خوردن غذا
Ich esse jeden Morgen Obst.من هر صبح میوه میخورم.
Das Kind isst eine Banane.کودک یک موز میخورد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
Nahrung zu sich nehmen
eine Mahlzeit zu sich nehmen
در آلمانی essen به معنی «خوردن» است و شکلهای گذشتهٔ آن بیقاعدهاند.
Nahrung zu sich nehmen
eine Mahlzeit zu sich nehmen
من هر صبح میوه میخورم.
خوردن غذاکودک یک موز میخورد.
خوردن غذاامروز با هم غذا میخوریم.
غذا خوردن، بدون مشخص کردن نوع غذاغذا خوردی؟
غذا خوردن، بدون مشخص کردن نوع غذاتغییر واکه در دومشخص مفرد