برای محل کار معمولاً work at و برای شغل یا نقش work as به کار میرود. work for a company یعنی برای آن شرکت کار کردن.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
to have a job and do the duties it involves
برای محل کار معمولاً work at و برای شغل یا نقش work as به کار میرود. work for a company یعنی برای آن شرکت کار کردن.
to use time and effort to complete a task or achieve something
در work on something، تمرکز بر انجام یا پیش بردن یک کار است و الزاماً معنی شغلِ پولی ندارد.
to operate or function as intended
در انگلیسی work برای درست عمل کردنِ دستگاه رایج است؛ در اسپانیایی، فرانسوی و آلمانی معادل عمومیِ دستگاه معمولاً فعل دیگری است.
to have the result that was wanted
اگر دربارهٔ روش یا پیشنهاد صحبت میکنیم، work اغلب به معنی «جواب دادن» است، نه شاغل بودن.
work در انگلیسی میتواند یعنی شغل داشتن یا وقت گذاشتن برای انجام یک کار. دربارهٔ دستگاهها و راهحلها هم یعنی «کار کردن» یا «نتیجه دادن». work هم فعل است و هم اسم؛ این مدخل کاربرد فعلی آن را توضیح میدهد.
to have a job and do the duties it involves
برای محل کار معمولاً work at و برای شغل یا نقش work as به کار میرود. work for a company یعنی برای آن شرکت کار کردن.
to use time and effort to complete a task or achieve something
در work on something، تمرکز بر انجام یا پیش بردن یک کار است و الزاماً معنی شغلِ پولی ندارد.
to operate or function as intended
در انگلیسی work برای درست عمل کردنِ دستگاه رایج است؛ در اسپانیایی، فرانسوی و آلمانی معادل عمومیِ دستگاه معمولاً فعل دیگری است.
to have the result that was wanted
اگر دربارهٔ روش یا پیشنهاد صحبت میکنیم، work اغلب به معنی «جواب دادن» است، نه شاغل بودن.
من در یک بیمارستان کار میکنم.
شاغل بودن یا کار کردن در یک شغلاو بهعنوان معلم کار میکند.
شاغل بودن یا کار کردن در یک شغلپدرم هفتهای دو روز از خانه کار میکند.
شاغل بودن یا کار کردن در یک شغلما روی پروژه با هم کار کردیم.
برای انجام کاری وقت و تلاش صرف کردناو دارد روی یک طرح جدید کار میکند.
برای انجام کاری وقت و تلاش صرف کردنگوشی من کار نمیکند.
کار کردن دستگاه یا برنامهاین چاپگر هنوز کار میکند؟
کار کردن دستگاه یا برنامهاین برنامه خوب جواب داد.
مؤثر بودن یا جواب دادنِ روشایدهٔ اول جواب نداد.
مؤثر بودن یا جواب دادنِ روشMy sister works at a hospital.
خواهرم در بیمارستان کار میکند.
He works as a teacher.
او بهعنوان معلم کار میکند.
I work from home on Fridays.
جمعهها از خانه کار میکنم.
We are working on a small project.
ما داریم روی یک پروژهٔ کوچک کار میکنیم.
Can you make this old radio work?
میتوانی کاری کنی این رادیوی قدیمی کار کند؟