محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
در جایی خانه و محل زندگی داشتن
در قید حیات بودن و ادامه یافتن زندگی
در فارسی برای گفتن اینکه کسی هنوز زنده است، «زنده است» معمولاً از «زندگی میکند» روشنتر است.
تلفظ تقریبی در فارسی معیار
«زندگی کردن» هم برای گذراندن زندگی و هم برای گفتن محل سکونت است. وقتی فقط زنده بودن مهم باشد، «در قید حیات بودن» هم رایج است.
در جایی خانه و محل زندگی داشتن
در قید حیات بودن و ادامه یافتن زندگی
در فارسی برای گفتن اینکه کسی هنوز زنده است، «زنده است» معمولاً از «زندگی میکند» روشنتر است.
محل زندگی من یک آپارتمان کوچک است.
در خانه یا شهری ساکن بودنخانهات کجاست؟
در خانه یا شهری ساکن بودناو در خانهای با خانوادهاش زندگی میکند.
در خانه یا شهری ساکن بودندو سال ساکن شیراز بودم.
در خانه یا شهری ساکن بودناین درخت سالهای زیادی عمر میکند.
زنده بودن و عمر کردنبعضی جانوران عمر بسیار طولانی دارند.
زنده بودن و عمر کردندر رشت زندگی میکنم.
ساکن رشت هستم.
با خانوادهام زندگی میکنم.
با خانوادهام همخانهام.
او تنها زندگی میکند.
او همخانهای ندارد.
نزدیک خواهرم زندگی میکنم.
خانهام نزدیک خانهٔ خواهرم است.
این درخت مدت زیادی زندگی میکند.
این درخت عمر طولانی دارد.