محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
bir yerde hayatını sürdürmek ya da ikamet etmek
hayatta olmak ve yaşamını sürdürmek
bir olayı veya duyguyu deneyimlemek
اینجا منظور تجربهٔ اتفاقی است؛ این معنی را به صفحهٔ «ساکن بودن» وصل نمیکنیم.
yaşamak در ترکی برای زندگی کردن و عمر کردن به کار میرود. اگر دربارهٔ گذراندن یک اتفاق حرف بزنیم، میتواند معنی «تجربه کردن» هم بدهد.
bir yerde hayatını sürdürmek ya da ikamet etmek
hayatta olmak ve yaşamını sürdürmek
bir olayı veya duyguyu deneyimlemek
اینجا منظور تجربهٔ اتفاقی است؛ این معنی را به صفحهٔ «ساکن بودن» وصل نمیکنیم.
در استانبول زندگی میکنم.
در جایی زندگی کردنکجا زندگی میکنی؟
در جایی زندگی کردنخواهر بزرگم با خانوادهاش زندگی میکند.
در جایی زندگی کردندو سال در آنکارا زندگی کردیم.
در جایی زندگی کردنبعضی درختها عمر خیلی بلندی دارند.
زنده بودن یا عمر کردناین جانوران در آب زندگی میکنند.
زنده بودن یا عمر کردندیروز روز سختی را پشت سر گذاشتم.
اتفاق یا احساسی را تجربه کردنبا هم لحظههای خوبی را تجربه کردیم.
اتفاق یا احساسی را تجربه کردنBursa'da yaşıyorum.
در بورسا زندگی میکنم.
O, ailesiyle yaşıyor.
او با خانوادهاش زندگی میکند.
Arkadaşım yalnız yaşıyor.
دوستم تنها زندگی میکند.
Bu ağaçlar uzun yaşar.
این درختها عمر طولانی دارند.
Bugün zor bir gün yaşadık.
امروز روز سختی را پشت سر گذاشتیم.