wollen + Akkusativ برای شیء؛ ich will در سفارش میتواند صریح یا آمرانه باشد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
den Wunsch haben, eine Sache zu bekommen
wollen + Akkusativ برای شیء؛ ich will در سفارش میتواند صریح یا آمرانه باشد.
die Absicht haben, selbst etwas zu tun
wollen + مصدرِ بدون zu در پایان جمله: ich will gehen.
wünschen, dass eine andere Person etwas tut
فعل در جملهٔ وابسته با dass به انتها میرود؛ wollen + شخص + zu همان ساخت انگلیسی نیست.
ein längerfristiges Ziel erreichen wollen
در Perfekt با مصدر دیگر، حالت Ersatzinfinitiv رخ میدهد: hat ... spielen wollen، نه gewollt.
einen erwünschten Zustand oder Ausgang herbeiwünschen
خواسته میتواند نتیجه باشد؛ برای بند جملهای از dass استفاده میشود.
von mehreren Möglichkeiten eine bestimmte wollen
den Fensterplatz مفعول Akkusativ است؛ برای سفارش مؤدبانه میتوان ich hätte gern گفت.
von etwas mehr haben wollen
noch etwas برای مقدار اضافه در گفتار طبیعی است؛ با brauchen به معنی ضرورت یکسان نیست.
eine neue Fähigkeit oder Sprache lernen wollen
مصدر lernen در انتهای جمله است؛ wollen همراه آن zu نمیگیرد.
einen Ort verlassen oder weggehen wollen
wollen + verlassen/gehen با مصدر پایانی است؛ اسمِ مکان مفعول فعل دوم است.
an einem Ort bleiben wollen
bleiben مصدر دوم است؛ zu Hause قید مکان است و به مصدر zu اضافه نمیکند.
einen Plan oder eine Situation ändern wollen
wollen + ändern، مصدر پایانی است؛ den Plan مفعول ändern است.
eine Antwort oder Tatsache wissen wollen
wissen مصدر است و در جملهٔ وابستهٔ warum فعل صرفشده به پایان میرود.
mit jemandem sprechen wollen
mit + Dativ: mit dir؛ sollen به معنی الزام یا توصیه با wollen فرق دارد.
an einer Aktivität teilnehmen oder einer Gruppe beitreten wollen
beitreten + Dativ و teilnehmen an + Dativ هستند؛ wollen فقط وجهی است.
jemandem freiwillig helfen wollen
helfen + Dativ: meinem Nachbarn و meiner Freundin؛ wollen + مصدر بدون zu است.
eine Frage mit einer höflichen Wunschform einleiten
ich wollte fragen نرمکنندهٔ درخواست است؛ ich möchte از mögen میآید، نه صرف wollen.
behaupten, etwas getan oder erlebt zu haben (distanzierte Wiedergabe)
wollen + Perfektinfinitiv در نقل ادعای شخص سوم ممکن است تردیدِ گزارشگر را نشان دهد؛ EN claim و FA ادعا کردن دقیقترند.
Ich will ein Glas Wasser, bitte.
یک لیوان آب میخواهم، لطفاً.
Ich will nach Hause gehen.
میخواهم به خانه بروم.
Ich will, dass du morgen kommst.
میخواهم فردا بیایی.
Wir wollen im Ausland studieren.
میخواهیم در خارج تحصیل کنیم.
Wir wollen Frieden für alle.
برای همه صلح میخواهیم.
Ich will den kleineren, bitte.
لطفاً آن کوچکتر را میخواهم.
Ich will noch etwas Suppe.
کمی سوپ بیشتر میخواهم.
Ich will eine neue Sprache lernen.
میخواهم زبان جدیدی یاد بگیرم.
Ich will morgen früher gehen.
میخواهم فردا زودتر بروم.
Ich will heute Abend zu Hause bleiben.
میخواهم امشب در خانه بمانم.
Ich will den Plan etwas ändern.
میخواهم برنامه را کمی تغییر بدهم.
Ich will wissen, warum du gegangen bist.
میخواهم بدانم چرا رفتی.
Ich will unter vier Augen mit dir sprechen.
میخواهم خصوصی با تو صحبت کنم.
Ich will der Gruppe nächste Woche beitreten.
میخواهم هفتهٔ آینده به گروه بپیوندم.
Ich will meiner Freundin heute helfen.
میخواهم امروز به دوستم کمک کنم.
Ich wollte dich etwas fragen.
میخواستم چیزی از تو بپرسم.
Er will den Unfall gesehen haben.
او ادعا میکند تصادف را دیده است.
Ich will diese Aufgabe unbedingt schaffen.
خیلی میخواهم از پس این کار بربیایم.
Ich will heute nicht weggehen.
امروز نمیخواهم بیرون بروم.
wollen فعل وجهی آلمانی برای خواستن یا قصد داشتن است. فعل دوم معمولاً به صورت مصدر در پایان جمله میآید و ich will در آلمانی «میخواهم» است، نه زمان آیندهٔ انگلیسی.
den Wunsch haben, eine Sache zu bekommen
wollen + Akkusativ برای شیء؛ ich will در سفارش میتواند صریح یا آمرانه باشد.
die Absicht haben, selbst etwas zu tun
wollen + مصدرِ بدون zu در پایان جمله: ich will gehen.
wünschen, dass eine andere Person etwas tut
فعل در جملهٔ وابسته با dass به انتها میرود؛ wollen + شخص + zu همان ساخت انگلیسی نیست.
ein längerfristiges Ziel erreichen wollen
در Perfekt با مصدر دیگر، حالت Ersatzinfinitiv رخ میدهد: hat ... spielen wollen، نه gewollt.
einen erwünschten Zustand oder Ausgang herbeiwünschen
خواسته میتواند نتیجه باشد؛ برای بند جملهای از dass استفاده میشود.
von mehreren Möglichkeiten eine bestimmte wollen
den Fensterplatz مفعول Akkusativ است؛ برای سفارش مؤدبانه میتوان ich hätte gern گفت.
von etwas mehr haben wollen
noch etwas برای مقدار اضافه در گفتار طبیعی است؛ با brauchen به معنی ضرورت یکسان نیست.
eine neue Fähigkeit oder Sprache lernen wollen
مصدر lernen در انتهای جمله است؛ wollen همراه آن zu نمیگیرد.
einen Ort verlassen oder weggehen wollen
wollen + verlassen/gehen با مصدر پایانی است؛ اسمِ مکان مفعول فعل دوم است.
an einem Ort bleiben wollen
bleiben مصدر دوم است؛ zu Hause قید مکان است و به مصدر zu اضافه نمیکند.
einen Plan oder eine Situation ändern wollen
wollen + ändern، مصدر پایانی است؛ den Plan مفعول ändern است.
eine Antwort oder Tatsache wissen wollen
wissen مصدر است و در جملهٔ وابستهٔ warum فعل صرفشده به پایان میرود.
mit jemandem sprechen wollen
mit + Dativ: mit dir؛ sollen به معنی الزام یا توصیه با wollen فرق دارد.
an einer Aktivität teilnehmen oder einer Gruppe beitreten wollen
beitreten + Dativ و teilnehmen an + Dativ هستند؛ wollen فقط وجهی است.
jemandem freiwillig helfen wollen
helfen + Dativ: meinem Nachbarn و meiner Freundin؛ wollen + مصدر بدون zu است.
eine Frage mit einer höflichen Wunschform einleiten
ich wollte fragen نرمکنندهٔ درخواست است؛ ich möchte از mögen میآید، نه صرف wollen.
behaupten, etwas getan oder erlebt zu haben (distanzierte Wiedergabe)
wollen + Perfektinfinitiv در نقل ادعای شخص سوم ممکن است تردیدِ گزارشگر را نشان دهد؛ EN claim و FA ادعا کردن دقیقترند.
یک لیوان آب میخواهم، لطفاً.
چیزی را خواستناو دفتر آبی را میخواهد، نه سبز را.
چیزی را خواستنچای بیشتری میخواهی؟
چیزی را خواستنمیخواهم الان به خانه بروم.
خواستن انجام کاری توسط خود شخصآنها میخواستند پیش از غروب راه بیفتند.
خواستن انجام کاری توسط خود شخصمیخواهی امشب فیلمی ببینی؟
خواستن انجام کاری توسط خود شخصمیخواهم فردا بیایی.
خواستن انجام کاری توسط شخص دیگراو میخواهد برادرش به او زنگ بزند.
خواستن انجام کاری توسط شخص دیگرمیخواستیم تیم بهموقع برسد.
خواستن انجام کاری توسط شخص دیگرمیخواهم روزی در خارج درس بخوانم.
آرزوی رسیدن به هدف بلندمدتاو همیشه میخواسته ویولن یاد بگیرد.
آرزوی رسیدن به هدف بلندمدتمیخواهیم آیندهٔ بهتری برای فرزندانمان بسازیم.
آرزوی رسیدن به هدف بلندمدتبعد از درگیری صلح میخواهیم.
خواستن یک نتیجه یا وضعیتمیخواهم اوضاع زودتر بهتر شود.
خواستن یک نتیجه یا وضعیتهمه نتیجهای عادلانه میخواهند.
خواستن یک نتیجه یا وضعیتاگر خالی باشد، صندلی کنار پنجره را میخواهم.
از میان گزینهها انتخاب مشخصی را خواستناو کیف کوچکتر را میخواهد، نه بزرگتر را.
از میان گزینهها انتخاب مشخصی را خواستنقهوهٔ بیشتری میخواهی؟
خواستن مقدار یا فرصت بیشترمیخواهیم کمی بیشتر با هم وقت بگذرانیم.
خواستن مقدار یا فرصت بیشترمیخواهم امسال اسپانیایی یاد بگیرم.
به یادگیری مهارت یا زبان میل داشتنبرادرم میخواهد آشپزی یاد بگیرد.
به یادگیری مهارت یا زبان میل داشتنمیخواهم امروز زودتر از دفتر بروم.
میل داشتن به ترک مکان یا موقعیتآنها میخواستند پیش از نیمهشب از مهمانی بروند.
میل داشتن به ترک مکان یا موقعیتمیخواهم کمی بیشتر اینجا بمانم.
میل داشتن به ماندن در جاییاو میخواست آخر هفته در خانه بماند.
میل داشتن به ماندن در جاییمیخواهم ساعت جلسهمان را عوض کنم.
خواستن تغییر در برنامه یا وضعیتآنها برای آخر هفته برنامهٔ دیگری میخواهند.
خواستن تغییر در برنامه یا وضعیتمیخواهم بدانم چرا قطار تأخیر دارد.
از روی کنجکاوی خواستنِ دانستن چیزیاو میخواهد قیمت نهایی را بداند.
از روی کنجکاوی خواستنِ دانستن چیزیمیخواهم بعد از کلاس با تو حرف بزنم.
تمایل داشتن به گفتوگو با کسیاو میخواهد با مدیر صحبت کند.
تمایل داشتن به گفتوگو با کسیمیخواهم عضو باشگاه کتابخوانی شوم.
خواستن شرکت در فعالیت یا گروهآنها میخواهند در کارگاه شرکت کنند.
خواستن شرکت در فعالیت یا گروهمیخواهم به همسایهام کمک کنم جعبهها را ببرد.
تمایل داشتن به کمک کردن به دیگرانمیخواهیم در مرکز محله کمک کنیم.
تمایل داشتن به کمک کردن به دیگرانمیخواستم بپرسم اتاق خالی است یا نه.
خواستنِ مؤدبانهٔ پرسیدن یا درخواست کوتاهفقط میخواستم بدانم فردا وقت داری یا نه.
خواستنِ مؤدبانهٔ پرسیدن یا درخواست کوتاهاو ادعا میکند از آن خبر نداشته است.
ادعا کردنِ وقوع یا آگاهی از چیزیاو مدعی است که آن مرد را دیروز دیده است.
ادعا کردنِ وقوع یا آگاهی از چیزیIch will ein Glas Wasser, bitte.
یک لیوان آب میخواهم، لطفاً.
Ich will nach Hause gehen.
میخواهم به خانه بروم.
Ich will, dass du morgen kommst.
میخواهم فردا بیایی.
Wir wollen im Ausland studieren.
میخواهیم در خارج تحصیل کنیم.
Wir wollen Frieden für alle.
برای همه صلح میخواهیم.
Ich will den kleineren, bitte.
لطفاً آن کوچکتر را میخواهم.
Ich will noch etwas Suppe.
کمی سوپ بیشتر میخواهم.
Ich will eine neue Sprache lernen.
میخواهم زبان جدیدی یاد بگیرم.
Ich will morgen früher gehen.
میخواهم فردا زودتر بروم.
Ich will heute Abend zu Hause bleiben.
میخواهم امشب در خانه بمانم.
Ich will den Plan etwas ändern.
میخواهم برنامه را کمی تغییر بدهم.
Ich will wissen, warum du gegangen bist.
میخواهم بدانم چرا رفتی.
Ich will unter vier Augen mit dir sprechen.
میخواهم خصوصی با تو صحبت کنم.
Ich will der Gruppe nächste Woche beitreten.
میخواهم هفتهٔ آینده به گروه بپیوندم.
Ich will meiner Freundin heute helfen.
میخواهم امروز به دوستم کمک کنم.
Ich wollte dich etwas fragen.
میخواستم چیزی از تو بپرسم.
Er will den Unfall gesehen haben.
او ادعا میکند تصادف را دیده است.
Ich will diese Aufgabe unbedingt schaffen.
خیلی میخواهم از پس این کار بربیایم.
Ich will heute nicht weggehen.
امروز نمیخواهم بیرون بروم.