محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
بسته بودنِ چیزی را برطرف کردن تا بتوان از آن استفاده کرد
فایل یا برنامهای را روی رایانه یا گوشی به نمایش درآوردن
در ساعت مشخصی کار مغازه یا مرکز را برای مراجعهکنندگان شروع کردن
در گفتار فارسی «مغازه ساعت نه باز میکند» طبیعی است؛ «مغازه ساعت نه باز میشود» هم رایج است.
«باز کردن» یعنی چیزی را از حالت بسته خارج کردن؛ مثل در، پنجره یا جعبه. همین عبارت برای فایل، برنامه و شروع کار روزانهٔ فروشگاه هم به کار میرود. فعلِ «کردن» صرف میشود.
بسته بودنِ چیزی را برطرف کردن تا بتوان از آن استفاده کرد
فایل یا برنامهای را روی رایانه یا گوشی به نمایش درآوردن
در ساعت مشخصی کار مغازه یا مرکز را برای مراجعهکنندگان شروع کردن
در گفتار فارسی «مغازه ساعت نه باز میکند» طبیعی است؛ «مغازه ساعت نه باز میشود» هم رایج است.
لطفاً درِ اتاق را باز کن.
در، پنجره یا بستهای را باز کردنجعبه را بااحتیاط باز کردم.
در، پنجره یا بستهای را باز کردناو پنجره را باز کرد تا هوا وارد شود.
در، پنجره یا بستهای را باز کردنفایل را باز کن و اولین صفحهاش را بخوان.
فایل یا برنامهای را در دستگاه باز کردناپلیکیشن را باز کردم تا پیام را بررسی کنم.
فایل یا برنامهای را در دستگاه باز کردناین نانوایی هر روز از ساعت شش صبح به مشتریها خدمات میدهد.
محل کسبوکار را برای مراجعهٔ مشتریان باز کردنفروشگاه امروز دیرتر کارش را شروع میکند.
محل کسبوکار را برای مراجعهٔ مشتریان باز کردنلطفاً در را باز کن.
لطفاً در را باز کن.
پنجره را باز کردم تا اتاق خنک شود.
پنجره را باز کردم تا هوا عوض شود.
فایل را روی گوشی باز کن.
فایل را با گوشی باز کن.
او هر روز مغازه را ساعت هشت باز میکند.
او هر روز ساعت هشت کار مغازه را شروع میکند.
درِ جعبه را آرام باز کن.
درپوش جعبه را بااحتیاط بردار.