pagar la cuenta و pagar el alquiler مفعول مستقیم دارند؛ pagar por algo نیز در بافت قیمتدادن کاربرد دارد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
entregar dinero por algo o saldar una cuenta
pagar la cuenta و pagar el alquiler مفعول مستقیم دارند؛ pagar por algo نیز در بافت قیمتدادن کاربرد دارد.
dar dinero a alguien por su trabajo o servicio
برای مفعول انسانی، حرف اضافهٔ a لازم است: pagar al mecánico.
satisfacer una deuda pendiente
pagar una deuda و devolver dinero prestado میتوانند در موقعیت بدهی نزدیک باشند، اما همیشه معادل نیستند.
sufrir las consecuencias negativas de un error o una decisión
pagar caro یک عبارت مجازی است؛ منظور پرداخت قیمت کالا نیست.
Voy a pagar la cuenta.
میخواهم صورتحساب را پرداخت کنم.
Aquí puedes pagar con tarjeta.
اینجا میتوانی با کارت پرداخت کنی.
Pagaron en efectivo.
آنها نقدی پرداخت کردند.
Pagamos el alquiler el primero de mes.
روز اول ماه اجاره را میپردازیم.
Quiero pagar mi deuda esta semana.
میخواهم این هفته بدهیام را پرداخت کنم.
Tenemos que pagar impuestos cada año.
باید هر سال مالیات بپردازیم.
Pagó una multa de tráfico.
جریمهٔ رانندگی پرداخت کرد.
Puedo pagar el portátil a plazos.
میتوانم هزینهٔ لپتاپ را قسطی پرداخت کنم.
Tuvimos que pagar por adelantado.
مجبور شدیم پیشاپیش پرداخت کنیم.
Pagaron caro aquel error.
تاوان آن اشتباه را سنگین دادند.
Al final, los niños pagaron el pato.
در نهایت بچهها چوب اشتباه دیگران را خوردند.
Debo pagar la matrícula mañana.
باید فردا شهریه را بپردازم.
Pagó la reparación de su bolsillo.
هزینهٔ تعمیر را از جیب خودش داد.
pagar برای پرداخت پول، تسویهٔ قبض و دادن دستمزد به کسی به کار میرود. در گذشتهٔ سادهٔ اولشخص، برای حفظ صدای /g/ شکل pagué نوشته میشود.
entregar dinero por algo o saldar una cuenta
pagar la cuenta و pagar el alquiler مفعول مستقیم دارند؛ pagar por algo نیز در بافت قیمتدادن کاربرد دارد.
dar dinero a alguien por su trabajo o servicio
برای مفعول انسانی، حرف اضافهٔ a لازم است: pagar al mecánico.
satisfacer una deuda pendiente
pagar una deuda و devolver dinero prestado میتوانند در موقعیت بدهی نزدیک باشند، اما همیشه معادل نیستند.
sufrir las consecuencias negativas de un error o una decisión
pagar caro یک عبارت مجازی است؛ منظور پرداخت قیمت کالا نیست.
بعد از شام صورتحساب را پرداخت کردیم.
پرداخت قیمت یا صورتحسابمیتوانم با کارت پرداخت کنم؟
پرداخت قیمت یا صورتحسابهر ماه اجاره را پرداخت میکنم.
پرداخت قیمت یا صورتحساببرای تعمیر به مکانیک پول دادم.
به شخصی برای کارش پول دادنشرکت آخر ماه به کارکنانش حقوق میدهد.
به شخصی برای کارش پول دادنآیا بابت کلاسها به تو پول دادند؟
به شخصی برای کارش پول دادنباید امروز این قبض را پرداخت کنم.
بدهی را تسویهکردنبدهی را قبلاً پرداخت کردم.
بدهی را تسویهکردنهنوز صورتحساب را پرداخت نکردهایم.
بدهی را تسویهکردناو تاوان اشتباهش را سنگین داد.
تاوان اشتباه را دادنهمهٔ ما تاوان پیامدهای آن تصمیم را دادیم.
تاوان اشتباه را دادنVoy a pagar la cuenta.
میخواهم صورتحساب را پرداخت کنم.
Aquí puedes pagar con tarjeta.
اینجا میتوانی با کارت پرداخت کنی.
Pagaron en efectivo.
آنها نقدی پرداخت کردند.
Pagamos el alquiler el primero de mes.
روز اول ماه اجاره را میپردازیم.
Quiero pagar mi deuda esta semana.
میخواهم این هفته بدهیام را پرداخت کنم.
Tenemos que pagar impuestos cada año.
باید هر سال مالیات بپردازیم.
Pagó una multa de tráfico.
جریمهٔ رانندگی پرداخت کرد.
Puedo pagar el portátil a plazos.
میتوانم هزینهٔ لپتاپ را قسطی پرداخت کنم.
Tuvimos que pagar por adelantado.
مجبور شدیم پیشاپیش پرداخت کنیم.
Pagaron caro aquel error.
تاوان آن اشتباه را سنگین دادند.
Al final, los niños pagaron el pato.
در نهایت بچهها چوب اشتباه دیگران را خوردند.
Debo pagar la matrícula mañana.
باید فردا شهریه را بپردازم.
Pagó la reparación de su bolsillo.
هزینهٔ تعمیر را از جیب خودش داد.