خوردن آب یا نوشیدنیهای دیگر
بعد از پیادهروی یک لیوان آب نوشیدم.بعد از پیادهروی یک لیوان آب خوردم.
او چای داغش را آهسته نوشید.او چای داغش را آرامآرام خورد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
مایعی را وارد دهان کردن و فرو بردن
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«نوشیدن» یعنی خوردن یک مایع؛ در حرف زدن روزمره بیشتر میگوییم «آب خوردن» یا «چای خوردن».
مایعی را وارد دهان کردن و فرو بردن
بعد از پیادهروی یک لیوان آب خوردم.
او چای داغش را آرامآرام خورد.
قبل از ورزش آب بنوش.
قبل از ورزش آب بخور.
بعدازظهر با هم چای نوشیدیم.
بعدازظهر با هم چای خوردیم.