محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to move or change something so that it is no longer closed
to make a file, application or webpage accessible on a device
to begin welcoming customers at a certain time
برای ساعت کاری، open فعل است؛ در «The shop is open» واژهٔ open نقش صفت دارد.
open یعنی چیزی را از حالت بسته خارج کردن، مثل در یا جعبه؛ همچنین برای باز کردن فایل و شروع پذیرش مشتری در فروشگاه به کار میرود. در جملههای «The door is open»، open صفت است، نه فعل.
to move or change something so that it is no longer closed
to make a file, application or webpage accessible on a device
to begin welcoming customers at a certain time
برای ساعت کاری، open فعل است؛ در «The shop is open» واژهٔ open نقش صفت دارد.
لطفاً پنجره را باز کن؛ اینجا گرم است.
چیزی را از حالت بسته خارج کردناو جعبه را بااحتیاط باز کرد.
چیزی را از حالت بسته خارج کردننتوانستم در را با این کلید باز کنم.
چیزی را از حالت بسته خارج کردنفایل را باز کن و صفحهٔ اول را بخوان.
فایل، برنامه یا صفحهای را باز کردنبرنامه را باز کردم تا پیام را بررسی کنم.
فایل، برنامه یا صفحهای را باز کردنکافه هر روز صبح ساعت هشت باز میشود.
برای مشتریان باز شدن یا پذیرش را شروع کردنآیا این فروشگاه یکشنبهها باز میشود؟
برای مشتریان باز شدن یا پذیرش را شروع کردنCould you open the door, please?
میشود لطفاً در را باز کنی؟
Open a window for some fresh air.
برای هوای تازه یک پنجره باز کن.
I can't open this file on my phone.
نمیتوانم این فایل را روی گوشی باز کنم.
The museum opens at nine.
موزه ساعت نه باز میشود.
He opened the box slowly.
او جعبه را آرام باز کرد.