خوردن غذا
Je mange une pomme.من یک سیب میخورم.
Les enfants mangent à la maison.بچهها در خانه غذا میخورند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
prendre et avaler de la nourriture
prendre un repas
در فرانسوی، manger هم برای خوردن خوراکی به کار میرود و هم برای غذا خوردن.
prendre et avaler de la nourriture
prendre un repas
من یک سیب میخورم.
خوردن غذابچهها در خانه غذا میخورند.
خوردن غذاامشب با هم غذا میخوریم.
غذا خوردن، بدون اشاره به خوراکی خاصغذا خوردی؟
غذا خوردن، بدون اشاره به خوراکی خاصدر mangeons حرف «e» پیش از «o» میآید تا «g» مانند «ژ» تلفظ شود.