comprar معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ چیزی را که میخریم بیان میکنیم.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
obtener algo a cambio de dinero
comprar معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ چیزی را که میخریم بیان میکنیم.
adquirir algo para otra persona
در le compré un regalo a mi hermana، ضمیر le به گیرندهٔ هدیه برمیگردد.
sobornar o corromper a alguien mediante dinero o favores
comprar a un testigo و comprar votos معنای فساد و تطمیع دارند.
conseguir la libertad a cambio de dinero o sacrificios
comprar la libertad کاربرد مجازی یا تاریخی دارد.
creer o aceptar una excusa o una explicación, a menudo con negación
no te compro ... در اسپانیایی محاورهای به معنی «باور نمیکنم» است.
Voy a comprar pan antes de volver.
پیش از برگشتن میروم نان بخرم.
Mis padres compran por internet.
پدر و مادرم اینترنتی خرید میکنند.
Necesito comprar un billete de tren.
باید یک بلیت قطار بخرم.
Compramos un regalo para Ana.
برای آنا هدیه خریدیم.
Compré esta camisa en oferta.
این پیراهن را در تخفیف خریدم.
El candidato negó haber comprado votos.
نامزد خرید رأی را انکار کرد.
Quieren comprar una casa cerca del trabajo.
میخواهند نزدیک محل کار خانه بخرند.
Compramos el ordenador a plazos.
رایانه را قسطی خریدیم.
Intentaron comprar su silencio con dinero.
تلاش کردند سکوت او را با پول بخرند.
Reunieron dinero para comprar su libertad.
برای خریدن آزادی او پول جمع کردند.
No compro esa excusa tan fácil.
این بهانه را به این راحتی باور نمیکنم.
comprar فعل باقاعدهٔ -ar برای خریدن است؛ هم خرید کالا را بیان میکند و هم تهیهٔ چیزی برای کسی. پرداخت پول با pagar بیان میشود.
obtener algo a cambio de dinero
comprar معمولاً مفعول مستقیم میگیرد؛ چیزی را که میخریم بیان میکنیم.
adquirir algo para otra persona
در le compré un regalo a mi hermana، ضمیر le به گیرندهٔ هدیه برمیگردد.
sobornar o corromper a alguien mediante dinero o favores
comprar a un testigo و comprar votos معنای فساد و تطمیع دارند.
conseguir la libertad a cambio de dinero o sacrificios
comprar la libertad کاربرد مجازی یا تاریخی دارد.
امروز صبح نان خریدم.
خریدن کالا یا خدماتهر بار که سفر میکنیم، بلیتها را اینترنتی میخریم.
خریدن کالا یا خدماتاین کتاب را از کجا خریدی؟
خریدن کالا یا خدماتپالتو را نخریدم، چون خیلی گران بود.
خریدن کالا یا خدماتبرای خواهرم هدیهای خریدم.
چیزی برای کسی خریدنقرار است برای مادرم گل بخرم.
چیزی برای کسی خریدنمیتوانی برایم یک دفتر بخری؟
چیزی برای کسی خریدنپدرم برای برادرم دوچرخهای خرید.
چیزی برای کسی خریدنپیش از دادگاه تلاش کردند با رشوه شاهد را بخرند.
با رشوه نفوذ یا همکاری کسی را خریدنهیچکس نباید در انتخابات رأی بخرد.
با رشوه نفوذ یا همکاری کسی را خریدنخانواده جواهراتش را فروخت تا آزادی او را بخرد.
با پرداخت یا فداکاری آزادی را به دست آوردناو آزادیاش را به بهایی بسیار سنگین به دست آورد.
با پرداخت یا فداکاری آزادی را به دست آوردناین بهانهات را باور نمیکنم.
حرف یا بهانهای را پذیرفتن؛ محاورهایهیچکس داستان کلیدهای گمشدهاش را باور نکرد.
حرف یا بهانهای را پذیرفتن؛ محاورهایVoy a comprar pan antes de volver.
پیش از برگشتن میروم نان بخرم.
Mis padres compran por internet.
پدر و مادرم اینترنتی خرید میکنند.
Necesito comprar un billete de tren.
باید یک بلیت قطار بخرم.
Compramos un regalo para Ana.
برای آنا هدیه خریدیم.
Compré esta camisa en oferta.
این پیراهن را در تخفیف خریدم.
El candidato negó haber comprado votos.
نامزد خرید رأی را انکار کرد.
Quieren comprar una casa cerca del trabajo.
میخواهند نزدیک محل کار خانه بخرند.
Compramos el ordenador a plazos.
رایانه را قسطی خریدیم.
Intentaron comprar su silencio con dinero.
تلاش کردند سکوت او را با پول بخرند.
Reunieron dinero para comprar su libertad.
برای خریدن آزادی او پول جمع کردند.
No compro esa excusa tan fácil.
این بهانه را به این راحتی باور نمیکنم.