حرف اضافهٔ «از» ابزار استفادهشده را معرفی میکند.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
از وسیلهای برای انجام کار مشخص کمکگرفتن
حرف اضافهٔ «از» ابزار استفادهشده را معرفی میکند.
بهکاربردن نرمافزار، رایانه یا وبسایت
«با استفاده از» و «از ... استفاده کردن» هر دو طبیعیاند.
انتخاب و به کار گرفتن روشی برای رسیدن به هدف
استفاده از روش، اجرای کار را توضیح نمیدهد؛ به ابزار ذهنی یا راهکار اشاره دارد.
انتخاب واژه و استفاده از آن در گفتار یا متن
برای نوشتار میتوان «به کار بردن» را هم به جای «استفاده کردن» آورد.
از کسی ناعادلانه سود بردن
«سوءاستفاده کردن» برای معنای منفی صریحتر است؛ استفاده کردن از کسی همیشه الزاماً منفی نیست.
مادهای را برای هدف یا ساخت محصولی به کار گرفتن
«از کاغذ استفاده کردن» با «کاغذ را تمام کردن» فرق دارد.
کدی را برای کمشدن مبلغ خرید به کار گرفتن
«از کد تخفیف استفاده کردن» هممعنی اعمالکردن آن است.
بهرهگیری از خدمات حملونقل عمومی برای سفر
«از مترو استفاده کردن» با «مترو راندن» فرق دارد.
از چیزی بهعنوان جایگزین یا وسیلهای با کارکرد دیگر استفاده کردن
در این بافت «از ... بهعنوان ... استفاده کردن» ساخت طبیعی است.
انتخاب شیوهٔ بیان رسمی، مؤدبانه یا ساده
«از زبان مؤدبانه استفاده کردن» با «از یک واژه استفاده کردن» تفاوت دامنه دارد.
استفاده از منابع انرژی در کار یا زندگی روزمره
در فارسی «از برق استفاده کردن» طبیعی است؛ «برق مصرف کردن» بر مقدار تأکید دارد.
بهکارگیری دانش یا توانایی در عمل
«از مهارت خود استفاده کردن» دربارهٔ توانایی است، نه وسیلهٔ فیزیکی.
از فرصت موجود برای کاری استفاده کردن
«از فرصت استفاده کردن» طبیعی است؛ «فرصت را استفاده کردن» کمتر طبیعی است.
از حقی مانند رأیدادن یا درخواست بازبینی استفاده کردن
در فارسی «از حق خود استفاده کردن» طبیعی است؛ با استفاده از ابزار یکی نیست.
برای تعمیر از این ابزار استفاده کن.
برای تعمیر از این ابزار استفاده کن.
هر روز از این برنامه استفاده میکنم.
هر روز از این برنامه استفاده میکنم.
او از روش تازهای استفاده کرد.
او از روش تازهای استفاده کرد.
در جملهات از این واژه استفاده کن.
در جملهات از این واژه استفاده کن.
او از همکارش برای منفعت خودش استفاده کرد.
او از همکارش برای منفعت خودش استفاده کرد.
برای جلد دفتر از کاغذ بازیافتی استفاده کردیم.
برای جلد دفتر از کاغذ بازیافتی استفاده کردیم.
هنگام پرداخت از کد تخفیف استفاده کن.
هنگام پرداخت از کد تخفیف استفاده کن.
برای رسیدن به دانشگاه از مترو استفاده میکنم.
برای رسیدن به دانشگاه از مترو استفاده میکنم.
از جعبه بهعنوان میز کوچک استفاده کردیم.
از جعبه بهعنوان میز کوچک استفاده کردیم.
در نامه از زبان رسمی استفاده کن.
در نامه از زبان رسمی استفاده کن.
با این دستگاه از برق کمتری استفاده میکنیم.
با این دستگاه از برق کمتری استفاده میکنیم.
برای کمک به تیم از مهارتت استفاده کن.
برای کمک به تیم از مهارتت استفاده کن.
از این فرصت برای یادگرفتن استفاده کن.
از این فرصت برای یادگرفتن استفاده کن.
او از حق رأی خود استفاده کرد.
او از حق رأی خود استفاده کرد.
لطفاً از ورودی اصلی استفاده کنید.
لطفاً از ورودی اصلی استفاده کنید.
در پیادهروی از کرم ضدآفتاب استفاده میکنم.
در پیادهروی از کرم ضدآفتاب استفاده میکنم.
از زمان آزادم برای مطالعه استفاده میکنم.
از زمان آزادم برای مطالعه استفاده میکنم.
«استفاده کردن» یعنی چیزی را برای هدفی به کار گرفتن؛ از ابزار، برنامه، روش یا واژه استفاده میکنیم. در کاربردِ منفی نسبت به انسان، معمولاً ترکیب «سوءاستفاده کردن» دقیقتر است.
از وسیلهای برای انجام کار مشخص کمکگرفتن
حرف اضافهٔ «از» ابزار استفادهشده را معرفی میکند.
بهکاربردن نرمافزار، رایانه یا وبسایت
«با استفاده از» و «از ... استفاده کردن» هر دو طبیعیاند.
انتخاب و به کار گرفتن روشی برای رسیدن به هدف
استفاده از روش، اجرای کار را توضیح نمیدهد؛ به ابزار ذهنی یا راهکار اشاره دارد.
انتخاب واژه و استفاده از آن در گفتار یا متن
برای نوشتار میتوان «به کار بردن» را هم به جای «استفاده کردن» آورد.
از کسی ناعادلانه سود بردن
«سوءاستفاده کردن» برای معنای منفی صریحتر است؛ استفاده کردن از کسی همیشه الزاماً منفی نیست.
مادهای را برای هدف یا ساخت محصولی به کار گرفتن
«از کاغذ استفاده کردن» با «کاغذ را تمام کردن» فرق دارد.
کدی را برای کمشدن مبلغ خرید به کار گرفتن
«از کد تخفیف استفاده کردن» هممعنی اعمالکردن آن است.
بهرهگیری از خدمات حملونقل عمومی برای سفر
«از مترو استفاده کردن» با «مترو راندن» فرق دارد.
از چیزی بهعنوان جایگزین یا وسیلهای با کارکرد دیگر استفاده کردن
در این بافت «از ... بهعنوان ... استفاده کردن» ساخت طبیعی است.
انتخاب شیوهٔ بیان رسمی، مؤدبانه یا ساده
«از زبان مؤدبانه استفاده کردن» با «از یک واژه استفاده کردن» تفاوت دامنه دارد.
استفاده از منابع انرژی در کار یا زندگی روزمره
در فارسی «از برق استفاده کردن» طبیعی است؛ «برق مصرف کردن» بر مقدار تأکید دارد.
بهکارگیری دانش یا توانایی در عمل
«از مهارت خود استفاده کردن» دربارهٔ توانایی است، نه وسیلهٔ فیزیکی.
از فرصت موجود برای کاری استفاده کردن
«از فرصت استفاده کردن» طبیعی است؛ «فرصت را استفاده کردن» کمتر طبیعی است.
برای کشیدن خط صاف از خطکش استفاده کن.
بهکاربردن ابزار یا وسیلهاو برای بریدن میوه از چاقوی کوچکی استفاده کرد.
بهکاربردن ابزار یا وسیلهمیتوانم یک دقیقه از خودکارت استفاده کنم؟
بهکاربردن ابزار یا وسیلهاز این برنامه برای یادگرفتن واژههای تازه استفاده میکنم.
استفاده از برنامه یا ابزار دیجیتالبا استفاده از نقشهٔ گوشی ایستگاه را پیدا کردیم.
استفاده از برنامه یا ابزار دیجیتالبلدی از این وبسایت استفاده کنی؟
استفاده از برنامه یا ابزار دیجیتالبرای بهخاطر سپردن اسمها از روشی ساده استفاده میکنیم.
بهکاربردن روش یا راهکارمعلم در کلاس از روش تازهای استفاده کرد.
بهکاربردن روش یا راهکاردر تمرین بعدی از این راهکار استفاده کن.
بهکاربردن روش یا راهکاراز این واژه در یک جمله استفاده کن.
بهکاربردن واژه یا عبارتاو در ایمیلش از عبارتی رسمی استفاده کرد.
بهکاربردن واژه یا عبارتدر نامهٔ رسمی از آن عبارت استفاده نکن.
بهکاربردن واژه یا عبارتاو برای رسیدن به آن شغل از دوستش استفاده کرد.
استفادهٔ ابزاری از انسان برای نفع شخصینباید از اعتماد دیگران برای منفعت خودمان استفاده کنیم.
استفادهٔ ابزاری از انسان برای نفع شخصیاو فهمید همکارش دارد از او استفاده میکند.
استفادهٔ ابزاری از انسان برای نفع شخصیبرای کارتها از کاغذ بازیافتی استفاده میکنیم.
بهکاربردن ماده یا جنس در کاریبرای پاککردن صفحه از دستمال نرم استفاده کن.
بهکاربردن ماده یا جنس در کاریهنگام پرداخت از این کد تخفیف استفاده کن.
اعمال کد تخفیف هنگام خریددیروز از یک کوپن خرید استفاده کردم.
اعمال کد تخفیف هنگام خریدبرای رفتن به محل کار از حملونقل عمومی استفاده میکنیم.
با اتوبوس، مترو یا وسیلهٔ عمومی رفتوآمد کردنبرای رسیدن به موزه میتوانی از مترو استفاده کنی.
با اتوبوس، مترو یا وسیلهٔ عمومی رفتوآمد کردناز این اتاق بهعنوان استودیو استفاده میکنیم.
بهکارگیری چیزی بهعنوان نقش دیگریاو از یک جعبهٔ قدیمی بهعنوان میز استفاده کرد.
بهکارگیری چیزی بهعنوان نقش دیگریدر ایمیلت از زبان محترمانه استفاده کن.
استفاده از لحن یا زبان مناسب با مخاطببرای توضیح موضوع از زبان ساده استفاده کرد.
استفاده از لحن یا زبان مناسب با مخاطبدر خانه برای روشنایی از برق استفاده میکنیم.
بهکاربردن برق یا انرژی برای هدف مشخصباید در خانه از انرژی کمتری استفاده کنیم.
بهکاربردن برق یا انرژی برای هدف مشخصبرای کمک به بازدیدکنندگان از مهارت زبانیات استفاده کن.
از تجربه و مهارت برای انجام کاری بهره گرفتناو برای حل مشکل از تجربهاش استفاده کرد.
از تجربه و مهارت برای انجام کاری بهره گرفتناز این فرصت برای پرسیدن سؤال استفاده کن.
فرصت پیشآمده را غنیمت شمردناز بعدازظهر آزاد برای دیدن موزه استفاده کردیم.
فرصت پیشآمده را غنیمت شمردناو از حق رأی خود استفاده کرد.
حق یا اختیار قانونی را اعمال کردنمیتوانی از حق قانونی خود برای اعتراض استفاده کنی.
حق یا اختیار قانونی را اعمال کردنبرای تعمیر از این ابزار استفاده کن.
برای تعمیر از این ابزار استفاده کن.
هر روز از این برنامه استفاده میکنم.
هر روز از این برنامه استفاده میکنم.
او از روش تازهای استفاده کرد.
او از روش تازهای استفاده کرد.
در جملهات از این واژه استفاده کن.
در جملهات از این واژه استفاده کن.
او از همکارش برای منفعت خودش استفاده کرد.
او از همکارش برای منفعت خودش استفاده کرد.
برای جلد دفتر از کاغذ بازیافتی استفاده کردیم.
برای جلد دفتر از کاغذ بازیافتی استفاده کردیم.
هنگام پرداخت از کد تخفیف استفاده کن.
هنگام پرداخت از کد تخفیف استفاده کن.
برای رسیدن به دانشگاه از مترو استفاده میکنم.
برای رسیدن به دانشگاه از مترو استفاده میکنم.
از جعبه بهعنوان میز کوچک استفاده کردیم.
از جعبه بهعنوان میز کوچک استفاده کردیم.
در نامه از زبان رسمی استفاده کن.
در نامه از زبان رسمی استفاده کن.
با این دستگاه از برق کمتری استفاده میکنیم.
با این دستگاه از برق کمتری استفاده میکنیم.
برای کمک به تیم از مهارتت استفاده کن.
برای کمک به تیم از مهارتت استفاده کن.
از این فرصت برای یادگرفتن استفاده کن.
از این فرصت برای یادگرفتن استفاده کن.
او از حق رأی خود استفاده کرد.
او از حق رأی خود استفاده کرد.
لطفاً از ورودی اصلی استفاده کنید.
لطفاً از ورودی اصلی استفاده کنید.
در پیادهروی از کرم ضدآفتاب استفاده میکنم.
در پیادهروی از کرم ضدآفتاب استفاده میکنم.
از زمان آزادم برای مطالعه استفاده میکنم.
از زمان آزادم برای مطالعه استفاده میکنم.