یک فنجان قهوه؛ واحد شمارشییک فنجان قهوه به اتاق برد.
یک فنجان قهوه؛ واحد شمارشییک قهوه بدون شکر لطفاً.
یک فنجان قهوه؛ واحد شمارشیمواظب باش، قهوه خیلی داغ است.
قهوهٔ داغصبر کرد قهوهٔ داغش خنک شود.
قهوهٔ داغآن صبح سرد قهوهٔ داغ نوشیدیم.
قهوهٔ داغبرای بعدازظهر قهوهٔ یخی درست کردم.
قهوهٔ سرد یا یخیبه قهوهٔ سردم شربت اضافه نمیکنم.
قهوهٔ سرد یا یخیکافه قهوهٔ یخی را در لیوان بلند میدهد.
قهوهٔ سرد یا یخیاو قهوهاش را سیاه و بدون شیر میخورد.
قهوهٔ ساده و بدون شیرپشت پیشخوان یک قهوهٔ ساده سفارش دادم.
قهوهٔ ساده و بدون شیراین قهوهٔ سیاه عطر تندی دارد.
قهوهٔ ساده و بدون شیراو قهوهاش را با شیر مینوشد.
قهوه همراه شیرلطفاً کمی شیر به قهوهٔ من اضافه کن.
قهوه همراه شیرقهوهٔ شیردار زود خنک شد.
قهوه همراه شیراو قهوهٔ شیرین دوست دارد.
قهوهٔ شیرینشدهیک قاشق شکر در قهوه ریخت.
قهوهٔ شیرینشدهمن قهوهٔ بدون شیرینکننده را ترجیح میدهم.
قهوهٔ شیرینشدهشبها قهوهٔ بدون کافئین مینوشم.
قهوهٔ بدون کافئین یا کمکافئینشدهاین کافه قهوهٔ بدون کافئین دارد؟
قهوهٔ بدون کافئین یا کمکافئینشدهبعد از ناهار قهوهٔ بدون کافئین انتخاب کرد.
قهوهٔ بدون کافئین یا کمکافئینشدهیک قهوهٔ اسپرسوی تک سفارش داد.
قهوهٔ اسپرسواسپرسو در فنجان کوچکی سرو شد.
قهوهٔ اسپرسوپیش از ریختن شکر، قهوهٔ اسپرسو را چشید.
قهوهٔ اسپرسودانههای کامل قهوه خریدیم.
دانههای قهوهدانههای قهوه را در شیشهٔ دربسته نگه دار.
دانههای قهوهاین دانههای قهوه بوی برشتهکاری تازه میدهند.
دانههای قهوهدو قاشق قهوهٔ آسیابشده در فیلتر بریز.
قهوهٔ آسیابشدهآسیاب این قهوه برای دستگاه خیلی درشت است.
قهوهٔ آسیابشدهقهوهٔ آسیابشده را دور از رطوبت نگه داشتیم.
قهوهٔ آسیابشدهبا آب داغ قهوهٔ فوری درست کرد.
قهوهٔ فورییک شیشه قهوهٔ فوری در کابینت است.
قهوهٔ فوریبرای سفر قهوهٔ فوری برداشت.
قهوهٔ فوریهر صبح قهوه دم میکنیم.
تهیه و دمکردن قهوهقهوه را در قهوهساز شیشهای درست کرد.
تهیه و دمکردن قهوهبگذار قهوه چند دقیقه دم بکشد.
تهیه و دمکردن قهوهعطر قهوه آشپزخانه را پر کرد.
رایحهٔ قهوهقهوهٔ تازهدم بوی خوبی دارد.
رایحهٔ قهوهپیش از ورود بوی قهوه را حس کردم.
رایحهٔ قهوهقهوهٔ صبحگاهی من معمولاً کمحجم است.
قهوه در عادت صبحگاهیپیش از رفتن به کار قهوه خوردیم.
قهوه در عادت صبحگاهیاو از قهوهخوردن هنگام طلوع آفتاب لذت میبرد.
قهوه در عادت صبحگاهیپدربزرگم در قهوهخانهٔ محله داستان میشنید.
قهوهخانهٔ سنتی؛ محل دورهمیقهوهخانهٔ قدیمی کنار بازار هنوز باز است.
قهوهخانهٔ سنتی؛ محل دورهمیروی دیوار قهوهخانه نقاشی قهوهخانهای نصب بود.
قهوهخانهٔ سنتی؛ محل دورهمیدوستم برای سرگرمی فال قهوه گرفت.
فال قهوه؛ تعبیر نقش تفالهطرحهای ته فنجان را در فال قهوه تعبیر میکنند.
فال قهوه؛ تعبیر نقش تفالهاو گفت فال قهوه را جدی نمیگیرد.
فال قهوه؛ تعبیر نقش تفالهقهوهجوش کوچک را روی اجاق گذاشت.
قهوهجوش؛ ظرف تهیهٔ قهوهدستهٔ قهوهجوش داغ شده بود.
قهوهجوش؛ ظرف تهیهٔ قهوهبعد از درستکردن قهوه، قهوهجوش را شست.
قهوهجوش؛ ظرف تهیهٔ قهوهدر کافه یک قهوه سفارش دادم.
سفارش قهوه در کافهاو قهوهاش را بدون شکر خواست.
سفارش قهوه در کافهپیشخدمت قهوهٔ ما را آورد.
سفارش قهوه در کافهقهوهٔ بیرونبر گرفتم و راه افتادم.
قهوهٔ بیرونبرلیوان قهوه را با درِ محکم بست.
قهوهٔ بیرونبرقهوهٔ بیرونبر را در دست داشت.
قهوهٔ بیرونبرامروز قهوه را در خانه درست کردم.
قهوهٔ آمادهشده در خانهعطر قهوه از آشپزخانه میآمد.
قهوهٔ آمادهشده در خانهاو قهوهٔ خانگی را در فنجان ریخت.
قهوهٔ آمادهشده در خانهدر دفتر برای همکارم قهوه آوردم.
قهوه در محل کارقهوهٔ اتاق استراحت تمام شده بود.
قهوه در محل کاراو هنگام کار قهوهاش را نوشید.
قهوه در محل کاردوستم را برای قهوه دعوت کردم.
دعوت به قهوه و دورهمیسر قهوه دربارهٔ سفر حرف زدیم.
دعوت به قهوه و دورهمیبعدازظهر با هم قهوه خوردند.
دعوت به قهوه و دورهمیاین قهوه از دانههای روشنبرشت تهیه شده است.
درجهٔ برشتهکاری دانهٔ قهوهقهوهٔ تیرهبرشت را امتحان کرد.
درجهٔ برشتهکاری دانهٔ قهوهدرجهٔ برشت قهوه روی بسته نوشته شده بود.
درجهٔ برشتهکاری دانهٔ قهوهبرای صبحانه قهوهٔ فیلتری درست کردم.
قهوهٔ دمی با فیلترآب آرام از فیلتر قهوه گذشت.
قهوهٔ دمی با فیلتراو قهوهٔ فیلتری را در ماگ ریخت.
قهوهٔ دمی با فیلتراین قهوه مزهٔ نسبتاً تلخی دارد.
طعم و تلخی قهوهاو مزهٔ قهوه را آرام امتحان کرد.
طعم و تلخی قهوهطعم قهوهٔ امروز با دیروز فرق داشت.
طعم و تلخی قهوهاین قهوه کافئین دارد.
کافئین موجود در قهوهاو مقدار کافئین قهوه را پرسید.
کافئین موجود در قهوهروی بسته دربارهٔ کافئین قهوه نوشته بود.
کافئین موجود در قهوهقیمت قهوه روی منو نوشته بود.
قیمت و هزینهٔ قهوهبرای خرید قهوه پول خرد برداشتم.
قیمت و هزینهٔ قهوهاو هزینهٔ قهوههای هفتگیاش را حساب کرد.
قیمت و هزینهٔ قهوهبرای سفر در فلاسک قهوه ریختم.
قهوهٔ داخل فلاسکقهوهٔ فلاسک هنوز گرم بود.
قهوهٔ داخل فلاسکاو از فلاسکش برای دوستش قهوه ریخت.
قهوهٔ داخل فلاسکقهوه روی میز ریخت.
ریختن اتفاقی قهوهاو سریع قهوهٔ ریختهشده را پاک کرد.
ریختن اتفاقی قهوهمواظب باش فنجان قهوه را واژگون نکنی.
ریختن اتفاقی قهوهروی پیراهنم لکهٔ قهوه افتاد.
لکهٔ قهوه روی لباس یا وسایلاو لکهٔ قهوهٔ روی رومیزی را دید.
لکهٔ قهوه روی لباس یا وسایللکهٔ قهوه هنوز روی کاغذ مانده بود.
لکهٔ قهوه روی لباس یا وسایلبه کرم دسر کمی قهوه اضافه کردم.
قهوه در دسر و شیرینیاین کیک طعم قهوه دارد.
قهوه در دسر و شیرینیاو دسرِ با طعم قهوه را برای مهمان آورد.
قهوه در دسر و شیرینییک فنجان قهوه برای مهمان آوردیم.
یک فنجان قهوه برای مهمان آوردیم.
او قهوهٔ تلخ را ترجیح میدهد.
او قهوهٔ تلخ را ترجیح میدهد.
قهوهٔ ترک را در قهوهجوش آماده کردیم.
قهوهٔ ترک را در قهوهجوش آماده کردیم.
دوستم برای سرگرمی فال قهوه گرفت.
دوستم برای سرگرمی فال قهوه گرفت.
بعد از بازار به قهوهخانهٔ سنتی رفتند.
بعد از بازار به قهوهخانهٔ سنتی رفتند.