need + noun مستقیماً با مفعول میآید؛ نیاز به to قبل از اسم نیست.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to require something essential for health or daily life
need + noun مستقیماً با مفعول میآید؛ نیاز به to قبل از اسم نیست.
to require help or support from another person
need help برای کمک عملی و عاطفی به کار میرود؛ need someone to help نیز ساختی معتبر است.
to require additional time to finish or decide
need time to + فعل یعنی برای انجام کاری وقت لازم داشتن.
to depend on or require a particular person's presence or support
need a person لزوماً به معنی عشق نیست؛ میتواند کمک یا همراهی باشد.
to require permission before doing something
need permission to + فعل را از should و must که وجه الزام را بیان میکنند جدا کنید.
a necessity or a situation in which something is required
to require rest or sleep to recover
need some rest با need to rest از نظر دستور متفاوت است؛ دومی فعل مصدر میگیرد.
to require information or clear instructions
need information با know information یکی نیست؛ اولی کمبود اطلاعات را بیان میکند.
to require money to cover an expense
need money الزام مالی را نشان میدهد؛ با want money به معنی صرفاً پول خواستن یکسان نیست.
to require tools or equipment for a task
need a tool نیاز به وسیله است؛ need to use a tool ضرورتِ انجام عمل را بیان میکند.
to require practice to improve a skill
practice در اینجا اسمِ فعالیت است؛ need practice با need to practise در انگلیسی بریتانیایی تفاوت ساخت دارد.
to require medical care or professional attention
attention در این ترکیب به معنای رسیدگی است، نه صرفاً توجه عمومی.
to require privacy or personal space
privacy یعنی حریم شخصی؛ private room به معنی اتاق خصوصی لزوماً تمام معنای آن نیست.
to require a replacement item after loss or damage
need a replacement با needs replacing تفاوت دارد؛ دومی به نیازِ خودِ شیء به تعویض اشاره میکند.
to require a document for a formal process
need identification به معنی ضرورت ارائهٔ مدرک است، نه لازم بودنِ خودِ هویت.
to require cooperation from other people
cooperation همکاری دوطرفه یا گروهی است؛ help میتواند کمک یکطرفه باشد.
to state that an extra item is unnecessary
don't need بیان نبود ضرورت است؛ mustn't ممنوعیت را میرساند.
to require taking an action for one's own purposes
need to + مصدر برای نیاز به انجام عمل است؛ با need + اسم یکسان نیست.
to require another person to perform an action
need someone to do something در انگلیسی ساخت مفعول + مصدر با to دارد.
to say an action happened although it was unnecessary
needn't have + past participle یعنی کار انجام شده ولی لازم نبوده؛ با didn't need to که انجامشدن کار را مشخص نمیکند فرق دارد.
to express that something requires an action to be done to it
need + -ing در این ساخت معنیِ مفعولی دارد و با need to + مصدر برای فاعلِ انجامدهنده تفاوت دارد.
I need help with the application.
برای درخواستنامه به کمک نیاز دارم.
We need more time for this project.
برای این پروژه به زمان بیشتری نیاز داریم.
The plants need water.
گیاهان به آب نیاز دارند.
I need someone to listen.
به کسی نیاز دارم که گوش بدهد.
You need permission to park here.
برای پارککردن اینجا به اجازه نیاز داری.
I need some rest before we leave.
پیش از رفتن به کمی استراحت نیاز دارم.
I need more information about the course.
دربارهٔ دوره به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.
We need money for the repairs.
برای تعمیرات به پول نیاز داریم.
We need the right tools for the job.
برای این کار به ابزار مناسب نیاز داریم.
I need more practice before the exam.
پیش از امتحان به تمرین بیشتری نیاز دارم.
She needs medical attention today.
او امروز به رسیدگی پزشکی نیاز دارد.
I need some privacy right now.
الان به کمی خلوت نیاز دارم.
I need a replacement for this broken part.
برای این قطعهٔ خراب به جایگزین نیاز دارم.
You need proof of identity at the desk.
پشت پیشخوان به مدرک شناسایی نیاز داری.
We need everyone's cooperation today.
امروز به همکاری همه نیاز داریم.
We don't need anything else today.
امروز به چیز دیگری نیاز نداریم.
I need to think about your offer.
لازم است دربارهٔ پیشنهادت فکر کنم.
I need you to call me tonight.
لازم است امشب به من زنگ بزنی.
You needn't have waited for me.
لازم نبود منتظرم بمانی، اما ماندی.
The door needs repairing.
در به تعمیر نیاز دارد.
The family is in need of support.
این خانواده به حمایت نیاز دارد.
You needn't have waited so long.
لازم نبود اینهمه منتظر بمانی، اما ماندی.
need در نقش فعل برای بیان احتیاج واقعی به چیز، کمک، وقت، شخص یا اجازه به کار میرود. need در انگلیسی اسم هم هست و آن نقش جدا ثبت شده است.
to require something essential for health or daily life
need + noun مستقیماً با مفعول میآید؛ نیاز به to قبل از اسم نیست.
to require help or support from another person
need help برای کمک عملی و عاطفی به کار میرود؛ need someone to help نیز ساختی معتبر است.
to require additional time to finish or decide
need time to + فعل یعنی برای انجام کاری وقت لازم داشتن.
to depend on or require a particular person's presence or support
need a person لزوماً به معنی عشق نیست؛ میتواند کمک یا همراهی باشد.
to require permission before doing something
need permission to + فعل را از should و must که وجه الزام را بیان میکنند جدا کنید.
a necessity or a situation in which something is required
to require rest or sleep to recover
need some rest با need to rest از نظر دستور متفاوت است؛ دومی فعل مصدر میگیرد.
to require information or clear instructions
need information با know information یکی نیست؛ اولی کمبود اطلاعات را بیان میکند.
to require money to cover an expense
need money الزام مالی را نشان میدهد؛ با want money به معنی صرفاً پول خواستن یکسان نیست.
to require tools or equipment for a task
need a tool نیاز به وسیله است؛ need to use a tool ضرورتِ انجام عمل را بیان میکند.
to require practice to improve a skill
practice در اینجا اسمِ فعالیت است؛ need practice با need to practise در انگلیسی بریتانیایی تفاوت ساخت دارد.
to require medical care or professional attention
attention در این ترکیب به معنای رسیدگی است، نه صرفاً توجه عمومی.
to require privacy or personal space
privacy یعنی حریم شخصی؛ private room به معنی اتاق خصوصی لزوماً تمام معنای آن نیست.
to require a replacement item after loss or damage
need a replacement با needs replacing تفاوت دارد؛ دومی به نیازِ خودِ شیء به تعویض اشاره میکند.
to require a document for a formal process
need identification به معنی ضرورت ارائهٔ مدرک است، نه لازم بودنِ خودِ هویت.
to require cooperation from other people
cooperation همکاری دوطرفه یا گروهی است؛ help میتواند کمک یکطرفه باشد.
to state that an extra item is unnecessary
don't need بیان نبود ضرورت است؛ mustn't ممنوعیت را میرساند.
to require taking an action for one's own purposes
need to + مصدر برای نیاز به انجام عمل است؛ با need + اسم یکسان نیست.
to require another person to perform an action
need someone to do something در انگلیسی ساخت مفعول + مصدر با to دارد.
to say an action happened although it was unnecessary
needn't have + past participle یعنی کار انجام شده ولی لازم نبوده؛ با didn't need to که انجامشدن کار را مشخص نمیکند فرق دارد.
to express that something requires an action to be done to it
need + -ing در این ساخت معنیِ مفعولی دارد و با need to + مصدر برای فاعلِ انجامدهنده تفاوت دارد.
ما هر روز به آب پاک نیاز داریم.
نیاز داشتن به چیز ضروریبچهها به جایی گرم برای خوابیدن نیاز دارند.
نیاز داشتن به چیز ضروریچیزی برای خوردن لازم داری؟
نیاز داشتن به چیز ضروریبرای پرکردن این فرم به کمک نیاز دارم.
نیاز داشتن به کمکاو برای حمل کیفها به کمک نیاز داشت.
نیاز داشتن به کمکاگر به کمک نیاز داشتی، به من زنگ بزن.
نیاز داشتن به کمکبرای تمامکردن گزارش به زمان بیشتری نیاز داریم.
نیاز داشتن به زمان بیشتربرای فکرکردن چند دقیقه لازم داشتم.
نیاز داشتن به زمان بیشتربه یک ساعت دیگر نیاز داری؟
نیاز داشتن به زمان بیشترامروز به حضورت اینجا نیاز دارم.
نیاز داشتن به حضور یا پشتیبانی کسیاو به حضور خانوادهاش در کنارش نیاز داشت.
نیاز داشتن به حضور یا پشتیبانی کسیگاهی همهٔ ما به کسی نیاز داریم که با او حرف بزنیم.
نیاز داشتن به حضور یا پشتیبانی کسیبرای ورود به این اتاق اجازه لازم داری.
نیاز داشتن به اجازه یا مجوزبرای سفر به اجازهٔ کتبی نیاز داشتیم.
نیاز داشتن به اجازه یا مجوزبرای بهاشتراکگذاشتن عکس به اجازهٔ تو نیاز دارم؟
نیاز داشتن به اجازه یا مجوزنیاز به معلمان بیشتر در حال افزایش است.
نیاز، احتیاج یا ضرورت (اسم)خوراک و سرپناه نیازهای اساسیاند.
نیاز، احتیاج یا ضرورت (اسم)جامعه در زمان نیاز واکنش نشان داد.
نیاز، احتیاج یا ضرورت (اسم)بعد از سفر به کمی استراحت نیاز دارم.
به استراحت و خواب نیاز داشتننوزاد امشب به خواب بیشتری نیاز دارد.
به استراحت و خواب نیاز داشتنقبل از شروع به دستورالعملهای روشن نیاز داریم.
به اطلاعات یا راهنمایی مشخص نیاز داشتنبرای پیدا کردن دفتر به نشانی آن نیاز دارم.
به اطلاعات یا راهنمایی مشخص نیاز داشتنبرای بلیت قطار به پول کافی نیاز دارم.
برای هزینهٔ مشخص به پول نیاز داشتنآنها برای تعمیر کتابخانه به بودجه نیاز دارند.
برای هزینهٔ مشخص به پول نیاز داشتنبرای دسترسی به قفسهٔ بلند به نردبان نیاز داریم.
برای انجام کار به ابزار یا وسیله نیاز داشتناو برای کلاسهایش به لپتاپ نیاز دارد.
برای انجام کار به ابزار یا وسیله نیاز داشتنبرای تلفظ بهتر به تمرین بیشتری نیاز دارم.
برای بهترشدن در مهارت به تمرین نیاز داشتنبرای خوب پیانو زدن به تمرین نیاز داری.
برای بهترشدن در مهارت به تمرین نیاز داشتناو بعد از حادثه به رسیدگی پزشکی نیاز دارد.
به مراقبت یا رسیدگی پزشکی نیاز داشتناین بیمار به معاینههای منظم نیاز دارد.
به مراقبت یا رسیدگی پزشکی نیاز داشتنبرای این تماس به کمی خلوت نیاز دارم.
برای آرامش یا تصمیمگیری به خلوت نیاز داشتنوقتی ناراحت است به حریم شخصی نیاز دارد.
برای آرامش یا تصمیمگیری به خلوت نیاز داشتنکلیدم را گم کردهام و به یک کلید جدید نیاز دارم.
به وسیله یا نسخهٔ جایگزین نیاز داشتنبرای دوربین به باتریهای جایگزین نیاز داریم.
به وسیله یا نسخهٔ جایگزین نیاز داشتنبرای تحویل گرفتن بسته به کارت شناسایی نیاز داری.
برای کار اداری به مدرک یا سند نیاز داشتنبرای بایگانی به نسخهای از قرارداد نیاز داریم.
برای کار اداری به مدرک یا سند نیاز داشتنبرای تمامکردن بهموقع کار به همکاری همه نیاز داریم.
برای پیشبرد کار به همکاری دیگران نیاز داشتنبرگزارکنندگان برای برنامه به داوطلب نیاز دارند.
برای پیشبرد کار به همکاری دیگران نیاز داشتناین هفته به جلسهٔ دیگری نیاز نداریم.
دیگر به چیزی نیاز نداشتندیگر به کاغذ بیشتری نیاز ندارم.
دیگر به چیزی نیاز نداشتنپیش از پاسخ دادن لازم است کمی فکر کنم.
احساس نیاز به انجام کاریلازم است دربارهٔ برنامهٔ زمانی صحبت کنیم.
احساس نیاز به انجام کاریلازم است امروز فایل را برایم بفرستی.
نیاز داشتن به اینکه شخص دیگری کاری انجام دهدلازم است آنها بهموقع برسند.
نیاز داشتن به اینکه شخص دیگری کاری انجام دهدلازم نبود بلیت دیگری بخری، اما خریدی.
انجام دادن کاری که ضرورتی نداشته استبیدلیل نگران تأخیر شده بودم.
انجام دادن کاری که ضرورتی نداشته استآشپزخانه به نظافت نیاز دارد.
نیاز داشتنِ چیزی به تعمیر یا انجام عمل روی آناین صندلی قدیمی نیاز به تعمیر دارد.
نیاز داشتنِ چیزی به تعمیر یا انجام عمل روی آنI need help with the application.
برای درخواستنامه به کمک نیاز دارم.
We need more time for this project.
برای این پروژه به زمان بیشتری نیاز داریم.
The plants need water.
گیاهان به آب نیاز دارند.
I need someone to listen.
به کسی نیاز دارم که گوش بدهد.
You need permission to park here.
برای پارککردن اینجا به اجازه نیاز داری.
I need some rest before we leave.
پیش از رفتن به کمی استراحت نیاز دارم.
I need more information about the course.
دربارهٔ دوره به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.
We need money for the repairs.
برای تعمیرات به پول نیاز داریم.
We need the right tools for the job.
برای این کار به ابزار مناسب نیاز داریم.
I need more practice before the exam.
پیش از امتحان به تمرین بیشتری نیاز دارم.
She needs medical attention today.
او امروز به رسیدگی پزشکی نیاز دارد.
I need some privacy right now.
الان به کمی خلوت نیاز دارم.
I need a replacement for this broken part.
برای این قطعهٔ خراب به جایگزین نیاز دارم.
You need proof of identity at the desk.
پشت پیشخوان به مدرک شناسایی نیاز داری.
We need everyone's cooperation today.
امروز به همکاری همه نیاز داریم.
We don't need anything else today.
امروز به چیز دیگری نیاز نداریم.
I need to think about your offer.
لازم است دربارهٔ پیشنهادت فکر کنم.
I need you to call me tonight.
لازم است امشب به من زنگ بزنی.
You needn't have waited for me.
لازم نبود منتظرم بمانی، اما ماندی.
The door needs repairing.
در به تعمیر نیاز دارد.
The family is in need of support.
این خانواده به حمایت نیاز دارد.
You needn't have waited so long.
لازم نبود اینهمه منتظر بمانی، اما ماندی.