indefinido یا imperfecto؟
این صفحه مرجع این contrast در مسیر اسپانیایی A2 است.
هر دو زمان دربارهی گذشتهاند، اما در یک روایت کوتاه نقش یکسانی ندارند.
Hacía frío y estaba oscuro.
هوا سرد بود و تاریک بود.
De repente empezó a llover.
ناگهان باران شروع شد.
جملهی اول صحنه و وضعیت را میسازد؛ جملهی دوم یک رویداد اصلی و مشخص را وارد روایت میکند.
برای تمرین این تفاوت در یک خاطرهی واقعی، درس اسپانیایی A2 «یه خاطره تعریف کن» را ببین.
ایدهی اصلی
imperfecto
معمولاً برای:
- عادت در گذشته؛
- توصیف و پسزمینه؛
- وضعیت یا عمل در جریان؛
- سن، زمان و آبوهوا در صحنه.
indefinido
معمولاً برای:
- اتفاق اصلی و تمامشده؛
- شروع یا پایان یک رویداد؛
- چند رویداد اصلی پشت سر هم.
صحنه در برابر اتفاق
پسزمینه:
Era de noche.
شب بود.
Había poca gente en la calle.
آدم کمی در خیابان بود.
Hacía mucho viento.
باد زیادی میآمد.
بعد رویداد اصلی:
De repente oí un ruido.
ناگهان صدایی شنیدم.
Abrí la puerta.
در را باز کردم.
Vi a un perro.
یک سگ دیدم.
برای انتخاب پایه از خودت بپرس:
دارم میگویم «اوضاع چطور بود؟» یا «چه اتفاقی افتاد؟»
- «اوضاع چطور بود؟» → معمولاً
imperfecto - «چه اتفاقی افتاد؟» → معمولاً
indefinido
عادت در برابر یک اتفاق مشخص
Cuando era niño, jugaba al fútbol todos los días.
وقتی بچه بودم هر روز فوتبال بازی میکردم.
Ayer jugué al fútbol.
دیروز فوتبال بازی کردم.
اولی عادت گذشته است؛ دومی یک رویداد مشخص و تمامشده.
عمل در جریان + اتفاق جدید
Mientras esperaba el autobús, empezó a llover.
وقتی منتظر اتوبوس بودم، باران شروع شد.
Mientras cocinábamos, sonó el teléfono.
وقتی آشپزی میکردیم، تلفن زنگ خورد.
الگوی رایج در این مثالها:
- عمل در جریان →
imperfecto - اتفاق جدید →
indefinido
mientras خودش یک قانون مطلق نیست؛ چیزی که مهم است نقش عمل در جمله است.
cuando خودش زمان را انتخاب نمیکند
عادت:
Cuando vivía en Madrid, iba andando al trabajo.
وقتی مادرید زندگی میکردم، پیاده سر کار میرفتم.
دو اتفاق مشخص:
Cuando llegué a casa, llamé a Marta.
وقتی رسیدم خانه، به مارتا زنگ زدم.
پس فقط با دیدن cuando نمیتوانی زمان را انتخاب کنی؛ باید ببینی جمله عادت/پسزمینه است یا رویداد مشخص.
de repente و رویداد اصلی
Estábamos cenando cuando, de repente, se apagó la luz.
داشتیم شام میخوردیم که ناگهان برق رفت.
estábamos cenando→ وضعیت در جریانse apagó→ رویداد اصلی
de repente خیلی وقتها یک رویداد تازه را برجسته میکند، ولی باز هم نقش جمله مهمتر از خود کلمه است.
دو عمل همزمان در پسزمینه
گاهی هر دو عمل در جریاناند:
Mientras yo estudiaba, Ana escuchaba música.
وقتی من درس میخواندم، آنا موسیقی گوش میداد.
هر دو imperfecto دارند چون هر دو بهصورت وضعیت/فرایند دیده میشوند.
چند اتفاق اصلی پشت سر هم
Llegué a casa, abrí la puerta, dejé la mochila y llamé a mi madre.
اینها زنجیرهی چند رویداد تمامشدهاند، پس indefinido طبیعی است.
یک مثال کوتاه کامل
Era sábado y hacía buen tiempo. Yo estaba en un café con dos amigos. Hablábamos de un viaje cuando vimos a nuestro antiguo profesor. Se acercó a la mesa, hablamos unos minutos y después se fue.
era / hacía / estaba / hablábamos→ صحنه و وضعیتvimos / se acercó / hablamos / se fue→ رویدادهای اصلی
این مقدار برای contrast A2 کافی است؛ این صفحه قرار نیست سیستم کامل storytelling را آموزش بدهد.
این صفحه صرف دو زمان را از صفر آموزش نمیدهد
اگر formation را لازم داری:
اینجا فقط انتخاب بین دو زمان داخل یک روایت کوتاه را تمرین میکنی.
اشتباههای رایج
همهی فعلها را یک زمان کردن
روایت طبیعی ممکن است به هر دو نیاز داشته باشد:
Era de noche y de repente vi un accidente.
پسزمینه imperfecto است؛ رویداد اصلی indefinido.
فکرکردن cuando همیشه imperfecto میخواهد
Cuando llegué, Marta salió.
درست است چون هر دو اتفاق مشخص و تمامشدهاند.
فکرکردن imperfecto یعنی «خیلی قدیمی»
قدیمی یا جدید بودن مهم نیست:
Ayer a las ocho estaba trabajando.
همین دیروز هم imperfecto طبیعی است چون عمل در آن لحظه در جریان بوده.
مسیر تصمیم سریع
- عادت یا توصیف؟ →
imperfecto - عمل در جریان؟ →
imperfecto - اتفاق اصلی و تمامشده؟ →
indefinido - چند رویداد اصلی پشت سر هم؟ →
indefinido - یک رویداد تازه وسط یک عمل در جریان رخ میدهد؟
- عمل در جریان →
imperfecto - رویداد تازه →
indefinido
تمرینهای تعاملی A2
کدام جمله contrast را درست نشان میدهد؟
حالا باید بتوانی در یک روایت کوتاه، پسزمینه و عادت را از رویداد اصلی جدا کنی و بین imperfecto و indefinido انتخاب کنی.