brauchen + مفعول Akkusativ: sauberes Wasser.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
etwas Lebensnotwendiges benötigen
brauchen + مفعول Akkusativ: sauberes Wasser.
Hilfe oder Unterstützung benötigen
Hilfe brauchen یک ترکیب بسیار رایج است؛ bei / beim موضوع کمک را نشان میدهد.
mehr Zeit für eine Aufgabe benötigen
mehr Zeit brauchen با um ... zu + مصدر برای هدف کار همراه میشود.
jemandes Anwesenheit oder Unterstützung brauchen
مفعول شخص در Akkusativ میآید: dich / jemanden.
eine Erlaubnis vor einer Handlung brauchen
eine Erlaubnis brauchen با permission to در انگلیسی هممعناست؛ es ist erlaubt متفاوت است.
Ruhe oder Schlaf zur Erholung brauchen
برای نیاز به خواب از Schlaf brauchen استفاده میشود؛ ضرورت انجام کار با müssen متفاوت است.
Informationen oder klare Anweisungen brauchen
brauchen اطلاعات را مستقیم میگیرد: Informationen brauchen، بدون حرف اضافه.
Geld für eine Ausgabe brauchen
Geld مفعول بدون حرف اضافهٔ brauchen است؛ für هدف هزینه را میآورد.
Werkzeuge oder Geräte für eine Aufgabe brauchen
eine Leiter و einen Laptop نمونهٔ مفعول Akkusativ با جنس دستوری متفاوتاند.
Übung brauchen, um eine Fähigkeit zu verbessern
medizinische Versorgung oder Betreuung brauchen
medizinische Hilfe به عنوان گروه اسمی مفعول مستقیم brauchen میآید.
Privatsphäre oder persönlichen Freiraum brauchen
Privatsphäre حریم شخصی است؛ Freiraum بیشتر فضای آزاد و اختیار فردی را تداعی میکند.
einen Ersatz für etwas Verlorenes oder Kaputtes brauchen
Ersatz به معنی جایگزین است؛ ersetzen فعلِ جایگزین کردن است.
Unterlagen für ein Verfahren brauchen
Zusammenarbeit oder Mithilfe anderer brauchen
Zusammenarbeit و Mitarbeit از نظر نوع مشارکت اندکی تفاوت دارند، اما هر دو با brauchen مفعولاند.
etwas Zusätzliches nicht brauchen
kein گروه اسمی را منفی میکند؛ nicht zu + مصدر در ساخت جداگانهٔ ضرورتنداشتن است.
für einen Vorgang eine bestimmte Zeit benötigen
brauchen در این بافت زمانِ لازم برای یک روند را میگوید؛ EN take و FA طول کشیدن ترجمهٔ دقیقتری از need هستند.
Ich brauche Hilfe beim Lernen.
برای یادگیری به کمک نیاز دارم.
Wir brauchen mehr Zeit für die Aufgabe.
برای تکلیف به وقت بیشتری نیاز داریم.
Die Pflanzen brauchen Wasser.
گیاهان به آب نیاز دارند.
Ich brauche jemanden, der zuhört.
به کسی نیاز دارم که گوش بدهد.
Du brauchst eine Erlaubnis für den Zutritt.
برای ورود به مجوز نیاز داری.
Nach der Arbeit brauche ich Ruhe.
بعد از کار به استراحت نیاز دارم.
Ich brauche Informationen über den Kurs.
دربارهٔ دوره به اطلاعات نیاز دارم.
Für die Reparatur brauchen wir Geld.
برای تعمیر به پول نیاز داریم.
Für die Reparatur brauchen wir passende Werkzeuge.
برای تعمیر به ابزار مناسب نیاز داریم.
Vor der Prüfung brauche ich mehr Übung.
پیش از امتحان به تمرین بیشتری نیاز دارم.
Er braucht medizinische Hilfe.
او به کمک پزشکی نیاز دارد.
Ich brauche gerade etwas Privatsphäre.
الان به کمی خلوت نیاز دارم.
Ich brauche Ersatz für dieses kaputte Teil.
برای این قطعهٔ خراب به جایگزین نیاز دارم.
Für die Anmeldung brauche ich Unterlagen.
برای ثبتنام به مدارک نیاز دارم.
Wir brauchen heute deine Mitarbeit.
امروز به همکاری تو نیاز داریم.
Wir brauchen heute nichts mehr.
امروز به چیز دیگری نیاز نداریم.
Für den Weg brauchen wir eine Stunde.
طی کردن این مسیر یک ساعت زمان میبرد.
Du brauchst morgen nicht zu kommen.
لازم نیست فردا بیایی.
brauchen فعل آلمانی برای لازم داشتن چیزی یا حضور کسی است؛ معمولاً مفعول Akkusativ میگیرد. در ساختهای منفی با مصدر، brauchen ... nicht zu دیده میشود.
etwas Lebensnotwendiges benötigen
brauchen + مفعول Akkusativ: sauberes Wasser.
Hilfe oder Unterstützung benötigen
Hilfe brauchen یک ترکیب بسیار رایج است؛ bei / beim موضوع کمک را نشان میدهد.
mehr Zeit für eine Aufgabe benötigen
mehr Zeit brauchen با um ... zu + مصدر برای هدف کار همراه میشود.
jemandes Anwesenheit oder Unterstützung brauchen
مفعول شخص در Akkusativ میآید: dich / jemanden.
eine Erlaubnis vor einer Handlung brauchen
eine Erlaubnis brauchen با permission to در انگلیسی هممعناست؛ es ist erlaubt متفاوت است.
Ruhe oder Schlaf zur Erholung brauchen
برای نیاز به خواب از Schlaf brauchen استفاده میشود؛ ضرورت انجام کار با müssen متفاوت است.
Informationen oder klare Anweisungen brauchen
brauchen اطلاعات را مستقیم میگیرد: Informationen brauchen، بدون حرف اضافه.
Geld für eine Ausgabe brauchen
Geld مفعول بدون حرف اضافهٔ brauchen است؛ für هدف هزینه را میآورد.
Werkzeuge oder Geräte für eine Aufgabe brauchen
eine Leiter و einen Laptop نمونهٔ مفعول Akkusativ با جنس دستوری متفاوتاند.
Übung brauchen, um eine Fähigkeit zu verbessern
medizinische Versorgung oder Betreuung brauchen
medizinische Hilfe به عنوان گروه اسمی مفعول مستقیم brauchen میآید.
Privatsphäre oder persönlichen Freiraum brauchen
Privatsphäre حریم شخصی است؛ Freiraum بیشتر فضای آزاد و اختیار فردی را تداعی میکند.
einen Ersatz für etwas Verlorenes oder Kaputtes brauchen
Ersatz به معنی جایگزین است؛ ersetzen فعلِ جایگزین کردن است.
Unterlagen für ein Verfahren brauchen
Zusammenarbeit oder Mithilfe anderer brauchen
Zusammenarbeit و Mitarbeit از نظر نوع مشارکت اندکی تفاوت دارند، اما هر دو با brauchen مفعولاند.
etwas Zusätzliches nicht brauchen
kein گروه اسمی را منفی میکند؛ nicht zu + مصدر در ساخت جداگانهٔ ضرورتنداشتن است.
für einen Vorgang eine bestimmte Zeit benötigen
brauchen در این بافت زمانِ لازم برای یک روند را میگوید؛ EN take و FA طول کشیدن ترجمهٔ دقیقتری از need هستند.
ما هر روز به آب پاک نیاز داریم.
نیاز داشتن به چیز ضروریبچهها به جایی گرم برای خوابیدن نیاز دارند.
نیاز داشتن به چیز ضروریچیزی برای خوردن لازم داری؟
نیاز داشتن به چیز ضروریبرای این فرم به کمک نیاز دارم.
نیاز داشتن به کمکاو برای حمل کیفها به کمک نیاز داشت.
نیاز داشتن به کمکاگر به کمک نیاز داشتی، به من زنگ بزن.
نیاز داشتن به کمکبرای تمامکردن گزارش به وقت بیشتری نیاز داریم.
نیاز داشتن به زمان بیشتربرای فکرکردن چند دقیقه لازم داشتم.
نیاز داشتن به زمان بیشتربه یک ساعت دیگر نیاز داری؟
نیاز داشتن به زمان بیشترامروز به حضورت اینجا نیاز دارم.
نیاز داشتن به حضور یا پشتیبانی کسیاو به حضور خانوادهاش در کنارش نیاز داشت.
نیاز داشتن به حضور یا پشتیبانی کسیگاهی همه به کسی نیاز داریم که با او حرف بزنیم.
نیاز داشتن به حضور یا پشتیبانی کسیبرای ورود به این اتاق اجازه لازم داری.
نیاز داشتن به اجازه یا مجوزبرای سفر به اجازهٔ کتبی نیاز داشتیم.
نیاز داشتن به اجازه یا مجوزبرای بهاشتراکگذاشتن عکس به اجازهٔ تو نیاز دارم؟
نیاز داشتن به اجازه یا مجوزبعد از سفر به کمی استراحت نیاز دارم.
به استراحت و خواب نیاز داشتننوزاد امشب به خواب بیشتری نیاز دارد.
به استراحت و خواب نیاز داشتنپیش از شروع به دستورالعملهای روشن نیاز داریم.
به اطلاعات یا راهنمایی مشخص نیاز داشتنبرای پیدا کردن دفتر به نشانی آن نیاز دارم.
به اطلاعات یا راهنمایی مشخص نیاز داشتنبرای بلیت قطار به پول کافی نیاز دارم.
برای هزینهٔ مشخص به پول نیاز داشتنآنها برای تعمیر کتابخانه به پول نیاز دارند.
برای هزینهٔ مشخص به پول نیاز داشتنبرای رسیدن به قفسهٔ بلند به نردبان نیاز داریم.
برای انجام کار به ابزار یا وسیله نیاز داشتناو برای کلاسهایش به لپتاپ نیاز دارد.
برای انجام کار به ابزار یا وسیله نیاز داشتنبرای تلفظ بهتر به تمرین بیشتری نیاز دارم.
برای بهترشدن در مهارت به تمرین نیاز داشتنبرای خوب پیانو زدن به تمرین نیاز داری.
برای بهترشدن در مهارت به تمرین نیاز داشتناو بعد از حادثه به رسیدگی پزشکی نیاز دارد.
به مراقبت یا رسیدگی پزشکی نیاز داشتناین بیمار به معاینههای منظم نیاز دارد.
به مراقبت یا رسیدگی پزشکی نیاز داشتنبرای این تماس به کمی خلوت نیاز دارم.
برای آرامش یا تصمیمگیری به خلوت نیاز داشتنوقتی ناراحت است به فضای شخصی نیاز دارد.
برای آرامش یا تصمیمگیری به خلوت نیاز داشتنکلیدم را گم کردهام و به یک کلید جدید نیاز دارم.
به وسیله یا نسخهٔ جایگزین نیاز داشتنبرای دوربین به باتریهای جایگزین نیاز داریم.
به وسیله یا نسخهٔ جایگزین نیاز داشتنبرای تحویل گرفتن بسته به کارت شناسایی نیاز داری.
برای کار اداری به مدرک یا سند نیاز داشتنبرای بایگانی به نسخهای از قرارداد نیاز داریم.
برای کار اداری به مدرک یا سند نیاز داشتنبرای تمامکردن بهموقع کار به همکاری همه نیاز داریم.
برای پیشبرد کار به همکاری دیگران نیاز داشتنبرگزارکنندگان برای برنامه به داوطلب نیاز دارند.
برای پیشبرد کار به همکاری دیگران نیاز داشتناین هفته به جلسهٔ دیگری نیاز نداریم.
دیگر به چیزی نیاز نداشتندیگر به کاغذ بیشتری نیاز ندارم.
دیگر به چیزی نیاز نداشتناین مسیر حدود یک ساعت طول میکشد.
برای بهانجامرسیدن زمان بردنتعمیر دو روز دیگر زمان میبرد.
برای بهانجامرسیدن زمان بردنIch brauche Hilfe beim Lernen.
برای یادگیری به کمک نیاز دارم.
Wir brauchen mehr Zeit für die Aufgabe.
برای تکلیف به وقت بیشتری نیاز داریم.
Die Pflanzen brauchen Wasser.
گیاهان به آب نیاز دارند.
Ich brauche jemanden, der zuhört.
به کسی نیاز دارم که گوش بدهد.
Du brauchst eine Erlaubnis für den Zutritt.
برای ورود به مجوز نیاز داری.
Nach der Arbeit brauche ich Ruhe.
بعد از کار به استراحت نیاز دارم.
Ich brauche Informationen über den Kurs.
دربارهٔ دوره به اطلاعات نیاز دارم.
Für die Reparatur brauchen wir Geld.
برای تعمیر به پول نیاز داریم.
Für die Reparatur brauchen wir passende Werkzeuge.
برای تعمیر به ابزار مناسب نیاز داریم.
Vor der Prüfung brauche ich mehr Übung.
پیش از امتحان به تمرین بیشتری نیاز دارم.
Er braucht medizinische Hilfe.
او به کمک پزشکی نیاز دارد.
Ich brauche gerade etwas Privatsphäre.
الان به کمی خلوت نیاز دارم.
Ich brauche Ersatz für dieses kaputte Teil.
برای این قطعهٔ خراب به جایگزین نیاز دارم.
Für die Anmeldung brauche ich Unterlagen.
برای ثبتنام به مدارک نیاز دارم.
Wir brauchen heute deine Mitarbeit.
امروز به همکاری تو نیاز داریم.
Wir brauchen heute nichts mehr.
امروز به چیز دیگری نیاز نداریم.
Für den Weg brauchen wir eine Stunde.
طی کردن این مسیر یک ساعت زمان میبرد.
Du brauchst morgen nicht zu kommen.
لازم نیست فردا بیایی.