vouloir + اسم؛ در بافت خدماتی je voudrais یا j'aimerais مؤدبانهتر از je veux است (j'aimerais فعل دیگر است).
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
désirer obtenir ou posséder quelque chose
vouloir + اسم؛ در بافت خدماتی je voudrais یا j'aimerais مؤدبانهتر از je veux است (j'aimerais فعل دیگر است).
désirer faire quelque chose soi-même
vouloir + infinitif وقتی فاعل هر دو فعل یکسان است.
souhaiter qu'une autre personne réalise une action
vouloir que + subjonctif؛ viennes وجه التزامیِ venir است.
ambitionner un objectif à long terme
j'ai toujours voulu و a toujours voulu میتوانند آرزوی ادامهدار را بیان کنند.
désirer un état ou un résultat
در جملهٔ وابسته، vouloir que فعل را به subjonctif میبرد؛ s'améliore.
vouloir une option précise parmi plusieurs
در درخواست خدمات، je voudrais از je veux نرمتر است؛ هر دو از vouloir هستند.
vouloir une quantité supplémentaire
encore du café مقدار بیشتر را میرساند؛ plus de soupe بعد از plus de ساخته میشود.
vouloir apprendre une compétence ou une langue
vouloir + apprendre بدون que برای فاعل مشترک است؛ apprendre à cuisiner ساخت یادگیری فعالیت است.
vouloir quitter un lieu ou une situation
vouloir quitter + اسم مکان و vouloir partir هر دو بسته به بافت ممکناند.
vouloir rester quelque part
rester مصدر است و پس از vouloir فاعل مشترک دارد؛ chez moi/chez elle به شخص وابسته است.
vouloir modifier un plan ou une situation
changer با مصدر پس از vouloir میآید؛ vouloir un changement مفعول اسمی دارد.
vouloir connaître un fait ou une réponse
savoir و connaître به نوع دانسته بستگی دارند؛ هر دو پس از vouloir مصدر میآیند.
vouloir parler à quelqu'un
te parler و parler au responsable هر دو متممِ parler دارند؛ vouloir + مصدر باقی میماند.
vouloir participer à une activité ou rejoindre un groupe
rejoindre مستقیم مفعول میگیرد؛ participer à با حرف اضافه میآید.
vouloir aider quelqu'un de son plein gré
aider quelqu'un مفعول مستقیم دارد؛ vouloir + aider بدون que میآید.
vouloir poser une question avec une formulation atténuée
je voulais و je voudrais هر دو میتوانند درخواست را نرم کنند، اما از زمان/وجه متفاوتی میآیند.
signifier quelque chose dans la locution vouloir dire
éprouver du ressentiment envers quelqu'un dans en vouloir à
en vouloir à quelqu'un اصطلاحی مستقل است و به vouloir + شیء به معنی خواستن وصل نمیشود.
Je voudrais un verre d'eau, s'il vous plaît.
یک لیوان آب میخواستم، لطفاً.
Je veux rentrer chez moi.
میخواهم به خانه برگردم.
Je veux que tu viennes demain.
میخواهم فردا بیایی.
Ils veulent étudier à l'étranger.
آنها میخواهند در خارج تحصیل کنند.
Nous voulons la paix pour tous.
برای همه صلح میخواهیم.
Je voudrais le plus petit, s'il vous plaît.
لطفاً آن کوچکتر را میخواهم.
Je voudrais un peu plus de soupe.
کمی سوپ بیشتر میخواهم.
Je veux apprendre une autre langue.
میخواهم زبان دیگری یاد بگیرم.
Je veux partir plus tôt demain.
میخواهم فردا زودتر بروم.
Je veux rester chez moi ce soir.
میخواهم امشب در خانه بمانم.
Je veux changer un peu le programme.
میخواهم برنامه را کمی تغییر بدهم.
Je veux savoir pourquoi tu es parti.
میخواهم بدانم چرا رفتی.
Je veux te parler en privé.
میخواهم خصوصی با تو صحبت کنم.
Je veux rejoindre le groupe la semaine prochaine.
میخواهم هفتهٔ آینده به گروه بپیوندم.
Je veux aider mon amie aujourd'hui.
میخواهم امروز به دوستم کمک کنم.
Je voulais vous demander quelque chose.
میخواستم چیزی از شما بپرسم.
Que veut dire cette phrase ?
این جمله چه معنایی میدهد؟
Elle lui en veut encore.
او هنوز از دستش دلخور است.
Je voudrais vous demander un service.
میخواستم از شما خواهشی بکنم.
Je ne veux que du bien à mes amis.
برای دوستانم چیزی جز خوبی نمیخواهم.
vouloir فعلی بیقاعده در فرانسوی برای میل، قصد و خواست از دیگری است. ساخت vouloir que نیاز به وجه التزامی دارد و je voudrais لحن درخواست را نرمتر میکند.
désirer obtenir ou posséder quelque chose
vouloir + اسم؛ در بافت خدماتی je voudrais یا j'aimerais مؤدبانهتر از je veux است (j'aimerais فعل دیگر است).
désirer faire quelque chose soi-même
vouloir + infinitif وقتی فاعل هر دو فعل یکسان است.
souhaiter qu'une autre personne réalise une action
vouloir que + subjonctif؛ viennes وجه التزامیِ venir است.
ambitionner un objectif à long terme
j'ai toujours voulu و a toujours voulu میتوانند آرزوی ادامهدار را بیان کنند.
désirer un état ou un résultat
در جملهٔ وابسته، vouloir que فعل را به subjonctif میبرد؛ s'améliore.
vouloir une option précise parmi plusieurs
در درخواست خدمات، je voudrais از je veux نرمتر است؛ هر دو از vouloir هستند.
vouloir une quantité supplémentaire
encore du café مقدار بیشتر را میرساند؛ plus de soupe بعد از plus de ساخته میشود.
vouloir apprendre une compétence ou une langue
vouloir + apprendre بدون que برای فاعل مشترک است؛ apprendre à cuisiner ساخت یادگیری فعالیت است.
vouloir quitter un lieu ou une situation
vouloir quitter + اسم مکان و vouloir partir هر دو بسته به بافت ممکناند.
vouloir rester quelque part
rester مصدر است و پس از vouloir فاعل مشترک دارد؛ chez moi/chez elle به شخص وابسته است.
vouloir modifier un plan ou une situation
changer با مصدر پس از vouloir میآید؛ vouloir un changement مفعول اسمی دارد.
vouloir connaître un fait ou une réponse
savoir و connaître به نوع دانسته بستگی دارند؛ هر دو پس از vouloir مصدر میآیند.
vouloir parler à quelqu'un
te parler و parler au responsable هر دو متممِ parler دارند؛ vouloir + مصدر باقی میماند.
vouloir participer à une activité ou rejoindre un groupe
rejoindre مستقیم مفعول میگیرد؛ participer à با حرف اضافه میآید.
vouloir aider quelqu'un de son plein gré
aider quelqu'un مفعول مستقیم دارد؛ vouloir + aider بدون que میآید.
vouloir poser une question avec une formulation atténuée
je voulais و je voudrais هر دو میتوانند درخواست را نرم کنند، اما از زمان/وجه متفاوتی میآیند.
signifier quelque chose dans la locution vouloir dire
éprouver du ressentiment envers quelqu'un dans en vouloir à
en vouloir à quelqu'un اصطلاحی مستقل است و به vouloir + شیء به معنی خواستن وصل نمیشود.
یک لیوان آب میخواهم، لطفاً.
خواستن چیزیاو دفتر آبی را میخواهد، نه سبز را.
خواستن چیزیچای بیشتری میخواهی؟
خواستن چیزیمیخواهم الان به خانه برگردم.
خواستن انجام کاری توسط خود شخصآنها میخواستند پیش از غروب بروند.
خواستن انجام کاری توسط خود شخصمیخواهی امشب فیلمی ببینی؟
خواستن انجام کاری توسط خود شخصمیخواهم فردا بیایی.
خواستن انجام کاری توسط دیگریاو میخواهد برادرش به او زنگ بزند.
خواستن انجام کاری توسط دیگریمیخواستیم تیم بهموقع برسد.
خواستن انجام کاری توسط دیگریمیخواهم روزی در خارج درس بخوانم.
آرزوی رسیدن به هدفی در آیندهاو همیشه میخواسته ویولن یاد بگیرد.
آرزوی رسیدن به هدفی در آیندهمیخواهیم آیندهٔ بهتری برای بچههایمان بسازیم.
آرزوی رسیدن به هدفی در آیندهبعد از درگیری صلح میخواهیم.
خواستن نتیجه یا وضعیتی مطلوبمیخواهم اوضاع زودتر بهتر شود.
خواستن نتیجه یا وضعیتی مطلوبهمه نتیجهای عادلانه میخواهند.
خواستن نتیجه یا وضعیتی مطلوباگر خالی باشد، صندلی کنار پنجره را میخواهم.
از میان گزینهها انتخاب مشخصی را خواستناو کیف کوچک را میخواهد، نه بزرگ را.
از میان گزینهها انتخاب مشخصی را خواستنقهوهٔ بیشتری میخواهی؟
خواستن مقدار یا فرصت بیشترمیخواهیم کمی بیشتر با هم وقت بگذرانیم.
خواستن مقدار یا فرصت بیشترمیخواهم امسال اسپانیایی یاد بگیرم.
به یادگیری مهارت یا زبان میل داشتنبرادرم میخواهد آشپزی یاد بگیرد.
به یادگیری مهارت یا زبان میل داشتنمیخواهم امروز زودتر از دفتر بروم.
میل داشتن به ترک مکان یا موقعیتآنها میخواستند پیش از نیمهشب از مهمانی بروند.
میل داشتن به ترک مکان یا موقعیتمیخواهم کمی بیشتر اینجا بمانم.
میل داشتن به ماندن در جاییاو میخواست آخر هفته در خانه بماند.
میل داشتن به ماندن در جاییمیخواهم ساعت جلسهمان را عوض کنم.
خواستن تغییر در برنامه یا وضعیتآنها برای آخر هفته برنامهٔ دیگری میخواهند.
خواستن تغییر در برنامه یا وضعیتمیخواهم بدانم چرا قطار تأخیر دارد.
از روی کنجکاوی خواستنِ دانستن چیزیاو میخواهد قیمت نهایی را بداند.
از روی کنجکاوی خواستنِ دانستن چیزیمیخواهم بعد از کلاس با تو حرف بزنم.
تمایل داشتن به گفتوگو با کسیاو میخواهد با مسئول صحبت کند.
تمایل داشتن به گفتوگو با کسیمیخواهم عضو باشگاه کتابخوانی شوم.
خواستن شرکت در فعالیت یا گروهآنها میخواهند در کارگاه شرکت کنند.
خواستن شرکت در فعالیت یا گروهمیخواهم به همسایهام کمک کنم جعبهها را ببرد.
تمایل داشتن به کمک کردن به دیگرانمیخواهیم در مرکز محله کمک کنیم.
تمایل داشتن به کمک کردن به دیگرانمیخواستم بدانم اتاق خالی است یا نه.
خواستنِ مؤدبانهٔ پرسیدن یا درخواست کوتاهفقط میخواستم بپرسم فردا وقت دارید یا نه.
خواستنِ مؤدبانهٔ پرسیدن یا درخواست کوتاهاین واژه چه معنیای میدهد؟
معنی دادن یا منظور داشتن در ترکیب vouloir direاین به معنی موافق بودن من نیست.
معنی دادن یا منظور داشتن در ترکیب vouloir direاو از دیروز از من دلخور است.
از کسی رنجیدن یا کینه به دل داشتنبرای این اشتباه از من دلخور نباش.
از کسی رنجیدن یا کینه به دل داشتنJe voudrais un verre d'eau, s'il vous plaît.
یک لیوان آب میخواستم، لطفاً.
Je veux rentrer chez moi.
میخواهم به خانه برگردم.
Je veux que tu viennes demain.
میخواهم فردا بیایی.
Ils veulent étudier à l'étranger.
آنها میخواهند در خارج تحصیل کنند.
Nous voulons la paix pour tous.
برای همه صلح میخواهیم.
Je voudrais le plus petit, s'il vous plaît.
لطفاً آن کوچکتر را میخواهم.
Je voudrais un peu plus de soupe.
کمی سوپ بیشتر میخواهم.
Je veux apprendre une autre langue.
میخواهم زبان دیگری یاد بگیرم.
Je veux partir plus tôt demain.
میخواهم فردا زودتر بروم.
Je veux rester chez moi ce soir.
میخواهم امشب در خانه بمانم.
Je veux changer un peu le programme.
میخواهم برنامه را کمی تغییر بدهم.
Je veux savoir pourquoi tu es parti.
میخواهم بدانم چرا رفتی.
Je veux te parler en privé.
میخواهم خصوصی با تو صحبت کنم.
Je veux rejoindre le groupe la semaine prochaine.
میخواهم هفتهٔ آینده به گروه بپیوندم.
Je veux aider mon amie aujourd'hui.
میخواهم امروز به دوستم کمک کنم.
Je voulais vous demander quelque chose.
میخواستم چیزی از شما بپرسم.
Que veut dire cette phrase ?
این جمله چه معنایی میدهد؟
Elle lui en veut encore.
او هنوز از دستش دلخور است.
Je voudrais vous demander un service.
میخواستم از شما خواهشی بکنم.
Je ne veux que du bien à mes amis.
برای دوستانم چیزی جز خوبی نمیخواهم.