trabajar en معمولاً محل یا حوزهٔ کار را میرساند؛ trabajar como برای شغل یا نقش کاربرد دارد.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
tener un empleo o desempeñar una actividad laboral
trabajar en معمولاً محل یا حوزهٔ کار را میرساند؛ trabajar como برای شغل یا نقش کاربرد دارد.
dedicar tiempo y esfuerzo a una tarea o proyecto
trabajar en un proyecto را میتوان «روی پروژه کار کردن» ترجمه کرد؛ کار پروژهای الزاماً به معنی شغل دائمی نیست.
trabajar در اسپانیایی معمولاً دربارهٔ کار شغلی یا وقت و تلاش گذاشتن برای یک وظیفه است. برای «کار کردنِ دستگاه» معمولاً funcionar و برای «درس خواندن» estudiar طبیعیترند.
tener un empleo o desempeñar una actividad laboral
trabajar en معمولاً محل یا حوزهٔ کار را میرساند؛ trabajar como برای شغل یا نقش کاربرد دارد.
dedicar tiempo y esfuerzo a una tarea o proyecto
trabajar en un proyecto را میتوان «روی پروژه کار کردن» ترجمه کرد؛ کار پروژهای الزاماً به معنی شغل دائمی نیست.
من در یک دفتر کوچک کار میکنم.
کار کردن در یک شغل یا حرفهبرادرم بهعنوان آشپز کار میکند.
کار کردن در یک شغل یا حرفهشنبهها کار میکنی؟
کار کردن در یک شغل یا حرفهما داریم روی پروژهای جدید کار میکنیم.
روی کار یا پروژهای وقت گذاشتنامروز خیلی روی گزارش کار کردم.
روی کار یا پروژهای وقت گذاشتنMi prima trabaja en una oficina.
دخترعمویم در یک دفتر کار میکند.
Él trabaja como médico.
او بهعنوان پزشک کار میکند.
Hoy trabajo desde casa.
امروز از خانه کار میکنم.
Nos gusta trabajar en equipo.
دوست داریم گروهی کار کنیم.
Trabajamos en un proyecto nuevo.
ما روی پروژهای جدید کار میکنیم.