در Ich kaufe einen Mantel، Mantel مفعول آکوزاتیو است.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
etwas gegen Geld erwerben
در Ich kaufe einen Mantel، Mantel مفعول آکوزاتیو است.
etwas für jemanden erwerben
برای گیرنده میتوان ساخت داتیو jemandem etwas kaufen یا عبارت für jemanden را به کار برد.
jemanden durch Geld oder Vorteile bestechen
Duden kaufen را در کاربرد محاورهای به معنی bestechen ثبت کرده است.
Ich muss noch Brot kaufen.
هنوز باید نان بخرم.
Wir kaufen die Tickets online.
ما بلیتها را اینترنتی میخریم.
Er kauft ein Geschenk für seine Tochter.
او برای دخترش هدیه میخرد.
Ich kaufe Milch im Supermarkt.
از سوپرمارکت شیر میخرم.
Sie hat das Fahrrad günstig gekauft.
او دوچرخه را ارزان خریده است.
Niemand darf Stimmen kaufen.
هیچکس نباید رأی بخرد.
Meine Schwester möchte ein Haus kaufen.
خواهرم میخواهد خانه بخرد.
Sie haben das Fahrrad auf Raten gekauft.
دوچرخه را قسطی خریدند.
Man wollte einen Zeugen kaufen.
میخواستند شاهدی را با رشوه بخرند.
Ich habe den Tisch aus zweiter Hand gekauft.
میز را دستدوم خریدم.
Ich kaufe das Buch für meine Nichte.
کتاب را برای خواهرزادهام میخرم.
kaufen یعنی چیزی را با پرداخت پول خریدن. کالا معمولاً مفعول آکوزاتیو است و گیرندهٔ خرید میتواند با داتیو بیاید.
etwas gegen Geld erwerben
در Ich kaufe einen Mantel، Mantel مفعول آکوزاتیو است.
etwas für jemanden erwerben
برای گیرنده میتوان ساخت داتیو jemandem etwas kaufen یا عبارت für jemanden را به کار برد.
jemanden durch Geld oder Vorteile bestechen
Duden kaufen را در کاربرد محاورهای به معنی bestechen ثبت کرده است.
امروز نان میخرم.
خریدن کالا یا خدماتما بلیتها را اینترنتی خریدهایم.
خریدن کالا یا خدماتاین کتاب را از کجا خریدی؟
خریدن کالا یا خدماتکت را نخریدم، چون خیلی گران بود.
خریدن کالا یا خدماتبرای مادرم گل میخرم.
برای شخص دیگری چیزی خریدناو برای دوستش هدیهای خریده است.
برای شخص دیگری چیزی خریدنمیتوانی برایم یک دفتر بخری؟
برای شخص دیگری چیزی خریدناو برای پسرش دوچرخه میخرد.
برای شخص دیگری چیزی خریدنتلاش کردند با رشوه شاهد را بخرند.
با رشوه کسی را خریدنحزب نباید رأی بخرد.
با رشوه کسی را خریدنIch muss noch Brot kaufen.
هنوز باید نان بخرم.
Wir kaufen die Tickets online.
ما بلیتها را اینترنتی میخریم.
Er kauft ein Geschenk für seine Tochter.
او برای دخترش هدیه میخرد.
Ich kaufe Milch im Supermarkt.
از سوپرمارکت شیر میخرم.
Sie hat das Fahrrad günstig gekauft.
او دوچرخه را ارزان خریده است.
Niemand darf Stimmen kaufen.
هیچکس نباید رأی بخرد.
Meine Schwester möchte ein Haus kaufen.
خواهرم میخواهد خانه بخرد.
Sie haben das Fahrrad auf Raten gekauft.
دوچرخه را قسطی خریدند.
Man wollte einen Zeugen kaufen.
میخواستند شاهدی را با رشوه بخرند.
Ich habe den Tisch aus zweiter Hand gekauft.
میز را دستدوم خریدم.
Ich kaufe das Buch für meine Nichte.
کتاب را برای خواهرزادهام میخرم.