در جایی زندگی کردن یا ساکن بودن
Vivo en un piso pequeño.در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنم.
¿Dónde vives?کجا زندگی میکنی؟
Mi hermano vive con sus amigos.برادرم با دوستانش زندگی میکند.
Vivimos en Sevilla durante dos años.دو سال در سویل زندگی کردیم.
محتوا تا چند لحظهی دیگر آماده میشود.
tener la vivienda o residencia en un lugar
estar vivo y continuar existiendo
vivir هم برای ساکن جایی بودن و هم برای زنده بودن استفاده میشود. برای محل زندگی معمولاً «vivir en» میگوییم.
tener la vivienda o residencia en un lugar
estar vivo y continuar existiendo
در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنم.
در جایی زندگی کردن یا ساکن بودنکجا زندگی میکنی؟
در جایی زندگی کردن یا ساکن بودنبرادرم با دوستانش زندگی میکند.
در جایی زندگی کردن یا ساکن بودندو سال در سویل زندگی کردیم.
در جایی زندگی کردن یا ساکن بودنبعضی لاکپشتها سالهای زیادی عمر میکنند.
زنده بودن یا عمر کردناین گیاهها در آب زندگی میکنند.
زنده بودن یا عمر کردنVivo en Valencia.
در والنسیا زندگی میکنم.
Ella vive con su hermana.
او با خواهرش زندگی میکند.
Mi tío vive solo.
داییام تنها زندگی میکند.
Vivimos cerca del parque.
نزدیک پارک زندگی میکنیم.
Ese árbol puede vivir muchos años.
آن درخت میتواند سالهای زیادی عمر کند.