«پرداخت کردنِ هزینه» روی پول تأکید دارد؛ «خریدن بلیت» روی گرفتن بلیت.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
دادن مبلغی که برای کالا یا خدمت تعیین شده است
«پرداخت کردنِ هزینه» روی پول تأکید دارد؛ «خریدن بلیت» روی گرفتن بلیت.
دادن دستمزد یا حقالزحمه به یک شخص
در گفتار روزمره «پول دادن» هم طبیعی است؛ «پرداختکردن» رسمیتر است.
دادن پولی که از پیش بدهکار بودهایم
«بازپرداختکردن وام» برای برگرداندن مبلغِ قرضگرفتهشده کاربرد ویژهای دارد.
متوجه زیان یا مجازاتی شدن که نتیجهٔ یک کار یا تصمیم است
«تاوان دادن» هم طبیعی است، اما صورت «بهای اشتباه را پرداخت کردن» با خود فعل سرواژه ساخته میشود.
هزینهٔ ارسال را پرداخت کردم.
هزینهٔ ارسال را پرداخت کردم.
امکان پرداخت با کارت وجود دارد.
امکان پرداخت با کارت وجود دارد.
کرایه را نقدی پرداخت کردم.
کرایه را نقدی پرداخت کردم.
قبض آب را پرداخت کردی؟
قبض آب را پرداخت کردی؟
بدهیاش را بهموقع پرداخت کرد.
بدهیاش را بهموقع پرداخت کرد.
باید مالیات امسال را پرداخت کنم.
باید مالیات امسال را پرداخت کنم.
دیروز جریمهٔ رانندگی را پرداخت کرد.
دیروز جریمهٔ رانندگی را پرداخت کرد.
هزینهٔ گوشی را اقساطی پرداخت کردیم.
هزینهٔ گوشی را اقساطی پرداخت کردیم.
هزینهٔ رزرو را پیشاپیش پرداخت کردم.
هزینهٔ رزرو را پیشاپیش پرداخت کردم.
بهای آن تصمیم را همه پرداخت کردیم.
بهای آن تصمیم را همه پرداخت کردیم.
هزینهٔ سفر را از جیب خودش پرداخت کرد.
هزینهٔ سفر را از جیب خودش پرداخت کرد.
شرکت حقوق کارمندان را بهموقع پرداخت میکند.
شرکت حقوق کارمندان را بهموقع پرداخت میکند.
بیمه بخشی از خسارت را پرداخت کرد.
بیمه بخشی از خسارت را پرداخت کرد.
«پرداختکردن» یعنی دادن پولِ کالا، خدمت، قبض یا بدهی. برای خودِ تهیهٔ کالا معمولاً «خریدن» دقیقتر است.
دادن مبلغی که برای کالا یا خدمت تعیین شده است
«پرداخت کردنِ هزینه» روی پول تأکید دارد؛ «خریدن بلیت» روی گرفتن بلیت.
دادن دستمزد یا حقالزحمه به یک شخص
در گفتار روزمره «پول دادن» هم طبیعی است؛ «پرداختکردن» رسمیتر است.
دادن پولی که از پیش بدهکار بودهایم
«بازپرداختکردن وام» برای برگرداندن مبلغِ قرضگرفتهشده کاربرد ویژهای دارد.
هزینهٔ بلیت را آنلاین پرداخت کردم.
پرداخت بهای کالا یا صورتحسابمیتوانم با کارت پرداخت کنم؟
پرداخت بهای کالا یا صورتحسابما هر ماه اجاره را پرداخت میکنیم.
پرداخت بهای کالا یا صورتحسابشرکت حقوق کارکنان را آخر ماه پرداخت میکند.
به کسی برای کار یا خدمت پول دادندستمزد تعمیرکار را نقدی پرداخت کردیم.
به کسی برای کار یا خدمت پول دادنحقالتدریس معلم را دیروز پرداخت کردیم.
به کسی برای کار یا خدمت پول دادنباید امروز قبض برق را پرداخت کنم.
بدهی را تسویهکردنتمام بدهیام را پرداخت کردم.
بدهی را تسویهکردنهنوز قبض اینترنت را پرداخت نکردهایم.
بدهی را تسویهکردناو بهای اشتباهش را با از دست دادن شغلش پرداخت کرد.
بهای اشتباه یا تصمیمی را با پیامدهایش پرداخت کردننسل بعد تاوان این تصمیم را پرداخت خواهد کرد.
بهای اشتباه یا تصمیمی را با پیامدهایش پرداخت کردنهزینهٔ ارسال را پرداخت کردم.
هزینهٔ ارسال را پرداخت کردم.
امکان پرداخت با کارت وجود دارد.
امکان پرداخت با کارت وجود دارد.
کرایه را نقدی پرداخت کردم.
کرایه را نقدی پرداخت کردم.
قبض آب را پرداخت کردی؟
قبض آب را پرداخت کردی؟
بدهیاش را بهموقع پرداخت کرد.
بدهیاش را بهموقع پرداخت کرد.
باید مالیات امسال را پرداخت کنم.
باید مالیات امسال را پرداخت کنم.
دیروز جریمهٔ رانندگی را پرداخت کرد.
دیروز جریمهٔ رانندگی را پرداخت کرد.
هزینهٔ گوشی را اقساطی پرداخت کردیم.
هزینهٔ گوشی را اقساطی پرداخت کردیم.
هزینهٔ رزرو را پیشاپیش پرداخت کردم.
هزینهٔ رزرو را پیشاپیش پرداخت کردم.
بهای آن تصمیم را همه پرداخت کردیم.
بهای آن تصمیم را همه پرداخت کردیم.
هزینهٔ سفر را از جیب خودش پرداخت کرد.
هزینهٔ سفر را از جیب خودش پرداخت کرد.
شرکت حقوق کارمندان را بهموقع پرداخت میکند.
شرکت حقوق کارمندان را بهموقع پرداخت میکند.
بیمه بخشی از خسارت را پرداخت کرد.
بیمه بخشی از خسارت را پرداخت کرد.