محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
غذا یا خوراکی را وارد دهان کردن و بلعیدن
در فارسی «خوردن» با بعضی اسمها به معنی نوشیدن یا مصرف کردن به کار میرود.
در بسیاری از زبانها برای نوشیدن آب و مصرف دارو از دو فعل متفاوت استفاده میشود.
در این عبارتها «خوردن» دیگر به معنی غذا خوردن نیست.
برای ترجمهٔ «زمین خوردن» یا «گول خوردن» باید کل عبارت را در نظر گرفت، نه فقط واژهٔ «خوردن» را.
تلفظ معیار تقریبی
«خوردن» فقط دربارهٔ غذا نیست؛ در فارسی از «آب خوردن»، «دارو خوردن» و حتی «گول خوردن» هم استفاده میکنیم.
غذا یا خوراکی را وارد دهان کردن و بلعیدن
در فارسی «خوردن» با بعضی اسمها به معنی نوشیدن یا مصرف کردن به کار میرود.
در بسیاری از زبانها برای نوشیدن آب و مصرف دارو از دو فعل متفاوت استفاده میشود.
در این عبارتها «خوردن» دیگر به معنی غذا خوردن نیست.
برای ترجمهٔ «زمین خوردن» یا «گول خوردن» باید کل عبارت را در نظر گرفت، نه فقط واژهٔ «خوردن» را.
من هر روز صبحانه میخورم.
خوردن غذا یا خوراکیبچهها دارند میوه میخورند.
خوردن غذا یا خوراکییک لیوان آب بنوش.
نوشیدن یا مصرف کردن بعضی چیزها، بهویژه آب و دارودارویت را بعد از غذا مصرف کن.
نوشیدن یا مصرف کردن بعضی چیزها، بهویژه آب و دارودر بازی آسیب دید.
در ترکیبهایی مانند زمین خوردن، ضربه خوردن و گول خوردنفریب تبلیغ را نخور.
در ترکیبهایی مانند زمین خوردن، ضربه خوردن و گول خوردن